| ترکیه از ابزارهای «قدرت نرم» برای گسترش نفوذ در افعانستان، از طریق گروهها و افراد و نیز از طریق حضور در ناتو و روابط دیپلماتیک با دولتهای افعانستان استفاده کرد | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۳۵ ۱۴۰۵/۵/۵ | کد خبر: 200612 | منبع: |
پرینت
|
|
سیاست ترکیه در افغانستان؛ اهداف، ابزارها و پیامدها؛
افغانستان در راهبرد سیاست خارجی اردوغان؛
پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، افغانستان تنها از منظر مأموریت ناتو برای ترکیه اهمیت نداشت، بلکه به بخشی از راهبرد گسترش نفوذ آنکارا در آسیای مرکزی و جهان ترک و مقابله با نفوذ فرهنگی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.
برخی پژوهشگران معتقدند ترکیه همزمان میکوشید شبکهای از نفوذ اطلاعاتی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در افغانستان ایجاد کند که فراتر از مأموریت رسمی ناتو باشد.
استفاده از پیوندهای قومی و فرهنگی با ترکتباران؛
یکی از ابزارهای مهم سیاست ترکیه، تکیه بر پیوندهای تاریخی و زبانی با اقوام ترکتبار افغانستان بوده و میباشد. در این چارچوب، آنکاراو دولت اردوغان با عبدالرشید دوستم و جنبش ملی و بخشی از رهبران ازبک و ترکمن روابط نزدیکی برقرار کرد. این روابط به ترکیه امکان میداد در تحولات شمال افغانستا نقشآفرین باشد.
هیچ رهبر افغانستانی به اندازه عبدالرشید دوستم با دولت ترکیه روابط نزدیک ندارد.عوامل این نزدیکی که مبتنی بر سیاست نیوعثمانیگری و پان ترکیسم اردوغان است عبارتند از:
• پیوندهای قومی و زبانی با ازبکها
• نگاه ترکیه به آسیای مرکزی و جهان ترک
• جایگاه راهبردی شمال افغانستان.
در سال ۱۳۹۶، پس از اختلاف دوستم با حکومت اشرف غنی، او چند ماه در ترکیه اقامت داشت. در همین دوره، رجب طیب اردوغان با وی دیدار کرد و سپس ایتلافی میان دوستم، عطامحمد نور و محمد محقق در آنکارا شکل گرفت که در ادبیات سیاسی افغانستان به «ایتلاف نجات افغانستان» مشهور شد. این رویداد نشان میدهد که ترکیه صرفاً یک میزبان نبود، بلکه به محلی برای رایزنی میان برخی رهبران سیاسی افغانستان برای گسترش نفوذش نیز تبدیل شده بود. هم اکنون نیز دوستم و برخی شخصیتهای اخوانی و سکولار رژیم گذشتهی کرزی- احمدزی، در آغوش ترکیه و اردوغان غنوده اند.
روابط با رهبران هزاره؛
در سالهای جمهوری نام نهاد، ترکیه روابط سیاسی خود را تنها به رهبران ترکتبار ازبک محدود نکرد، بلکه با شماری از رهبران هزاره، از جمله محمد محقق، نیز ارتباط داشت.
این روابط بیشتر در چارچوب دیپلماسی رسمی، نشستهای سیاسی، کنفرانسهای بینالمللی و گفتگوهای مربوط به آینده افغانستان شکل گرفت. شواهد قطعی مبنی بر اینکه دولت ترکیه حامی حزب وحدت آن طوری که از دوستم و گروههای اخوانی حمایت میکرد وجود ندارد. با وجود آن ترکها، هزاره ها را بخشی از حوزه ترک تباران میپندارند. به همین دلیل است که یک کارشناس ارشد ترکیهای، بنام دکتر اردوغان قره قوش، خلبان سابق نیروی هوایی ترکیه و استاد دانشگاه، در سال ۱۳۹۴ در شبکه "سی ان ان ترک"، با اشاره به نقشه افغانستان، در بارهی هزارهها سخن گفت.
او با نشان دادن نقاطی سرخی روی نقشه در مرکز افغانستان، گفت که: "حکومت در داخل کابل محصور شده است و این نقاط سرخ رنگ مانند قله، ترکتباران هزاره هستند. بدون در نظر گرفتن ترکتباران هزاره، مشکل افعانستان حل نمیشود. این مناطق کوهستانی تماما هزاره نشین هستند و به نظر من اگر به نحوی به آنها کمک برسد بصورت قاطع آنها میتوانند طالبان را نابود کنند".
این نظر با تجربه تاریخی و واقعیتهای اجتماعی امروز سازگاری ندارد و به نظر میرسد که مغرضانه یا نا آگاهانه مطرح شده و هزارهها را در جهت اهداف پان ترکیستی جهت داده و با قراردادن آنها به عنوان سپر دفاعی ازبکها، با خطر مواجه میسازد. در ادامهی این بحث تلویزیونی کارشناسی دیگری گفت که از ۱۶ امپراتوری بزرگ ترکان، شش امپراتوری آن در افغانستان تأسیس شده و یا افغانستان بخشی از قلمرو آنها بوده است. معنی این گفته آن است که در افغانستان باید ترکتباران حاکم شوند.
