خاورمیانه در آستانه بازتعریف قدرت
متأسفانه مردم امریکا قربانی جنگ‌افروزی و توطیه‌های یک اقلیت قدرتمند هستند. اپستین به‌تنهایی یک پرونده رسوایی نبود 
تاریخ انتشار:   ۰۰:۲۱    ۱۴۰۵/۱/۸ کد خبر: 179080 منبع: پرینت

تجاوز اخیر ایالات متحده و اسراییل به ایران صرفاً یک تقابل نظامی در چارچوب‌های شناخته‌شده نیست، بلکه نشانه‌ای از گذار به مرحله‌ای پیچیده‌تر در نظم جهانی است؛ مرحله‌ای که در آن، مرز میان جنگ کلاسیک و آشوب‌های ساختاری درهم می‌ریزد. این تحولات نه‌تنها موازنه قدرت در خاورمیانه را به چالش کشیده، بلکه پرسش‌های بنیادینی درباره آینده دولت‌ها، نقش بازیگران فرامنطقه‌ای و سرنوشت جوامع منطقه مطرح کرده است. در چنین بستری، در این گفت‌وگو تلاش شده برای فهم لایه‌های پنهان و آشکار این بحران و چشم‌اندازهای پیشِ رو پرداخته شود.

گفتگو با دکتر حکیم نعیم، استاد تاریخ «شرق میانه» در دانشگاه کالیفرنیا که دکتورای خود را در تاریخ روشنفکری عثمانی و افغانستان از دانشگاه کالیفرنیا به‌‌دست آورده است.
صدر: تشدید درگیری میان ایران از یک‌سو و ایالات متحده و اسراییل از سوی دیگر، آیا ما با یک جنگ کلاسیک مواجه‌ایم یا آغاز مرحله‌ای تازه در تاریخ مداخلات قدرت‌ها در خاورمیانه؟
دکتر نعیم: خوب، مداخلات در خاورمیانه در مراحل متفاوت همیشه وجود داشته است. همان‌طور که در یک مصاحبه قبلی با شما گفته بودم، اسراییل و امریکا با آن حمله دوازده‌روزه، جنگ را با ایران آغاز کرده بودند و بر اساس الگوی سوریه و لبنان، هرچند گاه باید ادامه می‌یافت. فقط اشتباه امریکا و اسراییل این بود که قدرت و نفوذ ایران را ضعیف‌شده سنجیده بودند. طبعاً این جنگ به آن مفهوم کلاسیک آن نیست، زیرا هر جانب درگیر روش و هدف متفاوت دارد. دیده می‌شود که حتی خواست‌های اسراییل با امریکا و متحدان خلیجی‌اش هم متفاوت است.

صدر: شواهد کنونی نشان می‌دهد هدف اصلی این جنگ مهار قدرت منطقه‌ای ایران است یا تغییر ساختار سیاسی آن؟
دکتر نعیم: همان‌طور که گفتم، دیده می‌شود هر طرف درگیر در جنگ، هدف و مرام کوتاه‌مدت و درازمدت خود را دارد. آنچه اعلان می‌شود، مشکل است که بپذیریم. بدون شک، قدرت ایران در منطقه تا جایی ضعیف شده است، ولو اگر کاملاً مهار هم نشده باشد. خیلی مشکل است که بدانیم هدف امریکا در این جنگ چیست، زیرا قدرتمندان امریکا با پیروی از اسراییل و به‌گونه‌ای تصادفی این جنگ را آغاز کردند. آنچه واضح است، این‌که اسراییل امریکا را به این جنگ کشانده است. اسراییل بدون شک یک هرج‌ومرج گسترده در منطقه و ایران می‌خواهد که به تغییر ساختار سیاسی و جغرافیایی ایران و منطقه بیانجامد. اسراییل در نهایت سلطه مطلق در منطقه می‌خواهد و برای این هدف، حتی در درازمدت، خواهان خروج امریکا از منطقه است. در طرف دیگر، هدف ایران در نهایت بقا است که تا هنوز موفق بوده است. کشورهای وابسته خلیج در یک سردرگمی به امریکا و اسراییل می‌نگرند و حاضر به هر معامله‌اند. به استثنای قطر که تا اندازه‌ای در گفتمان متفاوت است، تمامی شیخ‌نشین‌های خلیج با اسراییل همکار و تابع‌اند.

