| حکومت برای افغانستان، نه برای قوم و تنظیم. این بار افغانستان را نه طالبان، نه اپوزیسیون قومی و تنظیمی، بلکه اراده ملت باید به اینده با ثبات برساند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۹:۴۱ ۱۴۰۵/۶/۱۰ | کد خبر: 200810 | منبع: |
پرینت
|
|
حکومت فراگیر تحفه طالبان نیست، غنیمت مافیای قدرت هم نیست!
هموطن عزیز اگاه باشید:
افغانستان امروز در برابر یک فرصت تاریخی قرار دارد.
اما اگر ملت بیدار نباشد همانهایی که پنج دهه از جنگ، قوم، تنظیم و سیاست برای ساختن قدرت و ثروت شخصی استفاده کردند، این فرصت را نیز مصادره خواهند کرد.
حکومت فراگیر خواست ملت افغانستان است.
اما نه حکومت فراگیر به معنای تقسیم دوباره غنیمت قدرت میان همان چهرههای ازمودهشده و شکستخورده که با شعارهای قومی و پروژههایی مانند خراسانخواهی، ترکستانخواهی، پشتونستانخواهی و هزارستانخواهی سیاسی، در دو دهه گذشته شکافهای اجتماعی را عمیقتر و زیرساختهای انسجام ملی را تضعیف کردند.
ملت افغانستان حکومت فراگیر میخواهد.
اما حکومت ملی، شایستهسالار و پاک، نه حکومت سهمیه قوم و تنظیم!
مردم افغانستان حدود چند صد خانواده و چهره سیاسی را که طی پنج دهه در چرخه جنگ، قدرت و ثروت نقش داشتهاند، به خوبی میشناسند. بسیاری از انان روزگاری در شرایط عادی زندگی میکردند، اما جنگ و قدرت سیاسی برای شماری شان فرصت دسترسی به ثروتهای عظیم، شرکتها، شهرکها و داراییهای گسترده در داخل و بانکهای خارج فراهم کرده است.
ملت این تاریخ را فراموش نکرده است.
اما ملت افغانستان انتقام نمیخواهد.
ملت عدالت، پاسخگویی و اینده میخواهد.
اگر کسانی که در گذشته خطا کردهاند، صادقانه از ملت عذرخواهی کنند، مسولیت اشتباهات خود را بپذیرند و تعهد بسپارند که قدرت سیاسی را میراث خانوادگی و تنظیمی نخواهند ساخت، ملت میتواند از گذشته عبور کند.
این گزشت میتواند بزرگترین عفو ملی باشد.
اما عفو ملی نباید به جواز بازگشت مافیای قدرت و ثروت به ساختار سیاسی تبدیل شود.
قدرت میراث پدری نیست!
افغانستان ملک خاندانها، قومها و تنظیمها نیست!
و اینجا باید یک حقیقت اساسی را با صدای بلند گفت:
حکومت فراگیر تحفه طالبان نیست ، تحفه اپوزیسیون قومی و تنظیمی نیز نیست!
این خواست، پیش از هر چیز، یک ضرورت راهبردی برای افغانستان و منطقه است.
منطقه امروز بیش از گذشته به افغانستان باثبات نیاز دارد. امنیت مرزها، مبارزه با تروریسم، تجارت، انرژی، اب، کریدورهای منطقهای و اتصال اقتصادی، همه به ثبات افغانستان وابستهاند.
اما ثبات افغانستان بدون یک ساختار سیاسی فراگیر، قابلاعتماد و دارای مشروعیت ملی، پایدار نخواهد بود.
به همین دلیل، فشار ژیوپلوتیکی منطقه به سوی ثبات افغانستان در حال حرکت است و ثبات نیز در گرو شکلگیری یک حکومت فراگیر و قابلقبول است.
ملت باید این تحول را درست بفهمد:
این فشار منطقهای یک فرصت طلایی است ، نه تحفه طالبان و نه چک سفیدامضای اپوزیسیون!
اگر طالبان تحت فشار ضرورتهای منطقهای و ژیوپلوتیکی به سوی حکومت فراگیر حرکت کنند، این لطف به ملت نیست .
