چگونه برنامه افغان ملت باعث تباهی شد
انور الحق احدی یکی از برجسته ترین تیوریسن های پشتونیزم است که در صراحت گویی، تمامیت خواهی و با منطق چشم سفیدی و زورگویی شهرت دارد 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۵۷    ۱۴۰۴/۱۱/۷ کد خبر: 178777 منبع: پرینت

چگونه برنامه« افغان ملت» باعث تباهی افغانستان شده است؟
انور الحق احدی یکی از برجسته ترین تیوریسن های پشتونیزم است که در صراحت گویی، تمامیت خواهی و با منطق چشم سفیدی و زورگویی شهرت دارد. او از کارت پشتونیزم به مقامات بلند در جمهوریت بیست ساله امریکایی رسید و نقش کلیدی در فساد و مافیا سالاری و تعصب و طالب پرستی داشت. اما حالا در فرار در امریکا زندگی می کند و باقدرت و افتخار بیش از هروقت دیگر حرف از تحقق برنامه تمامیت خواهی می زند و این بار سنگین را بدوش طالبان قرون وسطایی گذاشته اند.

آقای احدی در بخشی از مصاحبه جنجالی اخیر شان با افتخار ادعا می کند که رهبران پشتون تبار افغانستان چه چپ و چه راست، چه مجاهد و چه طالب، چه دموکرات
برنامه « افغان ملت» را در محور کار شان قرار داده اند. اگر چنین باشد
از عبدالرحمن خان تا امان الله تجدد طلب ، نادر خان ، ظاهر خان، داوود خان، تره کی و امین و نجیب و گلبدین و طالبان ملا عمری، کرزی و غنی و خلیلزاد و‌طالبان هبت الهی ، تقریبا به باور آقای احدی همه برنامه افغان ملت را پیاده نموده و می نمایند. حتی به باور آقای احدی حامیان خارجی دولت های افغانستان برنامه افغان ملت را نقشه راه بازی های اشغالگرانه شان قرار داده اند.

برنامه افغان ملت چیست که همه دولت های پشتون تبار افغانستان چه چپ و چه راست و حتی بازی گران خارجی خود را قربان آن نمودند؟
برنامه افغان ملت یک پروژه فاشیستی و تباه کن است همان طور که هتلر و نازی ها هم خود را و هم کشور شانرا تباه کردند، افغانستان را نیز تباه کردند.
زمانی گلبدین بعد از فرار ها و تباهی ها و ترور ها توسط هلیکوپتر های پاکستانی او را از پاکستان به افغانستان اوردند و در یک مجلس استقبال از او که در ارگ کابل توسط غنی ترتیب داده بود و با افتخار بعد از آن همه فرار و سیاه رویی گفت: اردوغان برنامه دولت سازی مقتدر من را در ترکیه پیاده می کند و شما هم باید اگر برنامه من را نقشه راه دولت سازی تان بسازید، ازین بحران نجات پیدا می کنید. مطابق به برنامه من داکتر عبدالله و یا غنی یکی تان استعفا بدهید تا دولت از شکل شرکت سهامی خارج شده به یک دولت مقتدر مرکزی تبدیل شود.»

این در حالی است که برنامه آقای شومیار باعث تباهی افغانستان و فرار خودش برای چندین دهه شد و با هرکی متحد شد سر او‌ را خورد و آخرین قربانی هم پیمانی با او فرار غنی از قدرت بود. آقای شومیار هر قدر تلاش کرد که طالبان برنامه های شوم او را تعقیب کنند، طالبان او را تحویل نگرفتند. برنامه افغان ملت باعث شد که قدرت را به وحشی ترین گروه طالبان تسلیم نموده و خودشان در فرار زندگی می کند.
دومین ادعای احدی اینست که در حدودی ۹۰ فیصد پشتون ها چه چپ باشند و یا راست و یا ملا، دموکرات و تکنوکرات، مرد ‌و یا زن دست از تمامیت خواهی «هویت ملی پشتونی/ افغانی» نمی کشند.
دیدگاه افشاگرانه و اعتراف گونه احدی باعث واکنش های مختلف شده حتی اتمر که خودش غرق در لجنزار پشتونیزم تمامیت خواه است نقد نموده است.

هارون امیرزاده


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
افغان ملت
احدی
نظرات بینندگان:

>>>   جناب امیری ۱۰ فیصد را مثتثنا نموده اند که اشتباه کامل است. از یک جامعه شناس افغانستانی پرسان کردم که چرا برادران پشتون در خلوت با هم که قرار می گیرند، علیه اقوام دیگر افغانستانی ها - در مجموع دانشگاهی، ملا و عوام -صحبت می کنند؟ در جواب ام گفت: شاید چیز دیگری را نفهمند! که این جمله اش در طول ۱۸ سال برایم ثابت ثابت شد. خانم فاطمه گیلانی که خانم آقای احدی بود/ هست؟ در یکی از ریاست ها که مشغول بکار بود، علناً گفته بود که در بخش مدیریت خارجی باید یک پشتون تبار باشد! اما خبر دارد/ ندارد که این خانواده گیلان چند قرن است که هم از آبخور می خورند هم از توبره. و این تاجیک تباران اند که از صحه صدر کار می گیرند.

