| امروز، بزرگترین جهاد ملی، ساختن یک دکترین ملی، ایجاد حکومتی فراگیر و حفظ این سرزمین از تبدیل شدن به میدان رقابت شرق و غرب است | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۴۵ ۱۴۰۵/۵/۴ | کد خبر: 200607 | منبع: |
پرینت
|
|
اخرین هشدار پیش از طوفان...
از باب المندب و تنگه هرمز تا کریدور های زمینی قلب اسیا؛ تحلیلی درباره احتمال انتقال رقابت ژیوپلیتیکی قدرتهای جهانی به افغانستان، خطر گسترش جنگهای نیابتی، خلای دکترین ملی و مسوولیت تاریخی رهبران سیاسی برای جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به میدان نبرد دیگران.
جهان در استانه ورود به مرحله تازه از رقابتهای ژیوپلیتیکی قرار گرفته است.
آنچه امروز از غزه و یمن تا خلیج فارس جریان دارد، تنها یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ بر سر انرژی، کریدورها و زنجیرههای تامین جهانی است.
اگر بابالمندب و تنگه هرمز برای مدت طولانی با بحران روبهرو شوند، اهمیت کریدورهای زمینی اوراسیا بهطور بیسابقه افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، چین، روسیه، ایران، هند و کشورهای اسیای مرکزی ناگزیر خواهند بود بیش از گذشته به مسیرهای زمینی تکیه کنند؛ مسیری که افغانستان در قلب ان قرار دارد.
در منطق ژیوپلیتیک، هرگاه ارزش یک کریدور افزایش یابد، رقابت برای کنترل، حفاظت یا اخلال در ان نیز شدت میگیرد. از همین رو، اگر بحران منطقه گسترش یابد، این احتمال وجود دارد که افغانستان بار دیگر به صحنه رقابتهای امنیتی و جنگهای نیابتی تبدیل شود.
در صورت ورود پاکستان به یک رویارویی گسترده تر در حمایت از عربستان، بخشی از فشارهای امنیتی و اطلاعاتی میتواند به پیرامون افغانستان منتقل شود.
همزمان، حضور داعش خراسان، تحریک طالبان پاکستان (TTP)، بحران بلوچستان و افزایش ناامنی در برخی مناطق، بهویژه بدخشان، ظرفیت بهرهبرداری بازیگران مختلف از این جغرافیا را افزایش میدهد.
اما خطر اصلی، نه فقط حضور گروه های مسلح؛ بلکه خلا یک دکترین ملی است.
هر جریان سیاسی یا نظامی که بدون راهبرد ملی، بدون اجماع سیاسی و بدون تعریف روشن از منافع افغانستان وارد میدان شود، این خطر را میپذیرد که ــ اگاهانه یا نا اگاهانه ــ در خدمت راهبردهای ژیوپلیتیکی دیگران قرار گیرد.
چهار دهه گذشته نشانداده استکه هرگاه افغانستان به میدان جنگ نیابتی تبدیل شده، قدرتهای خارجی منافع خود را دنبال کردهاند و سهم مردم افغانستان، ویرانی، مهاجرت، فروپاشی زیرساختها و عقبماندگی بوده است.
امروز نیز پرسش اساسی این نیست که چه کسی سلاح بیشتری دارد؛ بلکه این است که چه کسی دکترین ملی برای نجات افغانستان دارد؟
زیرا اگر جنگ اینده، جنگ بر سر کریدورها و مسیرهای ژیواکونومیک باشد، افغانستان ناخواسته در قلب این رقابت قرار خواهد گرفت. در چنین شرایطی، تنها یک روایت ملی، یک دکترین ملی و یک دیپلماسی فعال منطقهای میتواند مانع از ان شود که این سرزمین بار دیگر بهای جنگ دیگران را بپردازد.
تاریخ، سکوت و انفعال را نخواهد بخشید:
اگر خطر اصلی تنها از بیرون مرزهای افغانستان بود، شاید هنوز فرصت بیشتری برای مدیریت بحران وجود داشت؛ اما واقعیت تلخ این است که بزرگترین تهدید امروز، خلا یک دکترین ملی در داخل افغانستان است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران در نشستهای منطقهای، از جمله سازمان همکاری شانگهای، بر ضرورت تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان تاکید میکند و بسیاری از بازیگران منطقه نیز ثبات افغانستان را در گفتگوی سیاسی میان افغانها جستجو میکنند، بخش بزرگی از اپوزیسیون افغانستان هنوز نتوانسته است یک روایت ملی، یک دکترین ملی و یک نقشه راه مشترک برای اینده کشور ارایه کند.
