| رسیدن به آزادی، عدالت، توسعه و حاکمیت قانون، در گرو آموزش، آگاهی، دانایی و عمل انسانی است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۰۷ ۱۴۰۵/۶/۱۶ | کد خبر: 200858 | منبع: |
پرینت
|
|
اقدامات غیرقانونی طالبان و چنگاندازی آنان بر جانها، آزادیها، حقوق و ملکیتهای مردم، عجیب نیست؛ اما دردآور است. افکار طالبان روشن است و این اعمال، نتیجه طبیعی همان افکار است. آنچه واقعاً بیشتر زجردهنده و دردآور است، درد نادانی در جامعه است.
به تکرار باید گفت که درد جامعه ما، درد ذهنیتهای عقبمانده، نادانی فراگیر و افکار بیپایه است. هنگامی که از ضرورت دموکراسی، حقوق بشر و عرفیبودن حکومت سخن گفته میشود تا کسی زیر پرچم مقدسات، استبداد و اختناق را بر جامعه تحمیل نکند و مردم، بهویژه اقلیتها، فرصت نفسکشیدن داشته باشند، از درون همین اقلیتها یک مشت ملا و آخوند نادان، بدون آنکه واقعیتهای جامعه را بشناسند، از ضرورت «حکومت اسلامی» سخن میگویند و به این ترتیب، صدای آزادیخواهی را با اتهامهایی چون بیدینی، سکولاریسم و غربگرایی در نطفه خفه میکنند.
اما وقتی برادران مسلمانشان چکمههای استبداد و تمامیتخواهی را بر گلویشان میگذارند، آنگاه میگویند: «اکنون چارهای نداریم جز دعا. مؤمنان باید دعا کنند.»
اینجاست که باید از این جماعت نادان پرسید: کدام مشکل سیاسی و اجتماعی با دعا حل شده است که تصور میکنید استبداد و اختناق نیز با دعا حل خواهد شد؟ کدام حکومت استبدادی با دعا سقوط کرده است؟ کدام جامعه با دعا از جهل، فقر و عقبماندگی عبور کرده است؟
این جماعت باز هم پرچم اتهام را بالا میبرند و میگویند: «ما هرچه داریم از دعاست.» و در مقابل اتهامات بیشتری را مطرح میکنند، به این ترتیب، این چرخه باطل همچنان به گردش خود ادامه میدهد.
برای از دور خارج کردن این چرخه باطل، باید یک حقیقت ساده را پذیرفت و همیشه آن را با خود زمزمه کرد: خدا نه آزادی میآورد و نه عمر استبداد را بهصورت خودکار کوتاه میسازد. خدا نه زمینه توسعه را فراهم میکند و نه بدون تلاش انسان به گرسنگی پایان میدهد. رسیدن به آزادی، عدالت، توسعه و حاکمیت قانون، در گرو آموزش، آگاهی، دانایی و عمل انسانی است. بهترین دلیل هم کلام خداوند؛ یعنی آیه تغییر در قرآن شریف است.
سید جواد سجادی