صدر: گزارش حمله به زیرساخت‌ها و مراکز غیرنظامی در ایران چه معنایی در راهبرد جنگ دارد؟ آیا هدف شکستن اراده جامعه است؟
دکتر نعیم: فکر می‌کنم اسراییل شاید در نهایت به زیرساخت‌ها و مراکز غیرنظامی حمله کند، اگر جنگ به درازا بکشد. فقط آن‌قدر محتمل به نظر نمی‌رسد و نتیجه معکوس خواهد داشت و به همبستگی و تقویت اراده جامعه خواهد انجامید. حمله به زیرساخت‌ها، فکر می‌کنم، در نهایت در زمان تضعیف ایران و در آخرین مرحله جنگ صورت خواهد گرفت. فقط روند جنگ نشان می‌دهد که ایران دارد سخت مقاومت می‌کند و مشکل است که امریکا و اسراییل به آن مرحله برسند.

صدر: آیا این الگو یادآور تجربه «جنگ شهرها» در جریان جنگ ایران و عراق است یا شکل جدیدی از جنگ علیه جامعه را نشان می‌دهد؟
دکتر نعیم: «جنگ شهرها» همیشه در زمان مدرن وجود داشته است، مخصوصاً بعد از جنگ جهانی اول و دوم؛ زمانی که شما دیگر مستقیم دشمن نظامی‌تان را نشانه نمی‌گیرید، بلکه محیط زیست یا محل زیست دشمن‌تان هدف است. قدرت غرب با تکیه بر جنگ شهرها تداوم یافته است و خود را به این شکل حفظ می‌کند. وقتی هدف شما سلطه مطلق باشد، بدون شک به شهرها و جوامع هجوم می‌آورید که با فناوری پیچیده امروزی بسیار ویرانگر است. امروز، مانند گذشته، عساکر در یک میدان جنگ رو‌برو با وقار و جسارت با هم نمی‌جنگند، بلکه جنگ‌ها علیه جوامع و انسان‌ها در شهرها است.

صدر: آیا نشانه‌هایی وجود دارد که این درگیری به‌سرعت می‌تواند به یک جنگ منطقه‌ای گسترده تبدیل شود؟
دکتر نعیم: خوب، جنگ از اول منطقه‌ای بود و است. هم ایران و هم اسراییل خواهان منطقه‌ای‌شدن جنگ بودند. ایران می‌خواست با گسترش جنگ، هزینه جهانی آن را افزایش دهد و اسراییل هم با گسترش جنگ در منطقه، درصدد ایجاد هرج‌ومرج است که به‌عنوان سیاست بی‌ثباتی برای رسیدن به سلطه و کنترل شناخته می‌شود.

صدر: کشورهای خاورمیانه در برابر این جنگ چگونه در حال صف‌بندی جدید هستند؟
دکتر نعیم: تکرار می‌کنم که آنچه به آن خاورمیانه می‌گوییم، در حقیقت سه کشور است: ایران، ترکیه و مصر. ایران در جنگ است و مصر هم سال‌هاست به وابسته امریکا و اسراییل مبدل شده است. شیخ‌نشین‌های عرب هم توانایی و آزادی برای یک صف‌بندی مستقل ندارند.

