پروژه کشک ـ تیرپل؛ هدیه خلیل‌زاد به طالبان
 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۵۷    ۱۴۰۵/۶/۱۸ کد خبر: 200863 منبع: پرینت

اگر زلمی خلیل‌زاد در صحنه حضور نمی‌داشت، امضای قرارداد بین طالبان و شرکت «دلتا انترنشنال» هم به این میزان غوغا نمی‌آفرید. او نه‌فقط بین طرفین میانجی‌گری کرد که در حین امضای قرارداد هم حضور داشت؛ گویا که همه‌کاره یا هم یک‌طرف معامله باشد. خلیل‌زاد سال گذشته هم دیدار مشترکی با مقام‌های طالبان و مدیران دلتا انترنشنال در کابل داشت که حاصلش اکنون عیان شد.

واقعیت این است که از خلیل‌زاد تصویر ناخوشایند و نازیبایی در ذهن‌ها ترسیم شده است، آن هم به‌سبب مذاکره او با طالبان در دوحه و امضای توافق‌نامه با این گروه، حتا به‌قیمت دورزدن جمهوریت از عرصه. خلیل‌زاد در آن مسوولیتش به میزانی بد عمل کرده که از سوی بسیاری «متهم درجه ‌اول» در فروپاشی جمهوریت خوانده می‌شود. در بیش از پنج سال گذشته هم به‌جای آن‌که طالبان را ترغیب به «اصلاح» کند، دنیا را ترغیب به تعامل با این گروه کرده است. بدتر از آن، از نیروهای مخالف طالبان هم با نیش‌وکنایه دعوت به عودت به افغانستان کرده است. براین اساس، وقتی سروکله خلیل‌زاد در کابل پیدا می‌شود، نگرانی اوج می‌گیرد؛ به‌ویژه در بین توده‌ها و نخبه‌گانی که شب را در آرزوی رفتن طالبان سحر می‌کنند.

حضور خلیل‌زاد به این معنا نیست که ایالات متحده هم شریک کشک ـ تیرپل باشد؛ چراکه قراردادهایی با این محتوا و شرکت‌هایی از جنس دلتا انترنشنال برای این کشور چندان اهمیتی ندارد. کسانی معتقدند که واشنگتن و سعودی برای مهار جمهوری اسلامی ایران تبانی کرده‌اند و ماموریت را هم به خلیل‌زاد سپرده‌اند. آن‌ها برای تقویت استدلال‌شان، اظهارات امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، درباب ضرورت سرمایه‌گذاری امریکا در بخش معادن را شاهد می‌آورند. همین‌طور، علاقه فراوان دونالد ترمپ مبنی بر سودجویی از منابع زیرزمینی سایر کشورها را. اما فراموش کرده‌اند که برای امریکا مهار چین بیش‌تر هدف است تا ایران؛ چراکه چین با امضای قراردادهای مرموز و مساله‌دار با طالبان، اقدام به استخراج بی‌رویه معادن می‌کند، نه تهران. جمهوری اسلامی در حوزه اکتشاف و استخراج ذخایر معدنی افغانستان، فعال نیست و ابراز علاقه از سوی تهران در این باب با بی‌علاقه‌گی طالبان مواجه شده است.

خلیل‌زاد همان‌گونه که با طالبان یار است، به احتمال زیاد که با مدیران دلتا انترنشنال هم باشد. او با زبان طالبان آشناست و همین‌طور با زبان شرکت‌های خارجی نیز. ازاین‌رو، گاهی فراتر از یک میانجی هم می‌تواند عمل کند. مزید بر آن، طالبان به‌ظاهر هم که شده از سرمایه‌گذاری در افغانستان استقبال و از دولت‌ها و شرکت‌های خارجی و داخلی دعوت می‌کنند. هدف طالبان هم نمایش تصویر جدید از رژیم‌شان در آیینه دنیاست؛ یعنی جهان دریابد که گروهی که تا همین دیروز برای رسیدن به قدرت، ویران می‌کرد، حالا برای عمران کمر بسته است. خلیل‌زاد که بقای طالبان برایش اهمیت دارد در تبلیغ این نکته می‌تواند خوب عمل کند.

