از تاجیکان کوهستانی تا تاجیکان شهری
مشکل، از آنجا آغاز شد که تاجیکان کوهستانی بر تاجیکان شهری غلبه کردند. این غلبه، صرفاً جابجایی چند فرمانده یا رهبر نبود؛ بلکه غلبه یک فرهنگ سیاسی بر فرهنگ سیاسی دیگر بود 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۳۴    ۱۴۰۵/۵/۱۰ کد خبر: 200641 منبع: پرینت

از تاجیکان کوهستانی تا تاجیکان شهری؛ غلبه کوه بر شهر در میان تاجیکان؛
پنج سال اخیر را شاید بتوان تلخ‌ترین سال‌های تاریخ معاصر تاجیکان افغانستان دانست؛ دوره‌ای که این جامعه نه‌تنها از ساختار سیاسی حذف شده، بلکه زبان و فرهنگش نیز بیش از هر زمان دیگری زیر فشار قرار گرفته است.

در هزار سال گذشته، کمتر دوره‌ای را می‌توان یافت که تاجیکان هم‌زمان از عرصه سیاست و فرهنگ تا این اندازه به حاشیه رانده شده باشند. عرب‌ها اگر حکومت می‌کردند، دیوان در دست برمکیان بود. سلجوقیان اگر سلطان بودند، سلطنت‌شان بر دوات خواجه نظام‌الملک استوار بود. ترکان نیز بیهوده نمی‌گفتند: «ترک بی‌تاجیک، چون سر بی‌کلاه است.» این ضرب‌المثل، جایگاه تاریخی تاجیکان را در دیوان‌سالاری، فرهنگ و اداره سرزمین‌های اسلامی به‌خوبی بازتاب می‌دهد.
حتی دولت ابدالی نیز با زبان فارسی و سنت‌های دیوانی فارسی‌زبانان اداره می‌شد.

امروز اما وضعیت دگرگون شده است. با بازگشت طالبان، تاجیکان نه‌تنها از ساختار قدرت حذف شده‌اند، بلکه فرهنگ و زبان آنان نیز هدف سیاست‌های آشکار فارسی‌ستیزانه قرار گرفته است.
اما اگر همه این بحران را تنها به طالبان نسبت دهیم، از دیدن بخشی از واقعیت بازخواهیم ماند. به باور من، یکی از مهم‌ترین عوامل این وضعیت، غلبه تاجیکان کوهستانی بر تاجیکان شهری در رهبری سیاسی و فکری جامعه تاجیک است.

تاجیک کیست؟
«تاجیک» در طول تاریخ معانی گوناگونی داشته است. ریچارد فولتس در کتاب تاجیکان یا ایرانیان شرقی؛ از روزگار باستان تا عصر ما نشان می‌دهد که از حدود قرن یازدهم میلادی به بعد، تاجیک بیش از آنکه صرفاً یک عنوان قومی باشد، به فارسی‌زبانان شهرنشین، یک‌جانشین و حاملان فرهنگ ایرانی اطلاق می‌شد.
از همین رو، شهرنشینی یکی از مؤلفه‌های اصلی هویت تاریخی تاجیکان بود.

دو رویداد بزرگ این معادله را دگرگون کرد؛ نخست سلطه شوروی بر آسیای میانه و سپس جهاد افغانستان.
تجاوز شوروی، تاجیکان کوهستانی را به بازیگران اصلی مقاومت تبدیل کرد. آنان با فداکاری و هزینه‌های سنگین، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکست حکومت مورد حمایت شوروی ایفا کردند و برای نخستین بار پس از حبیب‌الله کلکانی، یک رهبر تاجیک دوباره به رأس قدرت رسید.
اما پیروزی جهاد، پیامد دیگری نیز داشت که کمتر درباره آن سخن گفته شده است.

جنگ‌های طولانی، نخبگان شهری را به مهاجرت واداشت، شهرها را از بخش بزرگی از سرمایه انسانی و فرهنگی‌شان تهی کرد و در مقابل، تاجیکان کوهستانی به مهم‌ترین نیروی سیاسی و نظامی جامعه تاجیک تبدیل شدند. از این پس، رهبری جامعه تاجیک بیش از آنکه در اختیار نخبگان شهر، دیوان، دانشگاه و بازار باشد، در اختیار نخبگانی قرار گرفت که تجربه زیسته‌شان عمدتاً در کوه، جبهه و جنگ شکل گرفته بود.
به باور من، این نقطه عطف، یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر تاجیکان است.

