| امروز، رسالت همه ما ساختن افغانستانی است که چهارراه تجارت، تمدن و همگرایی منطقه باشد؛ نه میدان دایمی رقابت قدرتها و جنگهای نیابتی | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۲:۲۴ ۱۴۰۵/۵/۱۲ | کد خبر: 200649 | منبع: |
پرینت
|
|
افغانستان بر سر دو راهی تاریخ؛ اجماع ملی یا تکرار تراژدی؟
تحولات اخیر در بدخشان و دیگر نقاط افغانستان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که ایا حکومت طالبان در استانه سقوط قرار دارد؟
واقعیت این است که طالبان با چالشهای جدی روبرو هستند؛ انحصار قدرت، مشارکت محدود سیاسی، محدودیتهای گسترده بر اموزش و حضور اجتماعی زنان، کمرنگ بودن مشارکت اقوام و نخبگان، و سیاستهایی که درباره زبان و تنوع فرهنگی مورد انتقاد بخشهایی از جامعه است، میتواند انسجام ملی و مشروعیت سیاسی را تضعیف کند.
راه برونرفت از این وضعیت، نه تشدید انحصار، بلکه حرکت بهسوی حکومت فراگیر، عدالت، مشارکت ملی و بهرهگیری از همه ظرفیتهای انسانی افغانستان است.
اما در سوی دیگر نیز، مخالفان مسلح طالبان بدون مانیفیست ملی، اجماع فراگیر و پشتوانه مؤثر منطقهای، ظرفیت ایجاد یک نظام پایدار را ندارند.
تجربه نیم قرن گذشته نشان داده است که افغانستان با جنگ ساخته نشده و با جنگ نیز آباد نخواهد شد.
خطر اصلی امروز، نه فقط طالبان و نه صرفا مخالفان انان؛ بلکه تبدیل شدن افغانستان به میدان تازه جنگهای نیابتی در رقابت ژیوپلیتیکی شرق و غرب است.
در حالی که بسیاری هنوز درگیر رقابتهای کوتاهمدت قدرت هستند، جهان وارد عصر نظم چندقطبی شده و ارزش راهبردی مسیرهای زمینی دوباره احیا شده است.
پس از قرنها، جاده ابریشم بار دیگر در حال زنده شدن است و افغانستان میتواند دوباره به قلب اتصال اسیا تبدیل شود.
فراموش نکنیم که شکوه خراسان فرهنگی تنها با شمشیر ساخته نشد؛ بلکه بر پایه تجارت، دانش، فرهنگ و امنیت جاده ابریشم شکل گرفت. امروز نیز تاریخ، همان فرصت را با چهرهای نو به افغانستان بازگردانده است.
هشدار به ملت افغانستان:
فریب هیجانهای زودگذر، اختلافات قومی، زبانی و جنگهای نیابتی را نخورید.
امروز، ارزش واقعی افغانستان در موقعیت ژئوپلیتیکی، کریدورهای ترانزیتی و ظرفیت تبدیل شدن به چهارراه تجارت و توسعه منطقهای است، نه در تداوم جنگ.
هشدار به کشورهای منطقه و بهویژه اعضای سازمان همکاری شانگهای:
انفعال در برابر بحران سیاسی افغانستان و بسنده کردن به مدیریت امنیتی، میتواند هزینه های بسیار سنگینتری در آینده بر منطقه تحمیل کند.
اگر امروز برای تشویق شکلگیری یک حکومت فراگیر، کاهش انحصار و تقویت ثبات پایدار از ابزارهای دیپلماتیک استفاده نشود، فردا ممکن است ناامنی، افراطگرایی و رقابتهای نیابتی به سراسر حوزه شانگهای سرایت کند.
همچنین، هرگونه تشدید رقابتهای منطقهای، از جمله تنشهای افغانستان و پاکستان یا استفاده ابزاری از بحران افغانستان در رقابتهای ژیوپلیتیکی، میتواند اتش بی ثباتی را شعله ورتر سازد.
در مقابل، قدرتهای اثرگذار منطقه، از جمله روسیه، ایران، چین و دیگر اعضای شانگهای، میتوانند با دیپلماسی فعال، افغانستان را بهجای میدان رقابت، به محور همکاری و اتصال منطقهای تبدیل کنند.
امروز، تاریخ بار دیگر درِ فرصت را به روی افغانستان گشوده است.
اگر این فرصت طلایی را با اجماع ملی، اصلاحات سیاسی و توسعه اقتصادی به ثمر نرسانیم و انرا قربانی انحصار، اختلاف و جنگهای نیابتی کنیم، نسلهای اینده از ما نخواهند پرسید چه کسی حکومت میکرد؛ بلکه خواهند پرسید چرا هنگامی که افغانستان میتوانست دوباره به قلب جاده ابریشم و محور شکوفایی منطقه تبدیل شود، این فرصت تاریخی را از دست دادید؟
امروز، رسالت همه ما ساختن افغانستانی است که چهارراه تجارت، تمدن و همگرایی منطقه باشد؛ نه میدان دایمی رقابت قدرتها و جنگهای نیابتی.
سید باقرشاه (احمدی)