این یک واقعیت تلخ استکه صفحات بسیاری از جریانهای سیاسی، به جای انکه به اتاقهای فکر تولید اندیشه و راهبرد ملی تبدیل شوند، بیشتر به انتشار پیامهای تسلیت، واکنشهای مقطعی و موضعگیریهای احساسی محدود ماندهاند؛ در حالیکه افغانستان در استانه یکی از حساسترین تحولات ژیوپلیتیکی تاریخ معاصر خود قرار گرفته است.
امروز، افغانستان بیش از هر زمان دیگر به دیپلماسی فعال، اجماع ملی و تولید اندیشه راهبردی نیاز دارد.
اگر این فرصت تاریخی برای تعامل با کشورهای منطقه، جهت سوق دادن طالبان به گفتگوی ملی و تشکیل حکومتی فراگیر از دست برود، بیم ان میرود که منطق میدانهای نبرد، جایگزین منطق گفتگو و سیاست شود.
از سوی دیگر، گسترش تحرکات نظامی برخی گروهها، بهویژه در بدخشان، نیز نیازمند تامل عمیق است.
هیچ حرکت مسلحانهای، اگر فاقد دکترین ملی، مشروعیت سیاسی، اجماع داخلی و چشمانداز روشن برای اینده افغانستان باشد، نمیتواند تضمین کند که در فضای رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی، به ابزاری در جنگهای نیابتی تبدیل نخواهد شد.
تجربه چهار دهه گذشته به ما اموخته استکه هرگاه نیروهای افغان بدون یک راهبرد ملی وارد میدان شدهاند، در نهایت این مردم افغانستان بودهاند که هزینه پرداختهاند و بازیگران خارجی از ادامه بحران سود بردهاند.
امروز، پرسش ملت افغانستان از همه رهبران سیاسی، فرماندهان نظامی و جریانهای مخالف این است:
برنامه شما برای نجات افغانستان چیست؟
ایا راهبرد شما، پایان دادن به بحران و ساختن یک دولت ملی است، یا ناخواسته زمینه را برای انتقال یک جنگ بزرگتر به جغرافیای افغانستان فراهم میکند؟
اکنون اکثریت خاموش جامعه افغانستان یک پرسش تاریخی دارد:
تا کی؟
تا کی این سرزمین باید بهای رقابت قدرتهای بزرگ را بپردازد؟
تا کی باید فرزندان افغانستان قربانی جنگهایی شوند که اهداف و طراحان اصلی ان در بیرون از مرزهای کشور قرار دارند؟
تا کی باید جادهها، بندهای اب، معادن، دانشگاهها، مکاتب و زیرساختهای اقتصادی این ملت، بار دیگر در اتش جنگهای نیابتی نابود شوند؟
ایا زمان ان نرسیده استکه همه جریانهای سیاسی، رهبران قومی، شخصیتهای دینی، نخبگان دانشگاهی، زنان، جوانان و نیروهای ملی، اختلافات را کنار گذاشته و بر محور یک دکترین ملی برای نجات افغانستان گرد هم ایند؟
امروز، بزرگترین سلاح افغانستان، اجماع ملی است؛ بزرگترین سنگر ان، وحدت ملی است؛ و بزرگترین پیروزی ان، جلوگیری از تبدیل شدن این سرزمین به میدان جنگ دیگران است.
این مقاله دعوت به جنگ نیست؛ دعوت به پیشگیری از جنگ است.
دعوت به دشمنی نیست؛ دعوت به بیداری ملی است.
دعوت به وابستگی نیست؛ دعوت به استقلال راهبردی افغانستان است.
و در پایان، این هشدار را باید با صدایی رسا خطاب به همه رهبران و جریانهای سیاسی افغانستان بیان کرد:
اگر امروز برای ساختن یک روایت ملی، یک دکترین ملی و یک اجماع سیاسی متحد نشوید، فردا ممکن است افغانستان بار دیگر به جغرافیای جنگ دیگران تبدیل شود؛ اما این بار، تاریخ تنها قدرتهای خارجی را قضاوت نخواهد کرد، بلکه رهبران و جریانهایی را نیز به محاکمه وجدان ملت خواهد کشاند که در حساسترین مقطع تاریخ، فرصت نجات افغانستان را با سکوت، پراکندگی و انفعال از دست دادند.
افغانستان دیگر توان پرداخت هزینه جنگهای نیابتی را ندارد. امروز، بزرگترین جهاد ملی، ساختن یک دکترین ملی، ایجاد حکومتی فراگیر و حفظ این سرزمین از تبدیل شدن به میدان رقابت شرق و غرب است.
تاریخ در حال ورق خوردن است؛ یا افغانستان معمار اینده خود خواهد بود، یا بار دیگر بهای اینده دیگران را خواهد پرداخت.
انتخاب با ما است؛ اما قضاوت، با تاریخ و نسلهای اینده خواهد بود.
نویسنده: سید باقرشاه "احمدی"
>>> مشاورین اتمر در راس جبهه هستند چیزی جور نمی شود