| اظهارات مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل، مبنی بر اینکه جریانهای مخالف طالبان «مقاومت» نیستند، واکنشهای متفاوتی در میان فعالان سیاسی و فرهنگی افغانستان برانگیخته است | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۰:۴۸ ۱۴۰۵/۵/۹ | کد خبر: 200634 | منبع: |
پرینت
|
|
اظهارات مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل، مبنی بر اینکه جریانهای مخالف طالبان «مقاومت» نیستند، واکنشهای متفاوتی در میان فعالان سیاسی و فرهنگی افغانستان برانگیخته است.
به گمان من، در مجموع چهار نگاه عمده نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان وجود دارد که بر اساس مشاهدات شخصی، میتوان آنها را چنین دستهبندی کرد:
دسته نخست: روشنفکران و فعالانی که گرایش پررنگی به غرب دارند، جمهوری اسلامی ایران و طالبان را در یک جبهه میبینند. از نگاه آنان، هر دو حکومت نماینده یک نوع تفکر هستند و به همین دلیل در موضعگیریهای خود، هر دو را به یک اندازه مورد انتقاد قرار میدهند و خواهان تضعیف یا سقوط هر دو هستند.
دسته دوم: رهبران و فعالان سیاسی مخالف طالبان که خارج از افغانستان زندگی میکنند و از سیاستهای تهران، بهویژه نزدیکی آن با طالبان، ناراضیاند. این گروه هر از گاهی از جمهوری اسلامی انتقاد میکنند، اما راهحل را در تقابل و دشمنی با دولت ایران نمیبینند. از دید آنان، باید تلاش شود تا همسویی کنونی میان تهران و طالبان کاهش یابد و در عین حال از ظرفیتهای سیاسی و منطقهای ایران، در جهت حمایت از مخالفان طالبان، استفاده شود.
دسته سوم: افرادی که هر دو حکومت را به دلیل مواضع ضدآمریکایی و گفتمان اسلامی، همسو و مطلوب میدانند. نمونه بارز این دیدگاه را میتوان در مواضع مرکز تبیان به رهبری آقای حسینی مزاری مشاهده کرد که همواره بر نزدیکتر شدن روابط میان جمهوری اسلامی ایران و طالبان تأکید داشته است.
دسته چهارم: فرماندهان جهادی، چهرههای پیشین مقاومت و برخی فعالانی که همچنان در داخل افغانستان زندگی میکنند و روابط سنتی با ایران دارند. این گروه، بیش از هر چیز نگران پیامدهای یک تنش میان تهران و طالبان هستند. از نگاه آنان، اگر روابط دو طرف به تیرگی گراید، ممکن است فشارهای امنیتی و سیاسی بر مخالفان و نیروهای سابق در داخل افغانستان افزایش یابد؛ از همین رو، حفظ وضع موجود را کمهزینهتر میدانند.
واقعیت این است که هیچیک از این دیدگاهها را نمیتوان به همه جامعه افغانستان تعمیم داد، اما این چهار رویکرد، بهگمان من، برجستهترین گرایشهایی هستند که امروز در میان فعالان سیاسی و فرهنگی افغانستان درباره سیاست ایران در قبال طالبان دیده میشود.
جواد بیات
>>> جناب آقای مرتضوی
مشروعیت و قداست مقاومت ملت افغانستان به تصمیم و عملکرد مردم افغانستان
ارتباط دارد
شما درجایگاهی نیستید که راجع به مقاومت ما قضاوت کنید
و همچنان در جایگاهی نیستید که از طرف جمهوری اسلامی ایران صحبت کنید
رهبر شهید امت در محکمات بیانات شان فرمودند ما طرفدار ملت افغانستان هستیم
ملت افغانستان را براحتی می شه تعریف کرد
اگر هر کسی به خودش حق دهد مبارزات دیگران را منکوب کند سنگ روی سنگ بند نمی ماند
همان مقدار که مقاومت ایران در برابر آمریکا قداست دارد مقاومت ملت ما در برابر طالبان قداست دارد
اگر این قداست نداشته باشد آن هم ندارد
هیچ تفاوتی بین آپارتاید رژیم کودک کش و آپارتاید طالبان وجود ندارد
این فصل مقاومت ما ولو مظلوم هست اما شکی در حقانیت و مشروعیت و قداستش نداریم
به حکم قرآن
به حکم روایات
به حکم خط مقاومت خونین حسین بن علی علیه السلام
به حکم عقل و وجدان و شرف
این بار با نزاکت نوشتم
دفعه بعدی با ادبیات مناسب خودت خواهم نوشت
خلاص !!!
#شیخ_مشکور_کابلی
>>> جناب مرتضوی، معاون سفیر؛
البته با توجه به اصول اعتقادی و منهج فکریِ گروه خوارج تکفیریِ نیابتی، آنان بسیاری از پیروان مذاهب اسلامی را مسلمان نمیشمارند.
برخلاف دیدگاه مورد اتفاق بخش گستردهای از امت اسلامی در حمایت از محور مقاومت، جهاد جمهوری اسلامی ایران را در برابر تجاوز آمریکا و صهی.ونیسم، جهاد و مقاومتی برحق نمیدانند و شهدای ملت ایران اسلامی را نیز شهید نمیخوانند. از سوی دیگر، مذهب تشیع را از جمله مذاهب اسلامی ندانسته، آن را ممنوع اعلام کردهاند و ذبیحه و نکاح اهل تشیع را با مسلمانان جایز نمیدانند.
اینکه برادری و مشترکات جناب مرتضوی با این گروه نیابتی در چیست که برخلاف خطمشی شهید قاسم سلیمانی و دیگر اسلاف خود چنین موضعی اتخاذ میکند، محل پرسش است.
همچنین، جناب معاون سفیر نیز در جایگاهی قرار ندارد که در میان جبهه مقاومت ملی، که خواست همه مردم است، و گروه نیابتی تکفیری، به صدور فتوا، خطکشی و تعیین تکلیف بپردازد.
مولوی حبیب الله حسام