| یکی از منابع فرهنگی ما فرهنگ بومی خود ما است که ریشه در تمدن ایرانی/خراسانی دارد. منبع دیگر فرهنگ عربی است که ریشه در اسلام دارد و حالا بخشی از هویت ما شده است. جنبه دیگر فرهنگ ما ریشه در فرهنگ غربی دارد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۰۰ ۱۴۰۴/۱۲/۲۹ | کد خبر: 179049 | منبع: |
پرینت
|
|
۱- عید را میگویند از ریشه عود میآید. عود یعنی برگشتن. یعنی عید میرود و بعد از یکسال دوباره بر میگردد. کلمه عودت مهاجرین، یعنی برگشت بیجا شدگان هم از همین ریشه است. علما میگویند وقتی عید آمد ماهایی که از خودبیگانه شدهایم، لازم است که دوباره به خود بر گردیم و کارها و فکرهای یک ساله خود را محاسبه کنیم و بسنجیم.
۲- عربها قبل از اسلام و در زمان ساسانی مردمان حاشیهای و زیر دست بودند. دین اسلام و پذیرش آن توسط اعراب، آنها را در موقعیت برتری قرار داد و با گسترش اسلام شهرهای مذهبی مکه و مدینه به مرجع دینی تمام مسلمانان جهان تبدیل شد و مراسم مذهبی حج فرضی و حج عمره، میلیونها مسلمان را از افریقا تا آسیا و اروپا به حجاز کشاند و به اهمیت این شهرها هر روز بیشتر از پیش افزوده شد.
قرآن مجید در سوره مبارکه قریش میفرماید: فلیبعدوا رب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف. (قریش باید پروردگار این خانه را که از گرسنگی نجاتشان داد و از ترس ایمنشان کرد، عبادت کنند.)
آیه شریفه نشان میدهد که پیامبر و اصحاب بزرگوارش به جنبه اقتصادی و مالی قضیه، آگاه و واقف بودند و به آن اهمیت میدادند.
۳- ما فارسها/ایرانیها/خراسانیها قبل از اسلام با امپراتوریهای پایدار پیشدادی و هخامنشی و به ویژه دوره طولانی ساسانی به هرحال یکی دو سه قدرت برتر جهان بودیم و تمدن و فرهنگ معروفی داشتیم.
یکی از نمادها و نمودهای فرهنگ ایرانی جشنها و عیدهای بزرگ و کوچک فراوانی بود که همه ساله از سوی حکومت و مردم برگزار میشد. مشهورترین اینجشنها جشن نوروز و مهرگان و سده بود که بعد از اسلام هم خودشان را حفظ کرد و در دوران سامانی و غزنوی و سلجوقی نیز روی آن تاکید شد.
۳- عربها هم از فرهنگ و تمدن ایرانی چه بعد از اسلام وچه قبل از اسلام تاثیر پذیرفتند. به طور نمونه از ضرب سکه و تاسیس تاریخ هجری به حیث نمونههای معروف این تاثیرپذیری یاد میشود که اعراب از ایرانیها و رومیها الگو گرفتند. گفته میشود به پیامبر بزگوار اسلام گفتند ایرانیها فلان جشنها را دارند ما چرا جشن و عید نداریم؟ پیامبر هم فرمودند ما هم عید فطر و عید اضحی را داریم. روایتها به صراحت نشان نمیدهند پیامبر عیدهای ما ایرانیها/فارسها را منع کرده باشد. پیامبر فقط عیدهای دیگری در جامعه و میانمردم خودش تاسیس کرد. کسی در میان اعراب حجاز آن زمان نوروز را جشن نمیگرفت که منع شود. ایران هم از پیامبر دور بود و مردمش در آن زمان امپراتوری بزرگی داشتند و مسلمان نشده بودند، لذا عملی هم نبود که کسی نوروز را منع کند.
۴- بعدها و در زمان امویان و عباسیان که ایرانیها و خراسانیها مسلمان شده بودند، تقابل و تعصب فرهنگ عربی و فارسی، خودش را نشان داد. روایتهای بسیاری به نفع یا ضرر فرهنگ ایرانی ساخته شد که ریشه در سیاست و سیاست فرهنگی داشت. خصومت و دشمنی با نوروز و دیگرنمادهای ایرانی مثلا در چنین فضایی تشدید و تبلیغ شد.
