هژمون منزوی: واکنش‌های تهاجمی ترامپ به تمرد متحدان
واکنش‌های تهاجمی ترامپ به تمرد متحدان، به جای بازگرداندن ابتکار عمل در خلیج فارس، به تخریب سیستماتیک شبکه متحدان آمریکا منجر شده است 
تاریخ انتشار:   ۱۱:۲۹    ۱۴۰۵/۱/۱۶ کد خبر: 179118 منبع: پرینت

هژمون منزوی: واکنش‌های تهاجمی ترامپ به تمرد متحدان
تخریب سیستماتیک ائتلاف در خدمت حفظ هژمونی ( اپریل ۲۰۲۶)

چکیده:
در اپریل ۲۰۲۶، با امتناع کشورهای اروپایی و متحدان غیر ناتو از ورود به جنگ علیه ایران و تثبیت جدی بن‌بست لجستیکی و دیپلماتیک در خلیج فارس، دولت ترامپ از الگوی رهبری ایتلافی که هرگز شکل نگرفت به استراتژی تنبیه مدعیان تغییر فاز داد. این چرخش فراتر از لفاظی صرف، زیرساخت‌های نظم غربی را مستقیماً هدف قرار داد تا هزینه تمرد از خط قرمز واشنگتن را به سطح بحران ملی در اروپا و شرق آسیا برساند.
این گفتار با رویکرد واقع‌گرایانه ساختاری، علل، مکانیسم‌ها و پیامدهای این واکنش‌های تهاجمی را تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این اقدامات به جای شکستن مقاومت ایران، به کاتالیزور تسریع استقلال دفاعی اروپا و چرخش استراتژیک آسیا به سمت شرق تبدیل شده و آخرین لایه‌های نفوذ نرم و اعتماد بین‌المللی ایالات متحده را قربانی کرده است.

۱- سلاح تعرفه: انتقال جبهه جنگ از میدان به اقتصاد جهانی؛
ترامپ با جایگزینی دیپلماسی سنتی با باج‌خواهی تجاری صریح، تعرفه‌های سنگین ۳۵ درصدی بر صنایع کلیدی اروپا و شرق آسیا اعمال کرد. هدف راهبردی ترامپ، فلج کردن اقتصاد کشورهایی بود که حریم هوایی، بنادر یا پایگاه‌های خود را به روی عملیات نظامی آمریکا بسته بودند. این اقدام، امنیت ملی را به تراز تجاری گره زد و شکاف ناتو را از سطح سیاسی به یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار ارتقا داد. این سیاست نمونه‌ای کلاسیک از اجبار اقتصادی است که هزینه خروج از ائتلاف را به شدت افزایش می‌دهد، اما همزمان زنجیره تأمین جهانی را مختل کرده و تورم وارداتی را در اروپا به سطوحی رسانده که ثبات سیاسی دولت‌های کلیدی را تهدید می‌کند.[1]

۲- فروپاشی اعتبار دفاعی: مشروط‌سازی ماده ۵؛
در اقدامی بی‌سابقه، ترامپ اصل دفاع جمعی را مشروط کرد و علناً اعلام داشت که تعهدات امنیتی آمریکا شامل کشورهایی نمی‌شود که در نبرد خاورمیانه غایب بوده‌اند.
این موضع، به‌ویژه در قبال لهستان و کشورهای بالتیک، لرزه‌ای اساسی بر معماری امنیتی اروپا ایجاد کرد. در عمل، ناتو از یک پیمان راهبردی دفاعی به یک شرکت خدمات حفاظتی مشروط تقلیل یافت که عضویت در آن تابع اطاعت سیاسی از واشنگتن است.
این مشروط‌سازی، خطر تله ایتلاف را فعال کرده است: متحدان اروپایی اکنون مجبور به انتخاب میان وابستگی فزاینده به واشنگتن یا تسریع برنامه‌های استقلال دفاعی هستند.[2]

۳- تکیه بر هسته سخت و خصوصی‌سازی جنگ: گزینه‌های پرریسک پس از فروپاشی ائتلاف
با خروج ارتش‌های رسمی متحدان از معادله، دولت ترامپ به سمت دو گزینه پرریسک حرکت کرد:
۳-۱- ایتلاف دوجانبه وجودی با اسرائیل: تمرکز مطلق بر توان عملیاتی تل‌آویو، که جنگ را از قالب چندجانبه به یک تقابل دوجانبه و وجودی بدل کرد و ریسک گسترش افقی درگیری را افزایش داد.
۳-۲- برون‌سپاری نظامی به پیمانکاران خصوصی: استفاده گسترده از شرکت‌های امنیتی خصوصی برای دور زدن نظارت پارلمانی کنگره و پارلمان‌های اروپایی، که خطر خروج کامل کنترل جنگ از دست دولت‌های رسمی را به شکل چشمگیری بالا برد.
این خصوصی‌سازی، خطر خروج کنترل جنگ از دستان رسمی را افزایش داده و همزمان اعتبار حقوقی و اخلاقی ایالات متحده را به عنوان ضامن نظم بین‌المللی بیش از پیش تضعیف کرده است.[3]

نتیجه‌گیری: از هژمونی به انزوای استراتژیک؛
واکنش‌های تهاجمی ترامپ به تمرد متحدان، به جای بازگرداندن ابتکار عمل در خلیج فارس، به تخریب سیستماتیک شبکه متحدان آمریکا منجر شده است.
او با تنبیه مستقیم مدعیان استقلال، عملاً به کاتالیزور اصلی استقلال دفاعی اروپا و چرخش آسیایی به سمت شرق تبدیل شد. در نهایت، تلاش برای اثبات قدرت مطلق، آخرین بقایای نفوذ نرم، اعتماد بین‌المللی و مشروعیت هژمونیک واشنگتن را قربانی کرد.
این چرخه، درس تلخی از تله هژمونی است: قدرتی که برای حفظ سلطه، پایه‌های ائتلاف خود را ویران کند، نه تنها بن‌بست خلیج فارس را حل نمی‌کند، بلکه زوال نسبی هژمونی خود را تسریع می‌نماید. خلیج فارس دیگر تنها صحنه درگیری نیست؛ بلکه آینه‌ای است که انزوای فزاینده هژمون را نشان می‌دهد.[4]

عارف رحمانی

منابع:
[1]Stephen M. Walt, The Hell of Good Intentions: America’s Foreign Policy Elite and the Decline of U.S. Primacy (New York: Farrar, Straus and Giroux, 2023).
[2]Center for Strategic and International Studies, Alliance Cohesion Under Stress: Transatlantic Relations After the Gulf Crisis (Washington, DC: CSIS, 2026).
[3]G. John Ikenberry, A World Safe for Democracy? Liberal Internationalism and the Crises of Global Order (New Haven: Yale University Press, 2024); Henry Farrell and Abraham L. Newman, “Weaponized Interdependence: How Global Economic Networks Shape State Coercion,” International Security, 48, no. 1 (2023).
[4]P. W. Singer, Corporate Warriors: The Rise of the Privatized Military Industry, updated ed. (Ithaca: Cornell University Press, 2025); European Council on Foreign Relations, Strategic Autonomy in an Age of American Retrenchment (London: ECFR, 2026); John J. Mearsheimer, The Tragedy of Great Power Politics, updated ed. (New York: W.W. Norton, 2014).


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
متحدان ترامپ
ناتو اروپا
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است