این ملای سلاح فروش را بشناسید (عکس)
تلکس شایعات 
تاریخ انتشار:   ۲۳:۰۳    ۱۴۰۵/۱/۲۵ کد خبر: 179156 منبع: پرینت

ملا قدیر حامی معروف به «جگر ماهی»، از طرفداران طالبان در تخار که مردم را در نمازها به گریه و اشک ریزی دعوت می کند، ناگفته های زیادی دارد. این ملا زن سوم را سال گذشته از فرخار گرفت و امسال يك خانه پنج بسوه اى از كنار خانه مولوى عرفان كوچه كلفكانى ها از شخص به نام قاشقار خريد كه ارزش خانه خريده شده به چهل لک افغانی می رسد.

قاشقار نام كه خانه اش را به ملا قدیر فروخته بچه ی جمال خواجين از منطقه پوست خور است و داماد آزاد بابه يا يازنه خيلى های ريیس ادارى سابق ولايت تخار است.این ملا یک سال پس از سقوط یک فامیل را در پل شهر روان تالقان مجبور ساخته بود دخترش را به نکاح او در آورند گفته بود منابع مالی زیادی برای فامیل دختر فراهم می کند؛ اما فامیل دختر پیش دستی کرده دختر را به کسی دیگر نامزد کرد.

منابع می گویند پول خانه را از بابت فروش سلاح تامین کرده است. یک سلاح فروش به منبع ما گفته است که تا کنون ٣١ میل سلاح امفور و تجهیزات و مهمات از نزد ملا قدیر خریده است. قدیر پیش از سقوط جمهوریت با تعدادی شاگردان مدارس به طالبان پیوسته بوده و سلاح و مهمات که‌در تخار مانده بود و یا غنیمت گرفته شده از روزهای سقوط تخار را پنهان و پسان به فروش رسانده بود.

به گزارش خبرگزاری نگاه افغانستان، منبع می گوید این ملا بسیار هوشیار است در حالی که پول زیادی از فروش سلاح بدست آورده اما در مساله ساخت مسجد هنوز هم به چنده و جمع آوری پول دکان به دکان می پردازد تا رازهایش فاش نشود. بسیاری ملاها همین گونه تظاهر می کنند و دیگران را به اشک ریزی و گریه دعوت می کنند و خود به حماقت و به ریش مردم می خندند. مردم باید ماهیت این گونه ملاهای که با دین و اسلام بازی و تجارت می کنند را باید بشناسند.


ملای تخار-سلاح فروش

این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
ملای تخار
سلاح فروش
نظرات بینندگان:

>>>   روزی خبر آمد که فُلان ملا مُرد
از آن همه داشت یک کفن با خود بُرد
عمری به خِساست فقط اندوخت نخورد
یک دانه نبخشید فقط کیسه شِمُرد
نوکر ملا که عجب آقا بود
خوش سیرت و خوش قامت و خوش آوا بود
با همسر ملا که زنی زیبا بود
مجنون شد و او نیز به وِی لیلا بود
بر ملا از این جهان فقط حِرص رسید
دارایی او به همسرش اِرث رسید
پرسید زِ نوکر یکی هان چه خبر؟
از حالِ دلت حسِ درونت چه خبر؟
از این همه اموالِ فُزونت چه خبر؟
ارباب شدی زِ چند و چونت چه خبر؟
گفتا به خیالم که دراین چندین سال
من نوکرِ ملایم اما اِمسال
فهمیده ام آنرویِ وَرَق نیست مَحال
او نوکربوده و من وعده فال
ملا نخوری کرد که من خوش باشم
اَنبار پُری کرد که من خوش باشم
کارِ شُتُری کرد که من خوش باشم
حتی ...کرد که من خوش باشم
مالی که تو جمع کردی از دینفروشی و زِ شر
بعد ازتو برایت ندهد هیچ ثَمَر
تقسیم شود بینِ سه تن راهگذر
شویِ زن و جُفتِ دُخ وهمخواب پسر
حلاج

>>>   شیخ در راهش زنی گیسورها را دید وگفت
شرم کن ای زن چرا پوشیده موهای تو نیست
گفت زن ای شیخ چشمت را بپوشان
موی من میشود پنهان خودش وقتی تماشای تو نیست
گفت شهری را بدامان گناه انداختی
از نگاه خلق پنهان موی پیدای تو نیست
گفت شیخا حافظ چشمان خود باشی بس است
چون گناه چشمهای دیگران پای تو نیست
گفت فردا نیز لابد لخت وعریان میشوی
وقتی از موی رها امروزپروای تو نیست
گفت از من سفره بیچارگان عریان تر است
پس چرا آنجا خبر از چشم بینای تو نیستی
گفت تار موی تو دزدیده دین خلق را
درعمل ایمانشان از چنگ اقبال تو نیست
گفت پس آن دین و ایمانی که دزدش تار موست
آنقدرسست است که محتاج به بالای تو نیست
گفت شیطانی تو و در جلد زن ظاهرشدی
جز فریب ومکر در نقش فریبایی تو نیست
گفت بس حالا که شیطانم سخن کوتاه کن
چون نیازی گوش شیطان را به فتوای تو نیست
گفت با این آتشی که در زمین افروختی
هیچ جایی غیر دوزخ سهم فردای تو نیست
گفت شیخا فرض هم دوزخ مرا منزل شود
میشود بی شک بهشت آنجا اگر جای تو نیست

حلاج

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است