| اگر این فاجعه در آبهای اروپا یا سواحل آمریکا رخ میداد، آن را به عنوان بحران جهانی و تهدیدی علیه بشریت معرفی میکردند. اما در خلیج فارس سکوت و بیعملی جایگزین مسوولیتپذیری میشود | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۴۳ ۱۴۰۴/۱۲/۱۷ | کد خبر: 178996 | منبع: |
پرینت
|
|
نفت بر آب، آتش در سیاست: جنایت زیستمحیطی در خلیج فارس و سکوت شرمآور متحدان غربی در برابر تجاوزات آمریکا و اسراییل؛
نشت نفت کوره در آبهای خلیج فارس نه یک سانحهٔ دریایی معمولی و نه یک مشکل فنی است، این حادثه در بستر تجاوزات و اقدامات نظامی علیه ایران رخ داده و امنیت محیط زیست و کشتیرانی در یکی از حساسترین مناطق جهان را بهطور جدی تهدید میکند.
در پی تشدید اقدامات نظامی آمریکا و اسراییل علیه اهداف داخل ایران، تنشها به خلیج فارس کشیده شد و منجر به آسیب دیدن یا غرق شدن چند نفتکش حامل نفت کوره گردید. در مدت زمانی کوتاه، لکههای نفتی از محل درگیری به سواحل کشورهای دیگر، از جمله برخی کشورهای جزیرهای که حتی مرز دریایی مستقیم با منطقهٔ حادثه ندارند، سرایت کرد. چنین گسترش سریع آلودگی نشان میدهد که خلیج فارس به دلیل ساختار جغرافیایی نیمهبسته و جریانهای دریایی خاص خود، به شدت در برابر آلودگیهای نفتی آسیبپذیر است.
تجاوزات نظامی علیه ایران در این منطقه نه تنها یک تهدید فوری برای امنیت انرژی جهان بوده، بلکه به یک فاجعهٔ زیستمحیطی با پیامدهای طولانیمدت برای اکوسیستم دریایی تبدیل شده است، پیامدهایی که زندگی میلیونها انسان و معیشت صدها جامعهٔ ساحلی را به خطر میاندازد.
این رویدادها نه یک بحران منطقهای عادی، بلکه مصداق بارز نقض تعهدات بینالمللی در حفاظت از محیط زیست دریایی و قواعد منازعات مسلحانهاند. بر اساس اصول مندرج در کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل متحد دولتها موظفاند از آلودگی محیط زیست دریایی جلوگیری کرده و اقدامات پیشگیرانه اتخاذ کنند. همچنین کنوانسیون بینالمللی جلوگیری از آلودگی ناشی از کشتیها هرگونه رهاسازی عمدی یا گستردهٔ مواد نفتی در دریا را ممنوع میداند و دولتها را ملزم به اتخاذ تدابیر فنی و قانونی میکند.
بر پایهٔ حقوق بینالملل بشردوستانه نیز تخریب گستردهٔ محیط زیست در جریان مخاصمات مسلحانه میتواند نقض اصل تناسب و اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی تلقی شود. مطابق اصول مندرج در پروتکل الحاقی اول به کنوانسیونهای ژنو استفاده از روشها یا ابزارهای جنگی که آسیبهای گسترده، شدید و طولانیمدت به محیط زیست طبیعی وارد کند، ممنوع است.
در چنین بستری، تجاوزات نظامی علیه ایران که به انفجار یا غرق شدن نفتکشهای حامل نفت کوره انجامیده و باعث آلودگی گستردهٔ دریایی شده است، میتواند در چارچوب حقوق بینالملل به عنوان تخلف جدی، نقض تعهدات بینالمللی و حتی جنایت زیستمحیطی مورد بررسی قرار گیرد. این امر بهخصوص زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم خلیج فارس یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و بخش بزرگی از تجارت جهانی نفت و گاز از طریق این آبراهه انجام میشود. بنابراین چنین بیثباتی نظامی نه تنها امنیت کشورهای ساحلی را تهدید میکند، بلکه امنیت اقتصادی و زیستمحیطی کل جهان را در معرض خطر قرار میدهد.
ابعاد خطر زمانی بهمراتب نگرانکنندهتر میشود که این منطقه را از منظر زیرساختهای حساس انرژی نیز بررسی کنیم. در سواحل خلیج فارس تأسیسات مهم انرژی، از جمله نیروگاه هستهای بوشهر قرار دارد که بخشی از برنامهٔ صلحآمیز انرژی هستهای ایران محسوب میشود. همچنین اسراییل یکی از کشورهای دارای توانمندیهای هستهای است، هرچند این توانمندی را هرگز بهطور رسمی اعلام نکرده است. گسترش درگیریهای نظامی در منطقهای که همزمان دارای زیرساختهای عظیم انرژی فسیلی و ظرفیتهای حساس دیگر است، میتواند پیامدهایی فاجعهبار و غیرقابل پیشبینی برای امنیت منطقهای و حتی جهانی داشته باشد.
نکتهای که بیش از هر چیز پرسشبرانگیز و نگرانکننده است، سکوت و استانداردهای دوگانهٔ قدرتهای غربی در برابر این بحران است. در حالی که این کشورها در موارد مشابه در نقاط دیگر جهان مواضع سیاسی و رسانهای قاطع اتخاذ میکنند، وقتی پیامدهای مستقیم تجاوزات نظامی علیه ایران در خلیج فارس باعث آلودگی زیستمحیطی گسترده و تهدید امنیت انرژی جهانی میشود، واکنشها بهطرزی چشمگیر کمرنگ و محتاطانه باقی میماند. چنین سکوتی نه تنها مشروعیت ادعاهای غرب دربارهٔ دفاع از محیط زیست و حقوق بشر را زیر سؤال میبرد، بلکه به عادیسازی نظامیگری در مناطق حساس زیستمحیطی نیز کمک میکند.
واقعیت آن است که اگر چنین فاجعهای در آبهای اروپا یا سواحل آمریکای شمالی رخ میداد، بیتردید آن را به عنوان بحران جهانی و تهدیدی علیه بشریت معرفی میکردند. اما زمانی که همین تهدید در خلیج فارس و در سایهٔ سیاستهای ژیوپولیتیکی آمریکا و اسراییل شکل میگیرد، سکوت و بیعملی جایگزین مسوولیتپذیری میشود.
این وضعیت نشان میدهد که مساله تنها یک نشت نفت یا یک حادثهٔ دریایی نیست، بلکه نمونهای از بحران عمیقتر در نظم بینالمللی است که در آن منافع ژیوپولیتیکی آمریکا و اسراییل بر اصول حقوق بینالملل، حفاظت از محیط زیست و امنیت مشترک بشریت ترجیح داده میشود.
در چنین شرایطی، تداوم تجاوزات نظامی علیه ایران و سیاستهای بیثباتکنندهٔ آمریکا و اسراییل در منطقهای به حساسیت خلیج فارس نه تنها نقض حاکمیت کشورها بلکه تهدیدی جدی علیه محیط زیست جهانی، امنیت انرژی و آیندهٔ مشترک بشریت محسوب میشود که سکوت متحدان غربی در برابر آن، بیش از هر چیز، نشاندهندهٔ بحران اخلاقی و سیاسی عمیق در نظام بینالملل معاصر است.
محمد اقبال نوری