| اکنون باور دارم که توانایی موشکی قدرت بازدارنگی ندارد بلکه فقط دستیابی به سلاح هستهای است که از ادامه جنگ بین ایران و آمریکا جلوگیری میکند | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۳۸ ۱۴۰۵/۴/۲۵ | کد خبر: 200552 | منبع: |
پرینت
|
|
بَدگُهَر را عِلم و فَن آموختَن
دادنِ تیغی به دَستِ راهزَن
تیغ دادن دَر کَفِ زَنگیِ مَست
بِهْ که آیَد عِلم، ناکَس را به دَست
عِلم و مال و مَنصَب و جاه و قِران
فِتنه آمَد دَر کَفِ بَدگوهَران
تنشها بین ایران و آمریکا باردیگر شدت گرفته است. چهار روز است که بخشهای جنوبی ایران از سوی آمریکا به شدت بمباران میشود. در یک سال گذشته تحلیلهای زیادی درباره برخوردهای نظامی ایران و آمریکا / اسراییل خوانده و یا شنیدهایم. نوشته حاضر، تحلیل نیست بلکه یادداشتی درباره رفتارشناسی ترامپ است. این همان یادداشت هشت سال پیش است که قبل از ترور سردار سلیمانی تحریر یافت و اکنون ابدیت و به روزرسانی شده است. تفاوت این یادداشت با آن یادداشت در این نکته است که هشت سال پیش باور داشتم که توانایی موشکی ایران، قدرت بازدارنگی دارد اما اکنون باور دارم که توانایی موشکی قدرت بازدارنگی ندارد بلکه فقط دستیابی به سلاح هستهای است که از ادامه جنگ بین ایران و آمریکا جلوگیری میکند.
به هر حال، در آن یاداشت یادآوری شد که دولت ایران در کنار تیم نظامی و دیپلماسی در مواجه با ترامپ، نیاز به تشکیل تیمی از روانشناسان هم دارد تا ترامپ را از نگاه روانشناسی، اخلاقی و رفتاری زیرنظر بگیرند و سیاستهای کلی ایران را بر اساس خوی و خصلت ترامپ تنظیم کنند.
با وجود آن که کره شمالی و روسیه سلاح هستهای دارند که این توانایی، حرف اول را برای بازدارندگی میزند اما رهبران این دو کشور به اصطلاح عامیانه، رگ خواب ترامپ را نیز شناسایی کرده و عملکرد خود را بر اساس روحیه او تنظیم کردهاند تا خود و کشورهایشان از ناحیه ترامپ آسیب نبینند.
سوال این است که آیا ترامپ چنان قوی است که رهبران کره شمالی و روسیه از او حساب میبرند؟
خیر، ترامپ به خودی خود، سیاستمدار قوی نیست بلکه در استفاده بیمحابا از ابزاری که در اختیار دارد او را قوی نشان میدهد. ترامپ از نگاه شخصیتی، فردی لُچک یا به اصطلاح دیگر، لات است. در مواجه با لاتها یا باید چنان قوی بود که آنها حتی جرئت چپ نگاه کردن را نداشته باشند و یا اگر ابزار بازدارندگی وجود نداشت، رفتاری با آدم لات در پیش گرفته شود که او را تحریک و عصبانی نکند.
این که ترامپ خود را با روسیه و کره شمالی نمیگیرد، به دو دلیل است که یکی مجهز بودن این دو کشور به سلاح هستهای و دیگری رفتار روانشناسانه «پوتین» و «کیمجونگ اون» با ترامپ است. پوتین و کیمجونگ میدانند که رییس جمهور آمریکا قدرت و توانایی خود را نه از خود بلکه از ابزاری دارد که نظام آمریکا در اختیار او گذاشته است. لذا سعی میکنند که با ترامپ شاخ به شاخ نشوند. آنها درعین حال از صفات ترامپ نیز آگاهی دارند که فردی خودشیفته است. دیدار رهبر کره شمالی با ترامپ در سال ۲۰۱۸ و دیدارهای متعدد رهبر روسیه با ترامپ، بخشی از رفتار روانشناسانه کیمجونگ و پوتین از ترامپ است. رهبر کره شمالی هنگام قدم زدن با ترامپ سعی داشت که حس خودشیفتگی او را ارضا کند که چنین هم شد. لحن ترامپ پس از این دیدار درباره کره شمالی تغییر کرد و اکنون رسیدگی به پرونده کره شمالی از روی میز ترامپ برداشته شده است.
درعینحال، ترامپ هم به دو دلیل که یکی مجهز بودن کره شمالی و روسیه به سلاح هستهای و دیگری، رفتار روانشناسانه از سوی رهبران کره شمالی و روسیه با او است، از مواجه با کره شمالی و روسیه اجتناب میکند.