روابط ترکیه با گروههای اخوانی در افغانستان؛
حزب عدالت و توسعه اردوغان به دلیل پیوند ایدیولوژیک، روابط نزدیکی با جریانهای نزدیک به اخوانالمسلمین در کشورهای مختلف برقرار کرده است. در افغانستان نیز برخی شخصیتها و جریانهای اسلامگرای سنی، بهویژه کسانی که به معجون الگوی اسلام سیاسی و لائیک ترکیه علاقهمند بودند، روابط فکری و سیاسی با نهادهای ترکیه برقرار کردند، مانند حزب اسلامی، جناح هایی از جمعیت اسلامی و جمعیت اصلاح.
الف- حزب اسلامی افغانستان؛
گلبدین حکمتیار در دورههای مختلف به ترکیه سفر کرد و با شخصیتهای سیاسی این کشور دیدار داشت. همچنین میان حزب اسلامی و برخی جریانهای اسلامگرای ترکیه، بهویژه نزدیکان نجمالدین اربکان، ارتباطاتی وجود داشت. حکمتیار با افرادی از حزب عدالت و توسعه نیز دیدارهایی داشته است. اسلامگرایان اخوانی ترکیه در دوران جهاد افعانستان، گلبدین حکمتیار را بر استاد برهانالدین ربانی ترجیح میدادند.
ب- جمعیت اسلامی افغانستان؛
ترکیه در حال حاضر، روابط خود را با چهرههایی از جمعیت اسلامی، از جمله احمدضیا مسعود،عطامحمد نور و صلاحالدین ربانی، حفظ کرده است. این ارتباطها بیشتر در چارچوب گفتگوهای سیاسی، روند صلح و تحولات دولت جمهوری ساقط شده بود و نشان میداد آنکارا نمیخواست نفوذ خود را به یک جریان خاص محدود کند.
۱. احمد ضیا مسعود؛
احمد ضیا مسعود از نزدیکترین چهرههای جمعیت اسلامی به دولت ترکیه به شمار میرفت، بارها به آنکارا سفر کرد، با مقامات دولت اردوغان و وزارت خارجه ترکیه دیدار داشت و در نشستهای مربوط به افغانستان که در ترکیه برگزار میشد، حضور فعال داشت. پس از سقوط جمهوری نیز ارتباطات سیاسی خود با ترکیه را حفظ کرد.این روابط در گذشته علنی و دیپلماتیک بود.
۲. صلاحالدین ربانی؛
صلاحالدین ربانی نیز در دوران وزارت خارجه روابط نزدیکی با دولت ترکیه داشت.بارها با رجب طیب اردوغان و مولود چاووشاوغلو دیدار کرد. ترکیه از دولت وحدت ملی که او در آن وزیر خارجه بود، حمایت میکرد.این روابط در چارچوب مناسبات رسمی دولتها بود و نه لزوماً روابط حزبی.
۳. استاد برهانالدین ربانی؛
برهانالدین ربانی از دهه ۱۳۵۰ با بسیاری از جریانهای اسلامگرای جهان اسلام، از جمله محافل اسلامی ترکیه، ارتباط فکری داشت.اما درباره ارتباط مستقیم و نزدیک او با اردوغان، اسناد علنی چندانی وجود ندارد.
ربانی بیشتر با نسل قدیم اسلامگرایان، از جمله شبکههای نزدیک به اخوانالمسلمین، ارتباط داشت. اما ترکهای اخوانی و عرب ها، هرگز به شهید ربانی با وجود تلاشهای که استاد میکرد، بخاطر تبار و زبانش اعتماد نکردند.
۴. عطا محمد نور؛
عطا محمد نور نیز با ترکیه روابط اقتصادی و سیاسی داشت.شرکتهای ترک در ولایت بلخ فعالیت داشتند.او با مقامات ترکیه دیدارهایی داشت.اما مدرکی مبنی بر نزدیکی ایدیولوژیک او به اسلامگرایان ترکیه منتشر نشده است.
قابل ذکر است که از دهه ۱۳۸۰ به بعد، برخی اعضای جوانتر جمعیت اسلامی که در دانشگاههای ترکیه تحصیل کردند، با محافل فکری نزدیک به "ملیگروش" مربوط به نجم الدین اربکان، یا حزب عدالت و توسعه مربوط به اردوغان آشنا شدند.
