نوع سیستم حکمرانی آینده افغانستان
وقت آن رسیده که به جای جنگیدن برای «تکه‌های کوچک‌تر»، برای «اتحادِ بزرگ‌تر» تلاش کنیم؛ اتحادی که در آن، همه‌ی قوم‌ها، سهمِ خود را در قدرت داشته باشند 
تاریخ انتشار:   ۲۰:۴۳    ۱۴۰۵/۴/۱ کد خبر: 200401 منبع: پرینت

به نظرتان چگونه می توان برای کشورهای مثل افغانستان یا بوسنی و هرزگوین, که در آن ها قوم ها خواستار قدرت و خودمختاری هستند, اما فدرالیسم ان ها را تضعیف می کند و کشور را میشکند, داشت؟ جمهوریت متمرکز؟ خیر. چون ما دیدیم که جمهوری اسلامی افغانستان با رهبرانشان چگونه بقیه استان ها را خفقان کردند و در زمانی که مردم افغانستان به آن ها نیاز داشتند, پا به فرار گذاشتند. یا چگونه عهد نامه ی دایتون در بوسنی, کشور را عملا به دو دولت درون یک کشور تبدیل کرد که با هر جرقه آتش جنگ در آن زده می شود.

شاید بگوید فدرالیسم بهترین گزینه است. اما بیاید با استدلال های منطقی به این قضیه نگاه کنیم.
بله, در نگاه اول فدرالیسم راه حلی خوب برای این کشور هایی با مشکلات قومی است. اما فدرالیسم در نهایت برای افغانستان, باعث خودمختاری بیشتر و بیشتر ولایت ها, تا سرحد تجزیه کشور خواهد بود. فدرالیسم خوب است, اما افغانستان را به یکباره به چند کشور ریز تقسیم میکند که اگر برای منابع (منابع مدنی در افغانستان به طور یکسان میان ولایت ها پخش نشده است) و آب و غیره با هم بجنگند, جنگ دینی نخواهد بود. حداقل در جنگ دینی شما هنوز افغان هستید و به خاطر تبار و نژادتان کشته نمی شوید, اما جنگ بعدی در فدرالیسم با بوی ناسیونالیسم و خون خواهد بود.
در ضمن, در کشوری مثل افغانستان که ما وحدتی انچنان قوی نداریم, فدرالیسم کشور را تیکه تیکه خواهد کرد. دیر یا زود.

شاید هم جمهوری متمرکز, که در کابل توسط رییس جمهور بر بقیه استان ها تحمیل میشد, دیگر نیازی به توضیح ندارد. خودتان که دید جمهوریت چه شد.اما ما نیاز به پولی میان این دو داریم. چیزی که هم کشور را یکپارچه حفظ کند و هم به ,ولایت ها خودمختاری نسبی بدهد, تا بر علیه دولت مرکزی خیزش نکند. و قدرتی هم نداشته باشند تا از دستورات سرپیچی کنند.

در اولین قدم ما نیاز به یک چسب داریم. چسبی که تا وقتی این ترک وحدت ملی پر میشود پایدار و محکم بماند. به نظر من این چسب می تواند یک حزب مرکزی و فراگیر باشد که هم با ممنوعیت دیگر احزاب, جلوی تفرقه و راست گرایی افراطی قومی و دینی را بگیرد هم خودمختاری ولایت ها را بررسی کند. و با غالب کردن ایدئولوژی که در آن رفاه مردم و سطح سواد آن ها, کار و توسعه ی افغانستان, اولویت های آن باشد.

اما این حزب چگونه می توان واقعا نقش یه چسب را ایفا کند, بدون اینکه دیکتاتوری و استبداد جدیدی بر روی مردم افغانستان نشود؟ این حزب خود یه تاریخ انقضای قانونی خواهد داشت; ۴۰ سال. این حزب فقط ۴۰ سال حق فعالیت دارد. در این ۴۰ سال, حزب نسل جدیدی میسازد که در آن ها وحدت ملی و یگانگی کشور و برابری همه با هم, از هر جنسیت تا قومیت در ذهین این نسل تثبیت شده باشد. بعد از این ۴۰ سال, با رفراندوم و همه پرسی, در نهایت به یک جمهوری سکولار میرسیم که در آن هم مردم افغانستان وحدت ملی دارند, هم مشارکت و رشد.