>>>   تاریخ گواه است که آقا محمد قاجار 1796-1797 پس از فتح شهر کرمان دستور کور کردن تمام مردان شهر و تجاوز بر 8 هزار تن زن و دختر کرمان را صادر کرد...در افغانستان امیر عبدالرحمن خان هزاره ها را تاراج کرد و زنان شانرا برده ساخت...در حین زمان که تاریخ گواه است ،تکرار هم می‌شود...در جنگ‌های تنظیمی وحشت در شهر کابل بر پا شد و عزت و حرمت زنان و دختران از هر ملیت برباد رفت ...و هزاران حادثه ای دگر....،
بازار پشتون گرایی بر اساس بر نامه های مشخص که سابقه طولانی دارد نیز در پنجاه سال اخیر بخصوص دوره های کرزی و غنی گرمتر شد.استخوان شکنی ها و قتل و قتال میان قبایل که آقای انورالحق نیز مربوط همین ها است از دیر زمان تا کنون وجود دارد ...تنها انگیزه ای که یک عده ای گویا باسواد پشتونها چون احدی لاف از اتحاد میان پشتونها میزند این است که برخورد نا سالم و غیر مسوولانه ای عده ای از افراد غیر مسوول که خود را تیکه داران تاجیک و ازبک وغیره جا زده بودند و یک فیصد از هم از روند حل مساله ملی نمیدانند و با اظهارات و اعمال غیر مسوولانه ای شان بهانه بدست احدی ها و یونها دادند تا چنین اظهارات و موضع گیری های دگران چون وثیقه ای شرعی در برابر دگر ملیتها با برخورد ها و اظهارات غیر مسوولانه استعمال نمایند.این موضوع در جریان بیست سال اشغال افغانستان توسط ناتو در پارلمان و از آنجا در نشرات چاقتر گردید البته توده های پشتون هیچ مشکلی با دگر ملیتها نداشته و ندارند .ما همین اکنوشاهد همکاری ها میان هزاره و پشتون در مناطق مرکزی کشور هستیم..اگر زلزله شود اگر خشکسالی اید اگر امراض خطرناک شیوع یابد ،هم پشتون و هم تاجیک و هزاره میسوزند...
افغانستان خانه ای مشترک همه است ، حکومت هیچ قومی به تنها یی دیر دوام نمیکند ،حذف اکثریت جامعه از همه ای امور جاری وطن خود بخود زمینه ای سقوط حاکمیت تک قومی را آماده میسازد این حکم زمان و تاریخ است...
افغان ملتی ها یک قشر کوچک برخاسته از میان عده ای از گویا باسوادان پشتونها است که دل خود را با اظهارات میان تهی خوش میکنند ،حتی طالب به حرفهای آنها باور ندارد.
احدی فراموش کرده است که سران ،بارکزایی ها و محمد زایی ها حد اقل بیشتر از یک قرن افغانستان را دچار جنگ‌های داخلی ساختند با معاملات خاینانه با انگریز خاک و سرزمین ما را فروخته اند و حاکمیت ما را زیر سوال بردند و هر بار برای دفاع از تمامیت ارضی و پاکسازی میهن از افراز کثافات شان تمام اقوام افغانستان به شمول هزاره ، ،تاجیک ،پشتون ،دست بدست هم دادند و افغانستان را از ورطه ای سقوط کامل نجات دادند ...
با تاسف ،روحیه هژمونیستی قومی وملیتی و مذهبی امروز در ژیوپولیتیک جهان بازار گرمی پیدا کرده است و افغانستان نیز از آسیب پذیر شده است احزاب راست گرا و ناسیونالیستهای افراطی بنام حفظ نژاد و رنگ پوست ،برضد مهاجرین ، سخت در فعالیت اند و انارشیزم موجود در جوامع سرمایداری را ناشی از خارجی های بی آزار میدانند این بهترین موضع نرم برای حمله بخاطر ارضا ء افکار شان است ...در هندوستان حزب. هند و گرای افراطی BJP هر روز علنا ، حتی در داخل پارلمان بر نمایندگان انتخاب شده ای مردم که مسلمان اند دشنام می‌دهند ،عرصه ای کار یابی در دولت را برای مسلمانان تنگ ساخته اند ....عیسوی ها را مجبور به ترک عقیده ای شان میسازند ...این یک جریان خطرناک فاشیستی است که علیه آن محتاطانه و سرسختانه مبارزه شود.
راه مقابله با یونها و احدی های بیسواد همانا یکپارچگی همه ای ما به شمول توده های پشتون است. در غیر آن اگر ما خود هر روز شعار های تجزیه طلبانه و مضامین تجزیه طلبانه را مطرح کنیم ،در حقیقت برای شوونیستهای پشتون بهانه برای ترویج پوچی گری های آنها میدهیم.
ما افغانستان خود را دوست داریم و نباید انرا به مفت از دست داد این سرزمین زمانی به همه تعلق داشت که نه اسلام در آن بود و نه کدام قوم مشخص به تنهایی به خصوص پشتونها...حکومت میکرد...تاریخ آن پر از مبارزات مشترک اقوام علیه ظلم و تعدی بوده است.
به امید افغانستان متحد و فردای روشن
فخر اهنگر

