| نباید اجازه داد که خشم و درد مردم، سرمایهای برای کسانی شود که با چند پیام در فضای مجازی در خارج کشور «جبهه» میسازند... | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۸:۳۹ ۱۴۰۵/۶/۲۱ | کد خبر: 200882 | منبع: |
پرینت
|
|
در اینکه بحران افغانستان در یک بنبست سیاسی و امنیتی قرار دارد، طالبان مسوول بخش بزرگی از وضعیت کنونیاند و با بستن راههای مسالمتآمیز و مدنی بر روی مردم، فضای جامعه را بیش از پیش به سمت نارضایتی و ناامیدی سوق دادهاند، تردیدی نیست؛ اما راه حل این بحران، جبههسازیهای متعدد و اعلام موجودیت گروههایی نیست که بسیاری از آنها حتی از حد تبلیغات رسانهای فراتر نمیروند.
جدای از جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی و یکی دو جریان دیگر، به جرات میتوان گفت که بخش قابل توجهی از جبهات تازهتأسیس، بیش از آنکه ظرفیت واقعی برای مبارزه با طالبان داشته باشند، در فضای مجازی فعالاند و گاه هدف اصلیشان جلب توجه، ایجاد هیاهوی رسانهای و حتی باجگیری از مردم است. تأسفبارتر اینکه بخشی از اخبار و ادعاهای منتشرشده از سوی این جریانها درباره عملیات، ترور و ضربه زدن به نیروهای طالبان، یا فاقد شواهد قابل اعتماد است و یا در مواردی با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
پیامد چنین جبههسازیهای کاذب و تبلیغات فریبنده، تنها یک رقابت رسانهای نیست؛ گاهی شهروندان ساده و جوانانی را قربانی میکند که تحت تأثیر همین تبلیغات، تصور میکنند با پیوستن به چنین جریانهایی وارد یک مبارزه واقعی شدهاند، اما در نهایت جان و آینده خود را در مسیری مبهم و بیسرانجام از دست میدهند.
به جوانانی که فشار ظلم و بیرحمی طالبان کارد را به استخوانشان رسانده و برای رهایی از این وضعیت حتی حاضرند سلاح بردارند و بجنگند، باید صادقانه گفت:
نخست: هر اعلامیه، ویدیو، پرچم و نامی که در فضای مجازی تحت عنوان «جبهه» منتشر میشود، الزاماً به معنای وجود یک سازمان نظامی واقعی، توان عملیاتی یا پشتوانه سیاسی و اجتماعی نیست. پیش از هرگونه تصمیم، باید درباره رهبری، تشکیلات، ظرفیت میدانی، منابع و هدف واقعی چنین جریانهایی تحقیق کرد.
دوم: نباید تصور کرد که صرف اعلام موجودیت یک جبهه، به معنای برخورداری آن از حمایت کشورهای منطقه یا قدرتهای خارجی است. واقعیتهای سیاسی منطقه بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان از چند پیام و ویدیوی رسانهای، وجود یک حمایت خارجی را نتیجه گرفت. کشورهای همسایه نیز در بسیاری موارد، منافع و محاسبات خاص خود را دنبال میکنند و نباید جوانان افغانستان را به ابزاری برای اهداف دیگران تبدیل کرد.
سوم: جوانان افغانستان نباید قربانی شعارهای هیجانی و مبارزات مجازی شوند. مبارزهای که فاقد هدف روشن، رهبری پاسخگو، برنامه سیاسی و اجتماعی، پشتوانه مردمی و ارزیابی دقیق از هزینههای انسانی باشد، ممکن است بیش از آنکه به تغییر وضعیت کمک کند، قربانی تازهای بر قربانیان این سرزمین بیفزاید.
و در نهایت، جوانانی که زیر بار ظلم و استبداد طالبان کمرشان خم شده است، بیش از هر زمان دیگری به صبر، آگاهی و تشخیص درست شرایط نیاز دارند. مبارزه برای آزادی و عدالت، تنها با شجاعت ممکن نیست؛ به خرد سیاسی، شناخت واقعیتهای منطقه، سازماندهی مسوولانه و انتخاب زمان مناسب نیز نیاز دارد.
نباید اجازه داد که خشم و درد مردم، سرمایهای برای کسانی شود که با چند پیام در فضای مجازی در خارج کشور «جبهه» میسازند، اما هزینه آن را جوانان و خانوادههای بی خبر از همه چیز در داخل افغانستان با جان و آینده خود بپردازند.
مبارزه واقعی با تبلیغات آغاز نمیشود؛ با مسوولیت، صداقت، برنامه و شناخت دقیق میدان آغاز میشود.
با حرمت
جمال عبدالناصر حبیبی