بلکه پاسخ به یک ضرورت تاریخی و راهبردی مورد نیاز کشور های منطقه است که در امثال نشست (شانگهای) بار ها تاکید شده است.
و اگر اپوزیسیون نیز از حکومت فراگیر سخن میگوید، این به معنای حق انحصاری انان برای بازگشت به قدرت نیست.
هیچکس نباید بر سر حکومت فراگیر منت بگذارد.
زیرا حکومت فراگیر، حق ملت و ضرورت ثبات منطقه و افغانستان است.
اما درست در همین نقطه، یک خطر بزرگ وجود دارد:
مافیای قدرت و ثروت، مافیای قومی و تنظیمی و سیاستمداران میراثدار نباید این فرصت تاریخی را دوباره به نفع شخصی خود در دوام منازعات نیابتی مصادره کنند.
ملت نباید اجازه دهد پروژه که میتواند به پایان جنگ نیابتی و اغاز یک نظم سیاسی ملی کمک کند، دوباره به معامله میان چند چهره سیاسی تبدیل شود.
ما نمیخواهیم بار دیگر چند نفر در پشت درهای بسته بنشینند، قدرت را میان خود تقسیم کنند و فردا فرزندان و وابستگان خود را برای ادامه همان میراث سیاسی وارد میدان سازند.
دوران انتقال قدرت از پدر به پسر، از برادر به برادر و از خاندان به خاندان باید پایان یابد.
رهبران قومی و تنظیمی باید بدانند که قوم، ملک شخصی انان نیست و سیاست نیز میراث خانوادگی انان نخواهد ماند.
طالبان نیز باید یک واقعیت روشن را درک کنند:
هیچ نظامی در افغانستان نمیتواند برای همیشه در برابر اراده ملت و ضرورتهای منطقهای ایستادگی کند.
حکومت فراگیر اگر امروز بهعنوان یک ضرورت پذیرفته نشود، فشارهای داخلی و ژیوپلوتیکی فردا شدیدتر خواهد شد.
اما طالبان نباید تصور کنند که برای حفظ قدرت، میتوانند تحت فشار منطقهای با چند چهره ازمودهشده و مناقشهبرانگیز معامله کنند و نام ان را حکومت فراگیر بگذارند.
معامله میان چند سیاستمدار، حکومت ملی نمیسازد.
حکومت اینده باید بر محور نخبگان متخصص، دانشمندان، عالمان پاکنفس، مدیران شایسته و شخصیتهای ملی و بیطرف شکل بگیرد، کسانیکه افغانستان را بر قوم، تنظیم، خانواده و منافع شخصی مقدم بدانند.
و ملت باید هوشیار باشد:
فرصت امروز ممکن است بزرگترین فرصت برای خروج افغانستان از چرخه جنگ نیابتی باشد، اما اگر مافیای قدرت و ثروت بار دیگر ان را مصادره کند، همین فرصت میتواند به اغاز یک دور تازه رقابتهای خونین تبدیل شود.
این بار ملت نباید اجازه دهد افغانستان قربانی معامله چند سیاستمدار شود!
نه انحصار طالبان؛
نه بازگشت مافیای گذشته،
نه حکومت قومی؛
نه حکومت تنظیمی؛
نه میراث خانوادگی قدرت.
افغانستان حکومت فراگیر میخواهد.
اما حکومت فراگیر ملی، شایستهسالار، پاک و پاسخگو.
ملت باید از این فرصت تاریخی پاسداری کند.
این بار فرصت صلح را به مافیای جنگ نسپاریم.
این بار فرصت حکومت ملی را به مافیای قدرت و ثروت نسپاریم.
این بار افغانستان را نه طالبان، نه اپوزیسیون قومی و تنظیمی، بلکه اراده ملت باید به اینده با ثبات برساند.
قدرت برای ملت، نه برای مافیا.
حکومت برای افغانستان، نه برای قوم و تنظیم.
اینده برای نسل نو، نه میراث خاندانهای سیاسی!
این است فریاد ملت.
سید باقرشاه (احمدی)