| کثرت پناهندگان ما در چهار گوشهٔ جهان، سند محکومیت مستقیم تفکر پشتونوالی و اوغانیزم است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۴۶ ۱۴۰۵/۴/۲۴ | کد خبر: 200546 | منبع: |
پرینت
|
|
پاسپورت وسیله فرار از جهنم اوغانیزم است، نه بیعت نامه باجلاد و سند تسلیم هویت ما نیست!
یکی از مضحکترین، بیمنطقترین و در عین حال فرومایهترین ادعاهایی که لابیگران اوغانیزم هنگام شکست در بحثهای منطقی و تاریخی مطرح میکنند، این است:
«اگر هویت تحمیلی اوغان را قبول ندارید، پس چرا با همین تذکره و پاسپورت پناهندگی گرفتید؟ اسنادتان را مسترد کنید!»
این مغالطهٔ ناشیانه نشان میدهد که حامیان انحصار قومی، تفاوت بنیادین میان «حقوق شهروندی اجباری» و «تعلق هویتی و فرهنگی» را نمیدانند، یا خود را به نادانی میزنند.
۱. پاسپورت ابزار عبور از جهنم است، نه بیعت با شیطان!
پاسپورت یا تذکره در دنیای امروز، یک سند اداری و بینالمللی برای تردد است، نه یک عقدنامهٔ قلبی و هویتی. شهروندی که از ترس شلاق، انتحار، آپارتاید زبانی و فاشیسم قبیله آواره میشود، برای نجات جان خود و خانوادهاش چارهای جز استفاده از مجاری قانونی موجود ندارد.
استفاده از اسناد صادره از سوی حاکمیت غاصب اوغانی، هرگز به معنای تأیید هویت تحمیلی و جعلی اوغانی نیست.
آیا میلیونها انسان شریف که در جریان جنگ جهانی دوم با پاسپورت آلمان نازی به کشورهای دیگر گریختند، فاشیست نازی بودند؟
آیا یهودیانی که با اسناد رژیم هیتلری جان خود را نجات دادند، به هیتلر بیعت کرده بودند؟
پاسپورت این جغرافیا، گواهی اسارت ما به دست یک اقلیت کوچی و تمامیتخواه است، سند تسلیمی داوطلبانهٔ هویت تمدنی ما تاجیکان خراسانی به اوغانهای کوچی نیست.
۲. پناهندگی؛ مدال رسوایی حاکمان قبیله است.
به تعبیر زیبای رضا محمدی، پناهندگی و آوارگی میلیونی یک ملت، مایهٔ افتخار نیست که لابیگران اوغانیزم آن را به رخ ما میکشند.
این آوارگی، بزرگترین مهر باطلشدگی بر پیشانی تمام رژیمهای تکقومی و ناکامی است که در طول تاریخ جز جنگ، فقر، تعصب و تروریسم هیچ دستاوردی برای این جغرافیا نداشتهاند.
کثرت پناهندگان ما در چهار گوشهٔ جهان، سند محکومیت مستقیم تفکر پشتونوالی و اوغانیزم است؛ تفکری که وطن را به جهنمی زیستناپذیر بدل کرده که هر کس راه فراری مییابد، پشت سرش را هم نگاه نمیکند.
۳. هویت تمدنی با ورقپارههای اداری عوض نمیشود.
خطاب به لابیگران قبیله باید گفت: تذکره و پاسپورتِ ساخت شما، یک ورقپارهٔ زوالپذیر اداری است که عمر آن به اندازهٔ عمرِ حکومتهای دستنشانده و پوشالیتان کوتاه است. اما هویت تاجیکان، زبان پارسی، و تمدن خراسان بزرگ، ریشه در پهنهٔ تاریخ دارد.
ما صاحبان بومی این جغرافیا هستیم. اگر امروز به ناچار و از روی ستم مستمر شما، آوارهٔ جهان شدهایم، هرگز شناسنامهٔ پنجهزارسالهٔ خود را با برچسبهای سیاسی و هویتی تحمیلی شما معاوضه نخواهیم کرد. ما پاسپورتهای شما را صرفاً به عنوان بلیط خروج از این جهنم موقت به کار بردهایم؛ اما هویت ما در سینهٔ ما است، غصبناشدنی و فراتر از مرزهای ظلم و ستم اوغانی شما است!
ظریف یزدانپرست