| تقریبا تمام مردانی که لاف از فمینسم و حقوق زنان میزنند نیتهای سوء دارند و از شعار فمینسم به حیث ابزار استفاده میکنند؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۱:۳۶ ۱۴۰۵/۱/۱۱ | کد خبر: 179097 | منبع: |
پرینت
|
|
فمینسم یک بحث حقوق بشری و عدالتطلبانه است. هرکسی چه مرد و چه زن، خود را فعال حقوق بشر و فعال مدنی و عدالت طلب بداند و فمینست نداند، فعال حقوق بشر نیست.
فمینسم تلاشی برای برابری و عدالت است. برابری و عدالت برای همه است چه مرد و چه زن. نابرابری جنسیتی تنها به زنان تعلق ندارد، به کل جامعه تعلق دارد.
کشوری که در آن نابرابری باشد و مثلا دختران از تحصیل و کار محروم باشند، آن کشور به صورت کل، پیشرفت نخواهد کرد و مردانش نیز در بدبختی و فقر و جنگ باقی خواهد ماند. یکی از عوامل جنگ و فقر و بحران در افغانستان به همین نابرابری جنسیتی بر میگردد. بنابراین فمینسم تنها ضرورت زنان نیست، ضرورت مردان هم هست.
همین شبها در کلپهوز خانمی میگفت تقریبا تمام مردانی که لاف از فمینسم و حقوق زنان میزنند نیتهای سوء دارند و از شعار فمینسم به حیث ابزار استفاده میکنند. مردان گروه با ایشان مخالفت کردند. من با اصل حرف ایشان موافقم. اعتراف میکنم که مردان فمینسمخواه، به شمول خود بنده، اگر نه همیشه، برخی اوقات نیتهای سوء هم دارند. اما مساله تنها نیت نیست. زنان با وجود آگاهی از این نیت سوء، برای تغییر وضعیت، با چشم باز و در نظرداشت همان هشدار، به کار با مردان نیاز دارند.
از قدیم گفتهاند به گفتار ملا بکن، به کردار ملا نکن. اگر فیلسوف یا مثلا عالم مردی، از فمینسم دفاع میکند و نظرش در جامعه تاثیر دارد، باید از دیدگاهش جدا از نیت و زندگی شخصیاش، استقبال کرد، مگر اینکه زندگی شخصیاش به حدی رسوا باشد، که کار کردن با او برخلاف وجدان جامعه و مصالح زنان باشد.
اما اگر برگردیم به سوال اول که لابیها چرا در صدد تخریب فعالان زن، بر آمدهاند. جواب همین است که صدا و تلاش زنان حالا به لحاظ سیاسی، اهمیت و تاثیر پیدا کرده است. وقتی خانمی در لندن مثلا کنفرانس برگزار میکند، لابیها وارخطا میشوند و اصطلاح توهین آمیز فمینست وطنی را پیش میکشند. مساله لابیها فعالیت فمینستی صرف نیست، مسالهشان سیاست است. خطر فمینسم وقتی برای اینها مضاعف میشود که با سیاست رابطه پیدا کند.
واقعیت این است که فمینسم بدون پرداختن به سیاست، معنا و تاثیری ندارد. فمینسم یک موقف سیاسی است. فمینسم مرزهای سیاست و قدرت و اتوریته را جابجا میکند، لذا فمینسمی غیر سیاسی، بیمعنا است.
آن عده دوستان فمینست که میگویند ما غیر سیاسی کار میکنیم یا مثلا به مساله قومیت درگیر نمیشویم، نتیجه کارشان بسیار اندک خواهد بود. قومیت در افغانستان موتور سیاست است. هیچ تغییری بدون تغییر در سیاست آسان و عملی نیست. به همین دلیل است که فعالیت زنانِ سیاستورز، اهمیت بسیار دارد و لابیها را وارخطا کرده است.
شاید تعدادی از فمینستهای رادیکال باور داشته باشند که کسانی از زنان سیاستورز، اصلا فمینست نیستند و بخشی از نظام مردسالار هستند. اما واقعیت این است که فمینسم اصلاح طلب، در بهبود وضعیت زنان و نهادینه شدن برابری تاثیر ویژه دارد. بسیاری مردان وقتی احساس خطر میکنند که فمینسم با سیاست آمیخته شود. در غیر آن به فعالان فمینسم به حیث یک کار فردی و شخصی و نسبتا بیخطر نگاه میکنند. درست است که جامعه به فمینسم رادیکال نیاز دارد، اما نیاز به فمینسم رادیکال به معنای رد یا نادیده گرفتن فمینسم اصلاح طلب نیست.
تخریب فمینسمِ اصلاح طلب، از یک طرف ریشه در بحث سیاست دارد و از طرف دیگر بخشی از پروژه مردسالارانه علیه زنان است. خود حضور حبیبه سرابی به حیث والی بامیان در جامعه تاثیرگذار است. حتی اگر هیچ ادعای فمینستی نداشته باشد. مارکس سخن مشهوری دارد که حضور اجتماعی، شعور اجتماعی را تعیین میکند. فمینسمِ دور از سیاست و دور از مردم، از جامعه بریده است و به آسانی به ثمر نمینشیند. تجربه حضور سیاسی و اجتماعی کسانی مثل سیماسمر یا فوزیه کوفی، برای فمینسم افغانستان یک سرمایه است. شناخت جامعه و سیاست به نظر من بدون وجود این تجربه، ناقص است و تصویر دقیقی از وضعیت ارایه نمیکند.
در نهایت ما مردان باید به دادخواهی فمینستی احترام بگذاریم و با آن همکاری کنیم. برابری اجتماعی و برابری حقوقی نه تنها وضعیت زنان را بهبود میبخشد، بلکه وضعیت مردان را نیز بهبود میبخشد.
من به قضیه فمینسم فقط به عنوان برابری خواهی زنان نگاه نمیکنم. مساله این است که بدون برابری فمینستی مردان نیز از بدبختی و فقر نجات پیدا نمیکنند. تا زمانی که یک مرد در خانواده کار و تحصیل کند و هشت زن و دختر در آن خانواده بیسواد و نان خور باشد، آن خانواده هرگز به لحاظ اقتصادی و رفاهی، روزگارش بهبود پیدا نمیکند. بنابراین، فمینسم تنها مسالهی زنان نیست، بلکه سبب نجات مردان و موجب بهبود زندگی مردان نیز هست.
کشورهایی که امروزه مرفه و پیشرفته و خوشحال هستند، قسمت اعظم این پیشرفت و رفاه، محصول و معلول فکر و تلاش و کار زنان است.
پرنده نمیتواند با یک بال پرواز کند. زنان و مردان دو بال پیشرفت جامعه و کشورها هستند.
لابیهایی که علیه فمینسم مینویسند، در واقع علیه پیشرفت و ترقی کشور مینویسند. هرکس به پیشرفت و تغییر کشور میاندیشد، ناچار است فمینست هم باشد. فمینسم فقط تلاش برابری خواهانه زنانه نیست، فمینسم دلیل و سبب پیشرفت و ترقی یک کشور است.
نبی ساقی