۵- عربها در زمان اموی و عباسی مسلمانان ایرانی/خراسانی را گاهی زندیق میگفتند و مسلمان واقعی حساب نمیکردند. اصطلاح زننده موالی یعنی غلامان در همین دوره خیلی اوج گرفت. عربها به مسلمانی که عرب نبود، موالی یعنی غلامهای آزاد شده، خطاب میکردند و معنای سیاسیاش این بود که شما مسلمان برابر با ما نیستید و پدران ما شما را برده و اسیر گرفتند و بعدا آزاد کردند.
گفته میشود حتا در زمان جهاد، قبل از این دوره نیز به اسپ عربی دو چند اسپ عجمی از غنیمت سهم داده میشد.
خود اصطلاح عجم و عجمی که به معنای گنگ یا کسی بود که لکنت زبان دارد، ریشه در همین تعصب عربی و غیر عربی داشت.
۶- امروزه هم کشورهای عربی رابطه خوب و صمیمانهای با غرب و با جهان دارند. برخی از کشورهای عربی در واقع میدان هوایی و انبار و گدام غربیها هستند. این به همان زرنگی و باهوشی اقتصادی اعراب بر میگردد که ریشه در تاریخ دارد.
ما غیر عربها اما که روزگاری از طرف اعراب بحیث زندیق و موالی و عجم و مجوسی برچسپ زده میشدیم، حالا شدهایم کاسهای داغتر از آش. به قول دکتر احمد سلامتیان غرب گاو شیری است که دیگران از شیرش استفاده میکنند ما ایرانیها با شاخش در افتادهایم.
۷- در زمان جهاد افغانستان اگر کدام عرب جنگره در کشورهای عربی پیدا میشد او را میفرستادند که برو به افغانستان جنگ کن. بعد از جهاد نیز میدانید که به نامهای مختلف دانه دانه از اینها در این مناطق هستند و گاهی در ابیت آباد پاکستان خبر مرگشان شنیده میشود و گاهی در شیرپور افغانستان.
۸- ما در حال حاضر، فرهنگ مان به طور عموم سه منبع دارد. یکی از منابع فرهنگی ما فرهنگ بومی خود ما است که ریشه در تمدن ایرانی/خراسانی دارد. منبع مهم و گسترده دیگر فرهنگ عربی است که ریشه در اسلام دارد و حالا ۱۴۰۰ سال است که بخشی از هویت ما شده است. جنبه جوان و پر رنگ دیگر فرهنگ ما ریشه در فرهنگ غربی دارد که علم و صنعت مدرن و فیسبوک و تلویزیون آن را با خود آورده است و بخشی از فرهنگ کنونی ما شده است.
عید رمضان به جنبه عربی_اسلامی فرهنگ ما تعلق دارد و جشن نوروز به جنبه بومی و وطنی فرهنگ ما.
امروز عید است و پس فردا نوروز.
هردو مبارک باد!
نبی ساقی
>>> قبل ازین که این کشور بنام خراسان و با افغانستان نامیده شود،نام اصلی اش آریانا بود.
در آن دوران نیز این کشور دارای عنعنات و کلتور و رسم و رواج ها بود که با دو مرتبه لشکر کشی های هخامنشیان ایرانی و ساسانیان ایرانی،تمام این کلتور و عنعنات از بین رفت.
مثلاً در آن زمان مردم مرده گان خویش را دفن نمیکردند، بلکه در روی بام ها میگذاشتند تا غاز ها و دیگر پرندگان گوشتخوار می آمدند و آن را میخوردند.
حالا عین کار را عرب ها و طالبان با زیارت روضه مبارک در مزار شریف میکنند.
با وجودی که یک جای شفا بابی امراض مختلف است که مردم مراد خود را از آن طلب میکنند.
روز نوروز است خداجان، جنده بالا میشود.
از کرامات سخی جان، کور بینا میشود.
در بخش ارتوپیدی، پای لنگ جور میشود.
در بخش نسایی، طفل پیدا میشود.
دلیل بند شدن اش این بود که مرحوم ملا عمر رهبر طالبان،یک چشم شان در جنگ صدمه دیده بود.
با وجود رفتن به این زیازت و دعا و مراد طلبیدن،کدام فایده یی نکرد.
بنأ اعتقاد شان ازین زیارت و نوروز برگشت.