در کنار حضور خلیل‌زاد، درک موضع دو کشور همسایه نیز مهم است: پاکستان و ایران. درباب ایران این‌که، عربستان در پی تنگ‌کردن فضا علیه آن نیست. اگر ریاض در افغانستان به‌دنبال خفه‌کردن ایران می‌بود، قاعدتاً رژیم طالبان را به‌رسمیت می‌شناخت و ابتکارهای ویژه‌ای برای رسیده‌گی به پرونده افغانستان روی دست می‌گرفت. برعکس، در این پنج سال و چند هفته، کشورهایی در افغانستان خوب‌تر فعال بوده‌اند که با عربستان میانه خوب ندارند: قطر و ایران. افزون بر آن، قرارداد جدید ازآن‌جایی‌که «داخلی» است، برای تهران حساسیت‌زا نیست؛ یعنی پروژه‌ای نیست که حاصل کارش به بیرون از مرزها سرریز شود. حداقل برای فعلاً صادرات حاصلات در اجندایش نیست. وقتی چنین باشد، جمهوری اسلامی هم این پروژه را بیش‌تر اقتصادی و کم‌تر سیاسی ارزیابی می‌کند.

نکته مهم درباب ایران، ساخت خط لوله گاز است؛ خطی که قرار است از ولسوالی گذره هرات تا ولسوالی اسپین‌بولدک قندهار با هزینه ۱۰ میلیارد دالر امتداد ‌یابد. البته پس از ساخت خط لوله، ظرفیت عبور از مرز سنجیده خواهد شد. این‌جاست که تهران نگران می‌شود؛ چرا که سال‌ها قبل با اسلام‌آباد قرارداد انتقال گاز امضا کرده است: آی‌پی یا خط لوله صلح. طرف ایرانی به تعهدش در ساخت خط لوله در خاکش عمل کرده است، ولی پاکستان نه. ظاهراً هراس از تحریم توسط امریکا مانع کار پاکستان شده است. تا کنون بابت کوتاهی در این زمینه، میلیاردها دالر جریمه بر اسلام‌آباد تحمیل شده است. طرف ایرانی خواستار تکمیل کار یا هم خسارت ناشی از توقف آن است؛ دو کاری که پاکستان انجام نداده است. در کنار آن، جمهوری اسلامی پروژه تاپی را هم رقیب آی‌پی می‌داند؛ چون‌که تاپی گاز ترکمنستان را از مسیر دولت‌آباد این کشور به هرات و فراه و هلمند و قندهار و سپس به پاکستان انتقال می‌دهد. براین اساس، اگر پروژه کشک ـ تیرپل از اسپین بولدک عبور کند، برای ایران مایه نگرانی است، ورنه نه.

درباب پاکستان هم این‌که، این کشور تاکنون موضع روشن نگرفته است، اما به احتمال زیاد بنا را بر سکوت یا استقبال می‌گذارد؛ چراکه یک‌طرف معامله، یک شرکت عربستانی است و ریاض هم یکی از متحدان کلیدی اسلام‌آباد. مهم‌تر از آن، اگر پروژه کشک ـ تیرپل تبدیل به کریدور انتقال گاز شود، این برای پاکستان در مقایسه با آی‌پی و تاپی سودآور است. طوری که بیان شد آی‌پی به‌خاطر تحریم‌های امریکا قرار نیست عملی شود، مگر این‌که تهران و واشنگتن در بسی زمینه‌ها آشتی کنند که این هم در شرایط حاضر نشدنی می‌نماید. سرنوشت تاپی هم در هاله ابهام است و بخش‌های افغانستان و پاکستان آن به‌زودی و به‌ساده‌گی تکمیل نخواهد شد. پس چه بهتر که اسپین‌بولدک برای پاکستان تبدیل به منبع صدور گاز شود. اما این بسته‌گی به میزان ظرفیت ذخایری دارد که پس از اکتشاف در کشک ـ تیرپل عیان خواهد شد.

شجاع‌الدین امینی
هشت صبح


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
پروژه کشک
خلیل‌زاد طالبان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است