غلبه فرهنگ کوهستانی بر فرهنگ شهری؛
آلن چرچیل سمپل، جغرافی‌دان آمریکایی، در کتاب تأثیرات محیط جغرافیایی (۱۹۱۱) می‌نویسد که زندگی در کوهستان، در کنار پرورش استقلال، شجاعت، خوداتکایی و مقاومت، معمولاً روحیه محافظه‌کاری را نیز تقویت می‌کند. به باور او، انزوای جغرافیایی سبب می‌شود جوامع کوهستانی دیرتر تغییرات را بپذیرند، حساسیت بیشتری نسبت به هویت و سنت‌های خود داشته باشند و روند توسعه اقتصادی و فرهنگی در آن‌ها کندتر پیش برود.
امروزه بسیاری از دیدگاه‌های سمپل ذیل عنوان «جبرگرایی جغرافیایی» مورد نقد قرار گرفته است و بی‌تردید جغرافیا تنها عامل شکل‌دهنده فرهنگ و سیاست نیست؛ اما نمی‌توان نقش آن را نیز به‌کلی نادیده گرفت. جغرافیا، در کنار تاریخ، اقتصاد و آموزش، یکی از عوامل اثرگذار بر شکل‌گیری فرهنگ سیاسی جوامع است.
اگر این چارچوب را درباره جامعه تاجیک به کار بگیریم، شاید بتوان بخشی از تحولات امروز را توضیح داد.

تاجیکان شهرنشین، طی قرن‌ها، قدرت خود را از دیوان، مدرسه، بازار، تجارت، ادب و تعامل با دیگران می‌گرفتند. آنان در متن جامعه‌ای چندقومی زندگی می‌کردند و ناگزیر بودند با دیگران گفت‌وگو، دادوستد و همکاری کنند. از همین رو، تعامل، مدارا، نهادسازی و قدرت نرم مهم‌ترین ویژگی فرهنگ سیاسی تاجیکان شهری بود.
در مقابل، تاجیکان کوهستانی در جغرافیایی متفاوت رشد کردند؛ جغرافیایی که انزوا، دشواری ارتباطات و دهه‌ها جنگ، نقش مهمی در شکل‌گیری فرهنگ سیاسی آن داشت. طبیعی بود که چنین تجربه‌ای، حساسیت بیشتری نسبت به هویت، گرایش به حفظ مرزهای فرهنگی، روحیه مقاومت و آمادگی برای تقابل با دیگران را نیز تقویت کند.

مشکل، از آنجا آغاز شد که تاجیکان کوهستانی بر تاجیکان شهری غلبه کردند. این غلبه، صرفاً جابجایی چند فرمانده یا رهبر نبود؛ بلکه غلبه یک فرهنگ سیاسی بر فرهنگ سیاسی دیگر بود.
در پی این تحول، عناصری که قرن‌ها ستون فقرات فرهنگ سیاسی تاجیکان را تشکیل می‌داد؛ یعنی تعامل، دیوان‌سالاری، شهرنشینی، تجارت، نهادسازی و قدرت نرم، به‌تدریج جای خود را به فرهنگی داد که بیش از هر چیز بر هویت، مقاومت، بسیج، تقابل و ستیز سیاسی با سایر اقوام تکیه داشت.
به همین دلیل، اگر تاجیکان شهری بیش از هر چیز به همزیستی، همکاری و توسعه می‌اندیشیدند، بخش بزرگی از رهبری جدید تاجیکان، به دلیل خاستگاه جغرافیایی و تجربه جنگ، بیش از هر چیز درگیر سیاست هویت، مرزبندی، رویارویی و کشاکش با دیگر اقوام شد. جامعه‌ای که روزگاری نقطه وصل اقوام مختلف بود، رفته‌رفته خود نیز درگیر منازعات هویتی و رقابت‌های قومی شد.

این سخن به معنای نادیده گرفتن نقش تاریخی تاجیکان کوهستانی نیست. آنان در جهاد علیه شوروی و سپس در مقاومت در برابر طالبان، هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند و بخشی از افتخار تاریخ معاصر تاجیکان‌اند. اما همان‌گونه که تاجیکان شهرنشین فرهنگ سیاسی ویژه خود را ساخته بودند، غلبه تاجیکان کوهستانی نیز فرهنگ سیاسی دیگری را بر جامعه تاجیک حاکم کرد؛ فرهنگی که بیش از آنکه به تعامل با اقوام بیندیشد، به تقابل می‌اندیشید و بیش از آنکه قدرت نرم را محور قرار دهد، بر قدرت سخت تکیه داشت.

اگر این تحلیل درست باشد، بازگشت تاجیکان به جایگاه تاریخی‌شان تنها با حضور دوباره در قدرت سیاسی ممکن نخواهد شد؛ بلکه نیازمند احیای همان سنتی است که قرن‌ها مهم‌ترین سرمایه آنان بود: شهرنشینی، دانش، دیوان‌سالاری، تعامل، مدارا، نهادسازی و قدرت نرم.
البته از فرهنگ سیاسی تاجیکان کوهستانی نیز باید عنصر شجاعت و روحیه مقاومت‌گری را آموخت و با این عناصر ترکیب کرد تا فرهنگ سیاسی تاجیکانه کامل‌تر شود.

عبدالشهید ثاقب


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
تاجیکان کوهستانی
تاجیکان شهری
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است