صدر: نقش ترکیه در این بحران چیست؟ آیا آنکارا در پی مهار ایران است یا حفظ توازن قدرت؟
دکتر نعیم: ترکیه سخت نگران است. هرچند خواهان یک ایران ضعیف در منطقه است، اما به هیچ صورت خواهان فروپاشی و بی‌ثباتی ایران و جغرافیای آن نیست. ترکیه می‌داند که رقیب منطقه‌ای‌اش پس از این اسراییل است. ترکیه به‌صورت خاموش در پی گسترش نظامی است، ولی ترک‌ها با عمل‌گرایی غرب به‌خوبی آشنایی دارند و در هر لحظه می‌توانند چندگانه بازی کنند. جنگ سوریه درس بزرگی برای ترکیه بود. به‌عنوان کسی که ترکیه را از نزدیک می‌شناسد، می‌گویم این کشور می‌تواند نقش مهمی در منطقه و میان مسلمانان ایفا کند. فقط ترکیه خطوط شکننده داخلی دارد و باید با تاریخ خود کنار بیاید. خطرناک‌ترین مساله برای ترکیه، عقده خودکم‌بینی در برابر غرب است که از قرن نوزدهم به این‌سو آن را دچار آشفتگی کرده است.

صدر: آیا نشانه‌هایی از گسترش جنگ‌های نیابتی در منطقه دیده می‌شود؟
دکتر نعیم: اگر ایران فروبپاشد و بی‌ثبات شود، ما شاهد جنگ‌های نیابتی خواهیم بود. این جنگ‌ها پس از حملات اشغالی و بی‌ثبات‌کننده آغاز می‌شوند و برای قدرت‌های بزرگ کاربرد دارند.

صدر: با توجه به تجربه جنگ عراق، آیا این جنگ می‌تواند شکاف‌های فرقه‌ای در خاورمیانه را تشدید کند؟
دکتر نعیم: پاسخ این سؤال هم مرتبط با سؤال بالاست. در صورتی که ناامنی گسترش یابد، متأسفانه شاهد شعله‌ورشدن شکاف‌های فرقه‌ای خواهیم بود.

صدر: واکنش جوامع مسلمان به این جنگ چه چیزی را نشان می‌دهد: همبستگی گسترده یا استمرار شکاف‌های سیاسی و مذهبی؟
دکتر نعیم: جوامع اسلامی دارای اکثریت‌های ناتوان، استبدادزده، فقیر و سردرگم‌اند که با مشکلات فراوان مواجه‌اند. در مقابل، اقلیت‌های مستبد، غیردموکراتیک، بیکار و وابسته، صاحبان قدرت‌اند که از هر نوع همبستگی مردمی به‌شدت جلوگیری می‌کنند و از استمرار شکاف‌های قومی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی سود می‌برند. اکثر کشورهای اسلامی، کشورهای نیمه‌استعماری‌اند که نخبگان داخلی در تعامل با قدرت‌های بیرونی این جوامع را کنترل می‌کنند. در حالی‌که همبستگی عاطفی وسیعی میان مسلمانان در حمایت از ایران وجود دارد، اما در آینده نزدیک بعید است که این همبستگی به یک جریان منظم و قدرتمند سیاسی و مردمی تبدیل شود.

صدر: در برخی جریان‌های مذهبی در ایالات متحده، آیا نشانه‌هایی از تفسیرهای آخرالزمانی درباره جنگ خاورمیانه دیده می‌شود؟
دکتر نعیم: این مساله در اسراییل وجود دارد و از سوی طرفداران اسراییل در امریکا به‌شدت تبلیغ می‌شود. بدون شک فرقه‌های مسیحی آخرالزمانی نیز وجود دارند که چنین تفسیرهایی دارند، اما در اسراییل بسیار قدرتمند هستند.

صدر: اگر جنگ ادامه یابد، آیا هدف می‌تواند بازآرایی نظم ژیوپولیتیکی خاورمیانه باشد؟
دکتر نعیم: ما در حال گذار به یک نظم نو، نه‌تنها در خاورمیانه بلکه در جهان هستیم. خاورمیانه همواره به‌عنوان قلب جهان، یا در دوره مدرن به‌عنوان آزمایشگاه جهان عمل کرده است. این‌که این گذار به چه خواهد انجامید، هنوز زود است که حکم کنیم. فقط می‌توان گفت نقش دولت-ملت‌ها کمرنگ‌تر می‌شود و خاورمیانه شاید نخستین نمونه این روند باشد. ممکن است شاهد سرزمین‌ها و ساختارهای کوچک باشیم که صاحبان آن‌ها افراد مشخص یا شرکت‌های بزرگ تجاری باشند.