ولایت ها چطور؟ آن ها چه میشوند؟
خب, زیر نظر حزب مرکزی, یک شورای مرکزی در هر ولایت برپا می شود, که در آن اعضای شورا از قوم غالب آن ولایت و تصمیمات آن ها برای ولایت خود, مثل ساخت و ساز صنایع جدید, بودجه ی تحصیلی و بودجه ی مصرفی خود, و غیره در دستان خودشان خواهد بود. در چارچوب حزب واحد.
حزب واحد هم همواره شورا ها را پالایش خواهد کرد, تا افرادی که وابستگی سیاسی به خارج از کشور دارند (جاسوس ها و نفوذی ها) یا افرادی که راستگرایی افراطی یا دینی افراطی هستند مانند طالب ها و دیگران نتوانند در این شورا ها نفوذ کنند و کشور را به اختلال بکشانند. این پالایش یک مکانیزم دفاعی است. نه سرکوب مخالفین.

دیگر دیکتاتور یا رییس جمهوری در کار نخواهد بود.
بله, در این سیستم رییس جمهور یا رهبری فردی وجود نخواهد داشت. به جای آن, یک شورای رهبری برپا خواهد شد که در آن قدرت در دست یک نفر نیست; بلکه تقسیم و تقسیم تر خواهد شد تا جایی که قدرت یک فرد تنها, به قدری کم باشد که نتواند کاری بر علیه دیگران یا برخلاف سیاست ها انجام دهد.
این شورای رهبری متشکل از رهبر شورای مرکزی هر ولایت + رهبر حزب خواهد بود. وجود رهبران شورا های مرکزی ولایت ها, باعث میشوند اقوام مختلف کشور در تصمیم گیری ها سهیم باشد و احساس نکند فقط امکان شرکت در سیاست های کوچک را دارند. و رهبر حزب هم به عنوان فردی نقش بازی میکنند که در زمان رای گیری های مساوی و گیر کردن در شورای مرکزی, به عنوان رای نهایی حضور خواهد داشت.

در کل, این مدل هرچند شاید کامل نباشد, اما چیزی که کشور های مثل افغانستان و بوسنی به آن نیاز دارند, یک راه سوم است. راهی که نه از انحصار قدرت مرکزی میترسند و نه از خودمختاری ولایت ها. راهی که در آن, مردم بدخشان و سارایوو بر سر سرنوشت خود حرف می زنند و در عین حال, پرچم مشترک یه کشور متحد را بر می افشانند.
وقت آن رسیده که به جای جنگیدن برای «تکه‌های کوچک‌تر»، برای «اتحادِ بزرگ‌تر» تلاش کنیم؛ اتحادی که در آن، همه‌ی قوم‌ها، سهمِ خود را در قدرت داشته باشند و هیچ‌کس، احساسِ «حاشیه‌نشینی» نکند

نویسنده: پویا محمدی

(مطالب تحلیلی مندرج در سایت، الزاما بیانگر سیاست سایت نبوده و بنابر احترام به نویسنده و ارایه نظرات مختلف نشر می گردد.)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
سیستم حکمرانی
آینده افغانستان
نظرات بینندگان:

>>>   چنین طرحی شاید در برخی کشورها عملی باشد، ولی در کشوری مثل افغانستان هیچ سودی ندارد و عملا قابلیت اجرایی شدن هم ندارد. باید بپذیریم که نمی توان برای همیشه کشوری که توسط استعمارگران ساخته شده است و عملا یک دولت ملت طبیعی نیست را حفظ کرد و چنین ساختارهایی در نهایت فرو می پاشند. تنها نظام سیاسی که می تواند در شرایط فعلی از تجزیه افغانستان جلوگیری کند همان فدرالیسم است و بس. اگر فدرالیسم هم جواب ندهد ثابت می شود که هیچ راهی جز تجزیه برای آبادانی و پیشرفت این سرزمین وجود ندارد. تجربه ی دهه ها و قرن های اخیر در تاریخ افغانستان این موضوع را ثابت کرده است.

