فدرالیسم بهترین گزینه است
فدرالیسم، یکی از بهترین نظریه‌های معتبر و قابل‌احترام در سیاست تطبیقی است؛ اما مشکل روایت‌گران آن این بوده که تنها با ابزار نرم تلاش کردند ساختار سیاسی را تغییر دهند 
تاریخ انتشار:   ۱۹:۴۳    ۱۴۰۵/۳/۲۶ کد خبر: 200363 منبع: پرینت

بگذارید عالم‌وآدم از شما دلگیر و ناراحت شوند؛ اما مبادا که منافع جامعه‌ی تاجیک زخم‌خورده‌ی تاریخ، بیش از این قربانی منافع و بی‌تفاوتی‌ها گردد.
جنگ، پدیده‌ای تلخ و نفرت‌انگیزی است؛ هیچ انسان شریف و نجیبی تمایل ندارد از دست او خون یک پرنده‌ای ریخته شود؛ چه رسد به خون هم‌ نوع خود؛ اما تاریخ لحظه‌ هایی دارد که سرنوشت یک ملت را در تنگنای انتخابی ناگزیری؛ ایستادگی برای بقا و یا فرو رفتن در ورطه‌ی خاموش و نابودی قرار می دهد.
در چنین شرایطی است که تعلل نه نشانه‌ی صلح‌ طلبی که نشانه ای امضای تسلیمی و بردگی همیشگی خواهد بود.

در جهان سیاست: جنگ، زبان دیگر سیاست است؛ یعنی هرگاه که گفت‌وگوها به بن‌بست و راه به جایی نمی‌برد و سیاست‌مداران از مسیر نرم به منافع ملت خود نمی‌رسند، قدرت سخت به‌عنوان ابزار نهایی وارد میدان می‌شود تا آنچه را مذاکره نتوانست به دست آورد، با فشار و زور به دست آید. این قاعده‌ای پذیرفته شده در منطق سیاست جهانی است. سیاست‌مداری که به نقش قدرت نظامی باور نداشته باشد، نه‌تنها با الفبای سیاست بیگانه است؛ بلکه از هنر پاسداری از منافع ملت خود نیز بی‌بهره مانده است. در زبان سیاسی، چنین کسانی را پوپولیست، موج‌سوار، عوام‌فریب، دروغ‌گویی و بی‌ریشه می‌خوانند.

هر سیاست‌مدار تاجیکی که در وضعیت مصیبت‌بار کنونی، سخن از صلح و مصالحه می‌زند و از گزینه‌ی قدرت سخت‌روی می‌گرداند، بی‌هیچ تردیدی در برابر آرمان و منافع ملت تاجیک ایستاده است. در شرایطی حاکم، جامعه‌ی تاجیک راهی جز نبرد برای احقاق اقتدار، جغرافیا و سرزمین از دست رفته‌ی و غرور درهم‌شکسته‌ای خود ندارد.
تاجیکان باید از شعر زدگی و نگاه عارفانه به قضایایی سیاسی، عبور کنند و برای بقای خویش به میدان تصمیم‌های بزرگ قدم بگذارند. از ۶۰ میلیون تاجیک منطقه، باید یک میلیونش جان فدا برای ملت و مردمشان وارد میدان گرم شوند تا ما باقی از این تحقیر هفت‌صدساله رهایی یابند. این بهایی است که تاریخ بارها از ملت‌های دیگر نیز ستانده است. هر که جز این بگوید، یا ناآگاه است و از تاریخ و جغرافیای تاجیکان بی‌خبر است و یا نفوذی و مزدور دشمنان ملت تاجیک است.

نکته‌ی دیگر این که در جهان سیاست، هیچ انسان خردمند و آگاهی منافع ملت خود را برای رضایت دیگران قربانی نمی‌کند. منافع ملت‌ها، خط سرخ سیاست‌مداران صاحب دانش و بصیرت است و این منافع باید با هر ابزار ممکن به دست آید و پاسداری شود. یکی از مهم‌ترین این ابزارها، قدرت سخت و یا قدرت نظامی است.
با سخن‌پردازی، سفسطه و زیبانویسی؛ حتی اگر صدسال دیگر هم ادامه یابد، بدون پشتوانه‌ی قدرت گرم میدان، هیچ بازیگر جهانی، منطقه و فرامنطقه‌ای برای شما ارزشی قایل نخواهد شد. نمونه‌ی روشن این حقیقت، جریان فدرالی خواهان افغانستان است.

فدرالیسم، یکی از بهترین نظریه‌های معتبر و قابل‌احترام در سیاست تطبیقی است؛ اما مشکل روایت‌گران آن در افغانستان این بوده که طی شصت سال، تنها با ابزار نرم و بدون پشتوانه‌ی قدرت سخت تلاش کردند ساختار سیاسی را تغییر دهند؛ تلاشی که نه‌تنها به نتیجه نرسید؛ بلکه امروز نیز در همان دور باطل ادامه دارد و مطمئن هستیم با چنین وضعیتی ۵۰۰ سال دیگر نیز به نتیجه نخواهند رسید؛ چون راویان این جریان به قدرت نظامی که زبان دیگر سیاست است، باور ندارند. در مقابل، طالبان؛ با همه‌ی خشونت و بدویت شان، در سی‌سال دو دولت را سرنگون کردند و نظام قبیله‌ای خود را بر کشور تحمیل نمودند. چرا؟ چون به قدرت نظامی باور داشتند و منطق بی‌رحم سیاست همین است. در جهانی که قدرت نظامی تعیین‌کننده است، بی‌قدرتان دیر و یا زود محکوم به سرکوب و حذف خواهند شد. از همین‌جاست که اصل بنیادین علم سیاست تحقق می‌یابد: قدرت سخت، آخرین زبان سیاست است. کسانی که برای منافع شخصی و اندوخته‌های خویش، از ورود به میدان قدرت سخت‌سر باز می‌زنند، در حقیقت سرنوشت تاجیکان را به دست تقدیر و سلطه‌ی قبیله‌ای سپرده‌اند.