صدر: آیا پاسخ نظامی ایران را می‌توان در چارچوب حق دفاع مشروع ارزیابی کرد؟
دکتر نعیم: بدون شک.

صدر: با توجه به قواعدی مانند کنوانسیون‌های ژنو، آیا شواهدی از نقض قوانین جنگ در رفتار طرف‌های درگیر دیده می‌شود؟
دکتر نعیم: فکر می‌کنم قوانین بین‌المللی و جنگ، متأسفانه اهمیت خود را از دست داده‌اند. جنگ غزه مرحله خطرناکی برای مرگ این قوانین بود. جهان به‌سوی نظمی بسیار خطرناک مبتنی بر دولت‌های شرکتی در حرکت است.

صدر: اگر این روند ادامه یابد، آیا خاورمیانه در آستانه یک جنگ طولانی و چندلایه قرار دارد؟
دکتر نعیم: متأسفانه در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، بلی.

صدر: در شرایطی که تنش میان ایران، ایالات متحده و اسراییل بالا گرفته است، تشدید درگیری میان پاکستان و حکومت طالبان در افغانستان چه معنایی در معادلات منطقه‌ای دارد؟
دکتر نعیم: حمله پاکستان به افغانستان با جنگ ایران رابطه مستقیم و غیرمستقیم دارد. مستقیم از این جهت که مانع نفوذ و کمک‌رسانی از طریق افغانستان به ایران می‌شود، زیرا پاکستانی‌ها به‌دقت اوضاع را کنترل می‌کنند. غیرمستقیم از این جهت که در صورت بی‌ثباتی در ایران، بی‌ثباتی در افغانستان نیز با کمک پاکستان ایجاد می‌شود و نیروهای نیابتی به‌آسانی در منطقه جایگزین می‌شوند.

صدر: آیا ممکن است میان جنگ احتمالی علیه ایران و فشار نظامی پاکستان بر افغانستان ارتباط راهبردی یا معنایی وجود داشته باشد، یا این دو بحران از منطق‌های متفاوتی پیروی می‌کنند؟
دکتر نعیم: (این سؤال قبلاً پاسخ داده شد.)

صدر: در فضای سیاسی ایالات متحده، آیا فشار ناشی از رسوایی‌هایی مانند پرونده جفری اپستین می‌تواند در تغییر جهت توجه افکار عمومی به سوی بحران‌های خارجی ــ از جمله درگیری با ایران ــ نقش داشته باشد؟
دکتر نعیم: این سؤال مهم است. متأسفانه مردم امریکا قربانی جنگ‌افروزی و توطیه‌های یک اقلیت قدرتمند هستند. اپستین به‌تنهایی یک پرونده رسوایی نبود، بلکه نمایانگر کثیف‌ترین بخش یک مرجع قدرت پنهان نیز بود. امروز مردم امریکا آهسته‌آهسته به واقعیت‌هایی پی می‌برند که ده سال پیش حتی تصور آن ممنوع بود. بدون شک از جنگ ایران برای منحرف‌ساختن افکار عمومی از پرونده اپستین استفاده شد. همچنین برای نخستین‌بار، این جنگ برای مردم امریکا تصور آینده‌ای نامعلوم را ایجاد کرده است. هرچند جنگ به‌طور مستقیم احساس نمی‌شود، اما تأثیرات روانی و اقتصادی فراوانی دارد. در عین حال، امیدواری نیز وجود دارد که سطح آگاهی مردم امریکا افزایش یافته است.

تشکر از دکتر نعیم که برای این مصاحبه وقت گذاشتند. تمام

ضیا صدر
26.3.2026


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
حکیم نعیم
ضیا صدر
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است