>>>   لالام جان نوشته شما یک نوشته خیالی است که فقط روی کاغذ زیبا است تجربه حزب قورزنگ دقیقا نظریه شما را باطل می‌کند نیازی نیست در فدرالیسم هر ولایت یک اردو داشته باشد اردوی مرکزی به اندازه کافی قدرتمند هست که جلوی تجزیه را بگیرد اگر فدرالیسم نیز در افغانستان جواب ندهد یعنی پایان کشوری به نام افغانستان فرا رسیده و هیچ راهی برای حفظ آن نیست با نگاه به کشور همسایه پاکستان و عراق متوجه میشوید آنچه در باره فدرالیسم گفتی غلط است چرا این دو کشور تجزیه نشدنند فدرالیسم راهی برای هم زیستی است و نه فروپاشی همان طور که کشوری با نام پاکستان با فیدرالیسم ساخته شده

>>>   هر رقم دولت که بسازی در افغانستان فایده ندارد چون دست قدرت های متکبر ومستکبر جهانی درین کشور فعال است
مانند انگلیس امریکا روس ولاشخور های شان.
آریا از جرمنی

>>>   💯👈👈فقط و فقط تجزیه جغرافیایی با کوچ دادن گروه های قومی در ذاتگاه اجدادی شأن، و بازنگری شناسه و تعیین هویت قومی-زبانی اصیل مردم، امنیت و صلح را در داخل و بیرون کشور بار می آورد و بس.

>>>   فدرالیسم در تئوری ممکن است به عنوان یکی از راه حل های گذار از طالبان باشد اما فدرالیسم در افغانستان که منابع مدنی به طور بین ولایت ها تقسیم نشده دیر یا زود باعث جنگ بین ولایت های خودمختار میشود. و در نهایت از خودمختاری به سمت استقلال حرکت می کنند.
افغانستان شاید درست باشد که با توسط استعمارگران به وجود آمد, اما امروزه تجزیه آن سود و منتطقی ندارد. هم کشور های همسایه اجازه ی آن را نمی دهند (تاجیکستان به جای حمیات از بدخشان برای استقلال عملا با طالبان همکاری میکنند) و هم افغانستان یک هویت ملی مذهبی دارد که نباید آن را دستکم گرفت.
در ضمن کشور های همسایه اجازه ی تشکیل یک دولت فدرالیست را در افغانستان نمی دهند, پاکستان و ایران و کشور های همسایه می ترسند فدرالیسم و خودمختاری از افقانستان به کشور های خودشان برسد. (پاکستان خط قرمز آن, جنبش های استقلال طلب در خیبر پختونخوا است.)

>>>   لالام جان کامنت پنجم. منابع در همه کشور ها نامساوی تقسیم شده هر کشور هم با کشور دیگر منابع برابر ندارد وجود ولایات ثروتمند و کم بهره یک چیز طبیعی است . دولت فدرال از آنکه بیشتر دارد بیشتر مالیات میگیرد به آن که کمتر دارد میدهد همه جا همین است وجود اردوی ملی سازمان اطلاعات ملی کاملا جلوی تجزیه کشور را میگیرد از حیثی قرار نیست ولایات بزرگ قومی تشکیل شود همین تقسیم بندی ولایات میتواند فدرال باشد

>>>   به آنها ی که فدرال دوست هستند وضعیت فعلی پاکستان را مشاهده کنید 4 ایالت 4 کشور است انشاالله

>>>   آقای پویا !!!
چهل سال قبل حزب مرکزی متشکل از تمام اقشار و اقوام مختلف موجود بود. منظورم حزب دموکراتیک خلق افغانستان بعد از سقوط امین. بود. شورای انقلابی متشکل از نمایندگان تمام اقوام بود... حزب دموکراتیک افغانستان هزار بار تکرار کرد که برادران بیایید با هم تفاهم کنیم ،جبهه وسیع ملی پدر وطن بسازیم و قدرت را از طریق ارگان‌های محلی به مردم انتقال دهیم . این بهترین شانس برای سیام ساختن مردم در سرنوشت شان بود.
مرا به کفر وطن فروشی متهم نکنید .هیچ عضو حزب از رهبری تا صفوف یک بلست خاک را نفروخته است ،نه تنها نفروخته است بلکه از شهادت تنها بخاطر دفاع از وطن قبرستانها ساخته شده است.
اما چه شد. رهبران هزاره دامن ایران را گرفتند. رهبران پشتونهای نشنلیست در دامن گلبدین و جنرال ضیا خود را انداختند. عده ای از تاجیک ها خود را در صفوف ماوویستها و جمعیتی های اخوانی تنظیم کردند و آب به نفع ناتو در آسیاب انداختند. عده ای هم بیطرف و سیل بین باقی ماندند و به این فکر که هر کی خر شد ما سوارش میشویم.
داکتر سپنتا چه جواب دارد او یکی از آگاهان ماوویست بود که عملا بر صد منافع مردم قرار داشت و بالاخره سر از آستین جورج بوش در آورد و در یک بستر با کرزی و بوش در قصر سفید خوابید.
دگر در تاریخ معاصر افغانستان چنین فرصت بدست نمی اید و نه رهبران دلسوز و وطنپرست همانند آنها پیدا خواهد شد.
فدرالیزم گزینش خوب است به شرط آنکه اهلیت و شخصیت درک شرایط و محتویات انرا داشته باشیم،طی چهل هر کی آمد بنام اسلام و دموکراسی پوست از بدن مردم جدا کرد....و حالا چه گرانتی وجود دارد که حکومت های م ایالتی ... فاسد ترین حکومت‌ها نباشند ما نمونه های انرا در حکومت‌های فدرالی در پاکستان ،هندوستان که ،بدنام‌ترین حکومت‌ها اند... مشاهده می‌کنیم.
ما در زمان کرزی و غنی دیدیم که پارلمان افغانستان جایگاه زور گویی ،فساد و رذالت بود به مشکل یک وکیل وطنپرست و دلسوز پیدا میشد همه ای شان قصر نشین شدند شاید به جز لطیف پدرام.
خیر ما هنوز نیم قرن بکار داریم که ضربات طالب را جبران کنیم.
فخر اهنگر