>>>   در تمام صحبت های انورالحق احدی همین نکته اش خوشم آمد که گفت:
( من به پشتو خواب می بینم! )
بگذارید خواب ببیند. بیدارش نکنید و نگویید که جهان عوض شده.
انورالحق را خفته دیدم نیمروز
گفتم این فتنه است، خوابش برده، بِه
وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن‌چنان بد زندگانی، مُرده به
منصوری

>>>   در هر دوره از حکومت ها یکی از این فاشیست ها از دیگر فاشیست ها یک سروگردن بالاتر بودند؛ در زمان خلقی ها سلیمان لایق ( نالایق) بود؛ از گلبدین که نگوی؛ در زمان کرزی خرم بود؛ و اشرف غنی احمد زی که نماینده خاص این جریان بود و روندیکه انگلیس توسط احمد ابدالی شروع کرد بود ایشان ختم جریان ۴۰۰ ساله را با عمل خویش در طول بیست سال که افغانستان زیر استعمار امریکا بود و احمد زی بدون کدام مشکل آزاده عمل نمود و ختم این جریان را عملا اعلان نمود.

>>>   برخی از دوستان در مورد اولویت شناسی حرف می‌زنند و مثلا می‌گویند که اولویت مهم امروزی مبارزه با تالبان است و نباید غیر از این به موضوع دیگری تمرکز کرد. اینها از جمله پرداختن به مسایل قومی را غیرضروری دانسته و می‌گویند که این موضوع اولویت امروز نیست یا نباید باشد. غافل از اینکه مبارزه با تعصب و تبعیض قومی خود بخش عمده مبارزه با تالبان است. نیروی اصلی و هسته مرکزی تالبان همان‌ قوم‌پرستان، نژادپرستان و فاشیست‌/پشتونیست‌ها هستند که انوارالحق احدی به خوبی اخیرأ در مورد آنان صحبت کرد و به وضاحت گفت که تالبان همان کاری را می‌کنند که کرزی و غنی می‌کردند.
غنی نیز می‌گفت که تمام کننده کارهای نیمه تمام امان‌الله است. این گفته دو جنبه داشت. پشتونیست‌ها می‌فهمیدند که هدف غنی تکمیل برنامه‌های قومی امان‌الله است و الحق که چنین بود، و غیرپشتون‌های بسته شده در ایزاربند ملی‌گرایی پشتونی و هم‌رکاب غنی احمدزی تصور می‌کردند که منظور غنی ترقی افغانستان است.
به هرحال، واضح است که هسته اصلی و مرکزی تالبان پشتونیزم است. تصمیم‌گیرنده اصلی در رژیم تالبان پشتونیست‌ها هستند. غیرپشتونهای تالب، حتا بدتر و ترسوتر از غیرپشتونهای شریک در حکومت کرزی و غنی هستند. از این چلی‌بچه‌هایی تاجیک که در رکاب ملا هبت‌الله و حقانی قدم و قلم می‌زنند، نمی‌توان انتظار داشت که مانع تحقق برنامه‌های قومی هسته مرکزی تالبان شوند. اینها یکتا کتاب در باره تاریخ و هویت و فرهنگ نخوانده‌اند تا بدانند قصه از چه قرار است و در کجا قرار دارند و چه دارند می‌کنند. آنان هنوز به شعارهای فریبنده رهبران تالبان ایمان دارند و حتا در مخیله شان نمی‌گنجد که از ارزش‌های هویتی خود دفاع کنند.
به تاکید باید گفت که اگر علیه تفکر شوونیستی و پشتونیستی حاکم در ذهن و ضمیر پشتونها ایستادگی نشود و راه‌های تضعیف و مهار چنین تفکری سنجیده نشود، مبارزه با تالب به بحران سیاسی مزمن در خراسان/افغانستان نمی‌توان نقطه پایان گذاشت. در واقع مبارزه با تالبان باید همزمان با شناخت دقیق این گروه باشد. شناخت دقیق یعنی اینکه تمام ابعاد شکل‌گیری گروهی به نام تالبان شناخته شود. این تعریف که تالبان یک گروه افراطی مزدور پاکستان است، یک تعریف کلاسیک و مقدماتی و سطحی‌نگرانه از تالبان است و از اصلی‌ترین موضوع در شناخت این گروه، که عنصر تعیین کننده و برجسته پشتونیستی آن است، غفلت می‌کند. چنین غفلتی باعث خواهد شد که مبارزه با تالبان تبدیل به یک جنگ مقطعی و بی‌هدف شود و پیامدهای ارزشمندی به نفع صلح و ثبات و تامین عدالت در کشور نداشته باشد. نمی‌توان یک پدیده را درست نشناخت اما با آن موثر مبارزه کرد.

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است