| تاریخ انتشار: ۰۰:۳۴ ۱۴۰۴/۱۲/۲۷ | کد خبر: 179041 | منبع: |
پرینت
|
|
در این سالها، افغانستان بارها و بارها دستخوش بحران بوده است. طالبان، که امروز حکومت افغانستان را در دست دارند، گروهی هستند که از دل مدارس دینی در پاکستان برخاسته و بیشتر اعضای اولیهشان افغان بودند، اما در مدارس دینی پاکستان رشد کردند. حکومت طالبان که بار اول در دهه نود شکل گرفت، با خشونت، سرکوب زنان، محدود کردن آزادیها و بیثباتی شناخته میشود. اما با وجود این اختلافات و جنایاتی که طالبان در طول تاریخ انجام دادهاند، امروز در برابر تجاوز پاکستان ایستادگی کردهاند.
ما با این حکومت مخالفیم. ما این گروه را که با خشونت و افراطگرایی کشورمان را اداره میکند، نمیپذیریم. زنان را از حقوق خود محروم کردهاند، اقوام مختلف نادیده گرفته شدهاند، آزادی بیان از بین رفته و نسل جوان به دلیل فقدان تحصیل و فرصتها محدود شدهاند. ما سالهاست که قربانی این حکومت شدهایم.
اما در شرایط کنونی، ما باید کاملاً هوشیار باشیم: ما هرگز نباید اجازه دهیم که بحث قوم و قومیت وارد این بحران شود. هیچ قومی برتر از دیگری نیست. دشمنان همیشه از این اختلافات قومی استفاده کردهاند تا مردم را از هم جدا کنند و همیشه درگیری را دامن بزنند. ما نباید اجازه دهیم این اختلافات دوباره ما را به ورطه بحران ببرد.
با این همه، وطن ما امروز در برابر تجاوز پاکستان قرار گرفته است. ما هرگز نمیتوانیم این را نادیده بگیریم. ما مخالف این حکومت هستیم، اما در برابر دشمن خارجی که کشورمان را تهدید میکند، باید بایستیم. ما طرفدار طالبان نیستیم و هرگز افکار افراطی آنها را نمیپذیریم. اما اگر قرار است این کشور در برابر تجاوز خارجی مقاومت کند، باید هشیار باشیم. سؤال مهم این است: ما چگونه میتوانیم هم با این حکومت مخالف باشیم، هم در برابر تجاوز متحد بمانیم، بدون این که به اختلافات قومی دچار شویم؟
لیلا سروری
>>> به خانم سروری سلام،
با نظرتان که در مقابل تجاوز دشمن یعنی پاکستان باید افغانها متحد بمانند، موافق هستم. در مورد اینکه در مقابل طالب مبارزه شود باید ګفت که تقریبا ۵ سال میشود که اشخاص مختلف در ممالک مختلف با هم جمع میشوند و شعار ضد طالب میدهند، انا نتیجه صفر است، آیا شما در دیاسپارا افغانها در خارج این پوتنسیال را میبینید که یک جریان سیاسی و مدنی را به وجود بیاورند؟ جواب من نه است. از سال ۱۹۷۸ میلیونها افغان با دیار مهاجرت پیوسته اند و ممکن است چندین نسل در ممالک اروپا و امریکا تحصیل کرده باشند و در پاکستان و ایران از امکانات تحصیل سود برده باشند، که تعداد تحصیلکرده ها از چندین میلیون زیاتر هستند، اما جوهر اتحاد و همپسندی را ندارند، پس چطور خودرا در اجتماع مانند یک جریان سیاسی و یا مدنی مطرح کرد؟
در خارج از افغانستان بیش از ۱۰ میلیون افغان زندګی میکنند، که در بین شان پرچمی، ستمی، خلقی، جمعیتی، وحدتی، جنبشی، اسلامی، تکنوکرتی و دها نقش و روی دیګر موجود است، اما تمام شان اتحاد بر نفاق کرده اند!
سخن های کلیشیی آزادی بیان، حقوق اقوام، حقوق زن و حقوق تحصیل هیچ جای را پر نمیکند! علتش اینست که ۹۰ فیصد جامعه با قوانین اسلامی موافق اند و به شریعت باوری هستند و ازینرو از طالب پیروی و حمایت میکنند، پس شما در قدم اول تعریف آزادی بیان و حقوق افراد را پیشنهاد کنید و نسخه جریان مدنی و سیاسی را پیشنهاد کنید که اما کمینه ها از اهداف ولای شما پیروی کنیم! آنها میګویند که (حقالله و حقالعبد) باید تامین شود، پیشنهاد سما چیست؟
موفق باشید، وسلام