>>>   کامنت هفتم: وضع همان پاکستان به مراتب از افغانستان بهتر است. تو به عنوان یک افغان باید هفته ها در صف باشی و هزاران افغانی خرج کنی تا بتوانی ویزه پاکستان را بگیری. پس پاکستان و ساختار آن (فدرالیسم) هر چه باشد از افغانستان ده ها برابر بهتر است.

>>>   به نویسنده محترم و نظر دهنده های خود پسند ما ملت افغانستان قدرت تمام اقوام را دیدیم و تجربه عینی به جان خریدیم استاد ربانی که به قدرت چهار ماهه رسید دیدیم که صندلی قدرت را چسب زد که جدا نمی شد مارشال کشور را دیدیم که مخالف خود را کون کرد آقای ایشچی جنرال فهیم را دیدیم که و زارت دفاع به به دالر فروخت ووووو شما سر فیاز است یا تای پیاز استین باز شما خانی تر که در دنیا وجود ندارد برای ملت افغانستان باید دولت قهری بیست سال حکمت کند بعد بیست سال ملت افغانستان تازه میشه یک ملت شما مفت خورا هشتاد درصد ملت آب بهداشتی ندارد هشتاد درصد ملت سواد نوشتن ندارد صد در صد ملت ت کار خانگی یعنی لوله کشی ندارد تا هنوز از ملت چهل درصد موتر دارد پنج درصد لنساس موتر رانی ندارد یعنی گواهینامه رانندگی ندارد تا هنوز هشتاد درصد ملت بهداشت ندارد تا هنوز هشتاد درصد سرکاهایت خاکی است تا هنوز بیست درصد اتوبان ندارید تا هنوز پنجاه درصد ملت با خر اون طرف آن طرف رفت دارد تا هنوز هشتاد درصد ملت برق بیست چهار ساعته ندارد شما چطور حساب میکنید و از ملت افغانستان چه تواقع دارید نکنه شما خود فروخته های که تعداد تان به دو هزار نفر نمیرسه برای چهل پنج ملیون جمعیت باشید باز شما کشکی مستقل و آزاد برای ملت خود و وطن تسمیم میگرفتین شما به چوکی والی راضی آستین ولی کشور دست اجنبی باشد یعنی شما خود را چی فکر میکنید نکنه شما تا هنوز هم خود را سیاسیون وطن میدانید نی شما یک مشت نوکر استوخان ریس آستین شما که بودین زیر سایه اشغالگران بر چوکی تکیه زده بودین شما این قدر بی غیرت آستین وقت اروپا با طالب صحبت میکند یا سفارت بهش تحویل میدهد شما یک تان ار ترس اخراج یک نظر هم نمی توانید بدهید یعنی شما خود را در افغانستان چی حساب می کردین و میکنید اینجا ه کور هستین هم کر هم بیغیرت نکنید بازی با این دربدر ولی دیگه حنائ شما دیگه برای این ملت رنگ ندارد


مهلت ارسال نظر برای این مطلب تمام شده است



پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است