به نظر می رسد که رهبران ترکیه اعم از سکولار و اسلام گرا، از آغاز برقراری روابط سیاسی با افعانستان در مارچ ۱۹۲۱، تا زمان نجم الدین اربکان، متوجه پشتونها بودند. در دوران جهاد افغانستان هم اخوانی های ترکیه از اربکان تا اردوغان توجه بیشتر به گلبدین حکمتیار داشتند و از او تبلیغ می کردند، تا این که بعد از سقوط حکومت کمونیستها، ازبکها با حمایت تاجیکها و هزارهها به رهبری ژنرال دوستم، به میدان آمدند و مورد توجه بیشتر دولتهای اربکان و اردوغان قرار گرفتند و دوستم از اخوانی ها بخاطر ترک بودن پیشی گرفت. اما روابط ترکیه با گروهها و شخصیتهای نزدیک به جریان اخوانالمسلمین هنوز ادامه دارد.
ج- جمعیت اصلاح افغانستان؛
جمعیت اصلاح که رییس آن محمدعاطف بود و عبدالصبور فرید و عبدالفتاح ارشاد، از کادرهای آن میباشند، با محافل نزدیک به اخوانالمسلمین در ترکیه ارتباط فکری داشته و دارد. شماری از اعضای آن در سمینارها و برنامههای آموزشی در استانبول و آنکارا شرکت میکردند. این ارتباط بیشتر از طریق مؤسسات دینی، خیریه و آموزشی برقرار میشد و بدیهی است که دولت ترکیه هم نقش اصلی را داشت. این حزب با مؤسسات ترکی به نامهای TİKA (تیکا)، اداره دیانت ترکیه و برخی بنیادهای خیریه اسلامی ارتباط دارد.این نهادها پروژههای فرهنگی، آموزشی و عمرانی فراوانی در افغانستان اجرا کردهاند که حزب اصلاح نیز از آنها مستفید شده است.
صدها نفر از اعضا و هواداران جمعیت اصلاح با استفاده از بورسیههای دولتی، دانشگاههای وابسته به وقف ها و بنیادهای اسلامی و دورههای آموزشی بنیاد دیانت ترکیه به ترکیه رفته و تربیت شدند.
حزب اصلاح با حزب عدالت و توسعه (AKP)از لحاظ فکری، شباهتهایی دارد، مانند: تأکید بر فعالیت اجتماعی، تربیت نیروهای دانشگاهی، کادر فرهنگی و مشارکت در جامعه.
با این حال، در منابع معتبر، تفاوتی چندانی در مبانی فکری و مذهبی میان جریانهای اخوانی مرتبط با ترکیه و گروههای تکفیری مانند داعش و القاعده وجود ندارد. به همین دلیل، منتقدان اردوغان، سیاستهای منطقهای او را زمینهساز افزایش نفوذ گروههای تندرو و تروریستهای تکفیری دانستهاند.
ابزارهای نفوذ ترکیه در افغانستان؛
ترکیه از ابزارهای «قدرت نرم» برای گسترش نفوذ در افعانستان، از طریق گروهها و افرادی که ذکر شد و نیز از طریق حضور در ناتو و روابط دیپلماتیک با دولتهای افعانستان استفاده کرد. برخی از این ابزارهای اصلی قدرت نرم ترکیه در افعانستان عبارتند از:
1. فعالیت مدارس و مؤسسات آموزشی مانند مدارس افغان - ترک. این مدارس تا کنون هزاران دانش آموز را در افغانستان آموزش داده اند.
2. اعطای بورسهای تحصیلی دولتی ترکیه
3. فعالیت آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (TİKA)؛
4. حضور بنیاد معارف ترکیه
5. پروژههای بازسازی و آموزشی
6. اداره دیانت ترکیه
7. بنیاد دیانت ترکیه
8. مؤسسه یونس امره.
دستاوردهای دولت اردوغان تا کنون در افغانستان و منطقه را میتوان چنين برشمرد:
• گسترش رقابت ژیوپلیتیکی در منطقه؛
• استفاده مغرضانه از پیوندهای قومی و مذهبی برای افزایش نفوذ که منجر به ایجاد تنش و رقابت منفی میان ترکتباران و اقوام دیگر و نیز اختلاف مذهبی سنی و شیعه در آسیای مرکزی، قفقاز، آسیای غربی و منطقه عربی شد.
• تلاش برای ایفای نقش مکمل در راستای اهداف امریکا و غرب برای شکست انقلاب اسلامی و مقاومت ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی به رهبری ایران، با شعار اسلامگرایی و انسجام ترکتباران در برابر حوزه تمدنی ایرانی.
• اردوغان کوشیده است خود را رهبر اهل سنت و کشورهای اسلامی و قهرمان ترکتباران معرفی کند.
• اردوغان در حمایت از گروهای سلفی و تکفیری در افغانستان و اعزام تکفیری های داعش از سوریه و دیگر کشورها به افعانستان نقش برجسته داشته و در نسل کشی و کشتار بیرحمانه ی بیش از ۲۷۰۰ تن از شیعیان هزاره و غیر هزاره در کابل، هرات، مزارشریف و مناطق دیگر و نیز در کشتن حدود ۹۰۰۰۰ از نیروهای مسلح افغانستان در جنگ با طالبان و عملیات تروریستی داعش، از جمله در انفجار چهاراهی زنبق در شهر کابل، دست دارد.
باقر مصباح زاده