| تاریخ انتشار: ۱۷:۰۷ ۱۴۰۵/۴/۱۴ | کد خبر: 200487 | منبع: |
پرینت
|
|
سخن و داوری کنشگران قلمی و فرهنگی افغانستان دربارهٔ ایران، یا از سر مجیزگویی و نوکرمنشانه است، یا از سر عقده، دشمنتراشی و لجاجتمنشانه. داوری بر مبنای منطق سیاست، بررسی عالمانه و بیان واقعیتها با تکیه بر مشترکات فرهنگی تقریباً کمرمق است.
این واقعیت، بار دیگر در ماجرای حضور دو هیات افغانستانی برای ادای احترام به پیکر آیتالله خامنهای خود را نشان داد. به همین دلیل، هر شخص و هر دستهای بر اساس پیشینه و نگاه احساسی خود به موضوع پرداختند.
با آنکه سیاستها و مواضع ایران در قبال افغانستان در مقاطعی با کاستیهای همراه بوده؛ اما در این مورد بخصوص، موضع ایران بسیار هوشمندانه، صادقانه و حسابشده بود. ایران با دعوت از دو هیات افغانستانی، نشان داد که کثرتگرایی جامعهٔ افغانستان در زمینههای گوناگون انکارناپذیر است.
معضل بیثباتی و منازعه نیمقرنه افغانستان با تکیه بر زور و خشونت حل نمیشود. افغانستان زمانی به آرامش میرسد که دولت برآمده از ارادهٔ مردم باشد و واقعیتهای متکثر جامعهٔ افغانستان در آن بازتاب یابد. همانگونه که طالبان یک واقعیت عینی است، مخالفان آن و اکثریت خاموش جامعهٔ افغانستان نیز واقعیتی مسلماند. پس تنها راه، گفتگو و تشکیل دولت ملی است.
آنچه در نهایت میتوان گفت اینکه، بایسته است کنشگران قلمی و فرهنگی افغانستان، از افضای دوقطبی؛ یعنی چه از قالب ستایشهای اغراقآمیز و چه از قالب تخریبهای ویرانگر وهیجانی بپرهیزند. از دل احساسات چیزی بیرون نمیآید باید واقعیت را در درنظرداشت و منطق را به کار بست.
سید جواد سجادی