اما حساب ایران با کره شمالی و روسیه فرق میکند. از یک طرف ایران به سلاح هستهای مجهز نیست و از سوی دیگر، با ترامپ به زبان انقلابی صحبت میکند؛ لحنی که هرگز ترامپ به خاطر اخلاق لاتی خود برنمیتابد. تجربه رویارویی هشت ساله ترامپ با ایران، نشان میدهد که هرگاه ایران با زبان انقلابی و تند با ترامپ صحبت کرده است، ترامپ تحریک و برافروخته شده و به این کشور آسیب زده است.
با این که تقابل ایران و آمریکا را نباید سادهسازی کرد و در رفتار یک فرد، تقلیل داد زیرا روابط تنشزای این دو کشور به اندازه عمر انقلاب ایران سابقه دارد اما به نظر نگارنده، شاخبهشاخ شدنهای ترامپ با ایران در طول هشت سال اخیر که از ترور سردار سلیمانی شروع شد و تاکنون ادامه دارد، کاملاْ ریشه در اخلاق و رفتار ترامپ دارد.
لذا ایران برای نجات از این وضعیت، دو راه در پیش دارد که میتواند این دو مسیر را جداجدا و یا باهم به پیش ببرد؛ همان کاری که رهبران کره شمالی و روسیه کردهاند.
ایران اول باید از نگاه نظامی هستهای شود زیرا نگارنده به این باور است که پهپاد و موشک، دیگر حالت بازدارندگی ندارند و نمیتوانند ترامپ را از حملات مکرر به ایران بازدارند. حتی در خصوص بازدارنگی تنگه هرمز هم بزرگنمایی و اغراق شده است. لذا فقط سلاح هستهای است که جلو افرادی چون ترامپ را میتواند بگیرد و اسراییل را مهار کند.
اگر ایران اکنون در خود توانایی ساخت سلاح هستهای را نمیبیند، سیاست و رفتار انقلابی با ترامپ را کنار بگذارد زیرا ترامپ به قول مولانا همان زنگی مست و بدگوهری است که اکنون تیغ در اختیارش قرار گرفته است. دست و پنجه نرم کردن با چنین شخصی، قدرت و توانایی میخواهد. یا مثل او باید به تیغ مجهز بود و یا باید خود را از دم تیغ او رهانید و رفتار روانشناسانه را در پیش گرفت. با سروصدا نمیتوان به جنگ ترامپ رفت و با هیاهو و شعار نمیتوان از او انتقام گرفت. اصل انتقام آن است که بدون تحریک کردن و سروصدا انجام شود که چنین نشد و این هیولا دوباره دستور حمله به ایران را صادر کرد.
تکرار میکنم که مهمترین موضوعی که مقامات و رهبران ایران باید مدنظر قرار دهند این است که نباید درباره ترامپ همچون یک فرد عادی، یک دیپلمات و یک سیاستمدار رفتار کرد. به استناد مقالات و کتابهای چندین روانشناس آمریکایی، ترامپ قطعا از اختلالهای روانی مختلفی از جمله خودشیفتگی و خودبزرگ پنداری رنج میبرد. لذا مهمترین اقدامی که میبایست برای روبرو با ترامپ در دستور کار مقامات ایران قرار گیرد استفاده از علوم روانشناختی و روانشناسی سیاسی برای فهم سخنان و رفتارهای ترامپ است.
استفاده از روانشناسان در تصمیم گیری سیاست خارجی، بحث جدیدی نیست و اتفاقا آمریکا خود از پیشتازان این موضوع بوده است. به طور مثال: جرالد پست در جریان مذاکرات پیمان کمپ دیوید، با مطالعه روانشناسی انور سادات رییس جمهور مقتول مصر و مناخم بگین، نخستوزیر اسراییل به مقامات آمریکایی که میانجی مذاکرات بودند مشاورههای روانشناسی ارایه داد و آنها با تسلط بر ویژگیهای شخصیتی و روانی دو رهبر و بهرهگیری از این تحلیلهای روانشناسی موفق شدند روند مذاکرات را مدیریت کرده و به نتیجه برسانند.
چکیده سخن این که ترامپ را نباید تحریک و برافروخته کرد. هرچند گفته میشود که او پیشبینی ناپذیر است اما یک نکته ثابت شده است و آن این که اگر در مقابل او شاخوشانه کشیده شود حتی اگر ۱۰ درصد تهدیداتش عملی شود، آسیبزا است و ایران تاکنون از عملی شدن درصد کمی از تهدیدهای ترامپ، آسیبهای جدی دیده است.
پایان سخن این که برای مهار ترامپ دو راه وجود دارد، یا با او رفتار روانشناسانه کرد و از تحریک کردن بیشتر او دست کشید و یا اگر قرار است در مقابل ترامپ ایستاد و برای همیشه به تهدیدهای او پایان داد، رفتن به سوی قمار ساخت سلاح هستهای است زیرا ایران در ۲۳ سال گذشته همه تاوانهای غنیسازی را پرداخت کرده است و اکنون زمان بهرهبرداری از این پروژه هزینهبر برای ایران است.
محمد مرادی