| منابع زیرزمینی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت های انسانی زمانی به قدرت تبدیل می شوند که با یک اراده ملی و تفکر اینده نگر همراه شوند | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۰۳ ۱۴۰۵/۵/۶ | کد خبر: 200618 | منبع: |
پرینت
|
|
افغانستان؛ ثروتهای پنهان در سرزمینی که هنوز اقتصاد راهبردی خود را نشناخته است: نخبگان ملی و سیاسیون متعهد به منافع افغانستان!
تاریخ ایستگاه سرویس شهری نیست که هر کس در هر زمان از راه برسد، سوار سرنوشت شود و ایستگاه بعدی پیاده گردد.
ملت هایی که لحظه های تاریخی خود را نمیشناسند، گاهی دهه ها منتظر فرصتی میمانند که دیگر بازنمیگردد.
امروز جهان در حال عبور از یک مرحله تاریخی است.
نظم چندقطبی در حال شکل گیری است و رقابت قدرتها، فرصتهای جدیدی را در حوزه اقتصاد، انرژی، تجارت و کریدورهای منطقهای ایجاد کرده است.
اما این فرصتها سریع و گذرا هستند.
افغانستان در یکی از حساسترین چهار راه های اقتصادی جهان قرار دارد؛ جایی که میتواند حلقه اتصال اسیای مرکزی به جنوب اسیا، شرق به غرب و مسیر پیوند تمدنها و بازارهای بزرگ منطقه باشد.
اما پرسش اساسی این است:
ایا ما این فرصت تاریخی را می شناسیم؟
ایا برای تبدیل موقعیت جغرافیایی به قدرت اقتصادی، برنامه ملی داریم؟
در قرن بیستویکم، قدرت تنها با ارتش و سلاح ساخته نمی شود؛ کشورهایی که مسیرهای تجارت، انرژی، فناوری، منابع و کریدور های اقتصادی را مدیریت میکنند، نقش بزرگتری در نظم جهانی اینده خواهند داشت.
کریدورها فقط جاده و خط ریلی نیستند؛ کریدور ها ابزار قدرت، امنیت، وابستگی متقابل و جایگاه بینالمللی کشورها هستند.
هر کشوری که در طراحی و مدیریت این مسیرها حضور داشته باشد، در اینده اقتصادی منطقه نیز سهم خواهد داشت.
اما بزرگترین خطر برای افغانستان این است که فرصتهای بزرگ اقتصادی، زیر سایه اختلافات داخلی و رقابتهای فرسایشی سیاسی از دست برود.
بیش از این نباید اجازه داد که تریبونهای اجارهای و جریانهایی که منافع ملی را قربانی منافع گروهی میکنند، افکار عمومی را در دایره بسته قومگرایی و سمتگرایی گرفتار سازند. زیرا ادامه این مسیر، تنها به سود کسانی استکه افغانستان ضعیف، پراکنده و گرفتار جنگهای نیابتی میخواهند.
نخبگان سیاسی و فکری کشور مسوولیت تاریخی دارند تا از هر تریبون ممکن، اهمیت اقتصاد راهبردی، کریدورها، اتصال منطقهای و همکاریهای اقتصادی را به یک گفتمان ملی تبدیل کنند.
مشکل افغانستان تنها کمبود منابع نیست؛ مشکل اصلی، نبود یک نگاه بلند مدت اقتصادی و راهبردی است.
منابع زیرزمینی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای انسانی زمانی به قدرت تبدیل میشوند که با یک اراده ملی و تفکر اینده نگر همراه شوند.
ملتهایی که ارزش اقتصادی موقعیت خود را نمی شناسند، دیگران برای انها مسیر توسعه را به نفع خودشان طراحی میکنند.
اما ملتهایی که فرصتهای تاریخی خود را درک میکنند، میتوانند از یک کشور محصور به یک مرکز اتصال و همکاری منطقهای تبدیل شوند.
اینده افغانستان تنها در استخراج معادن یا دریافت کمکهای خارجی نیست.
آینده در ساختن اقتصاد پیوند خورده با منطقه، دیپلماسی اقتصادی و تبدیل جغرافیا به قدرت ملی است.
افغانستان امروز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار دارد:
یا همچنان میدان رقابت دیگران باقی بماند؛
یا با خرد جمعی، نگاه ملی و استفاده از فرصت نظم جدید جهانی، به یکی از محورهای اتصال و همکاری در قلب اسیا تبدیل شود.
سید باقرشاه (احمدی)