این سخن را به ‌عنوان حجت تاریخ می‌نویسم: از این پس، هر بزرگ و رهبر تاجیکی که به گزینه‌ی قدرت سخت باور نداشته باشد و در مسیر آزادی مردم و میهن خود گام عملی برندارد و هر که در چنین شرایطی سخن از مصالحه با جریان حاکم بگوید، بی‌تردید به آرمان ملت تاجیک خیانت بزرگ و نابخشودنی را مرتکب شده است.
منافع راهبردی تاجیکان ایجاب می‌کند که با هر وسیله‌ی ممکن، خود را توانمند سازند و برای پایان‌دادن به وضعیت موجود، به قدرت‌سازی گرم روی‌آورند و هر کشور منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای که در این مسیر حمایت و پشتیبانی سیاسی یا امنیتی ارایه کند، نباید لحظه‌ای در پذیرش آن تردید کرد.
سرنوشت ما در شرایط کنونی، تنها از مسیر قدرت نظامی و بازسازی اقتدار جمعی قابل بازیابی است و بس؛ والا نقشه‌های برای تاجیکان ترسیم کرده‌اند که وحشتناک است.

جلالی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
فدرالیسم
تاجیک
نظرات بینندگان:

>>>   اگر قرار است یک میلیون تاجیک قربانی شوند، پس بهتر است تجزیه صورت بگیرد تا یک بار برای همیشه این مسئله خاتمه پیدا کند.

>>>   لالام جان ما یک ملیت نداریم ما ملیت های افغانستان هستیم که روزی بر حسب منافع روسیا و انگلیس در یک کشور مرز شده ایم انکار این حقیقت هیچ فایده برای کس ندارد همین میشود که یک قوم منفعت سلطه گری خوداش را در حمایت از یک‌گروپ تروریستی ببیند بدون این که هیچ از منفعت آسایش آرامش پیشرفت و ابرو برایش مهم باشد این واقعیت میبایست در کنفرانس بن بیست و پنج سال پیش پذیرفته میشد که اگر میشد هرگز سرنوشت ما و کشور ما این نمیشد امروز آخرین راه برای حفظ موجودیت کشور افغانستان از تجزیه ، فدرالیسم است

>>>   حاجی جلالی، کمرت را بسته کو که کلان مسولیت را در گردنت انداختند.
تاجیکستان گفته که نیم میلیون تاجیک را آماده کرده و ازبیکستان هم وعده کرده تا نیم میلیون تاجیک را از خاکش تا سال آینده آماده میسازد.
استاد عطا محمد هم سیزده هلیکوپتر و پنجاه جت جنگی را آماده کرده و برادران سالنگی با پنجاه هزار سالنگی و سی هزار چاریکاری در کوهدامن سنگر گرفته اند.
حالا یک میلیون عسکر تاجیکی آماده شده- خودت را برسان که همه منتظر خودت استند تا قومانده را در دست بگیری و مثل اعلیحضرت امیر حبیب الله کلکانی با یک شورش برق آسا ارگ کابل را تصرف کنی - ورنه فرصت از دست می‌رود و باید 500 سال دیگر منتظر فرصت دیگر باقی بمانی.
سیل بین- رادیو سرِچوک- کلیفورنیا

>>>   ابوالفضل چمروشیان نژاد :
سلام علیکم . من نمی خواهم در امور داخلی کشور افغانستان دخالت کنم .‌اما بدانید فدرالیسم مساوی است با تجزیه کشور و تکه پاره شدن مملکت .‌
عده ای در کشور ما ایران نیز بر طبل فدرالیسم می کوبند اما حقیقت این است که این افراد می خواهند گام به گام کشور را شرحه شرحه کنند ، باید خیلی مراقب این افراد بود .

>>>   جناب ابوالفضل از ایران بعنوان فردی افغان تاجیکی که زادگاهش ایران است برایت بگویم که افغانستان از لحاظ سیاسی وجامعه شناسی با کشورشما تفاوت بسیار دارد.در ایران بر خلاف جهت وسوی جامعه ما وطن دوستی فراتر از قوم پرستی است و به جرئت می گویم نود فیصد مردم کشورتان از تجزیه بیزاراستند و این انگی است که حکومت بر پیشانی مخالفان می کوبد تا آنان را بدنام سازد.مه دوستان کوردی دارم که در وطن پرستی یکه استند واز مردمان فارسی زبان هم وطن پرستتر معلوم دار میشوند اما در کشور افغانستان هر قومی ادعای برتری نژادی دارد و چون بر سر کار آید قومیت پرستی را انتخاب می کند وبرای حکومت از نفرات قوم خود مهره چینی می کند.مانند امارت اسلامی که بزرگان حکومتش از قوم پشتون است.


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است