مرز میان انتقاد و تعرض
اگر هویت‌های گوناگون واقعیتی تاریخی و اجتماعی‌اند، پس راه‌حل، جنگ با هویت‌ها نیست راه‌حل، جلوگیری از تبدیل هویت به ابزار سلطه، نفاق، نفرت و تحقیر است 
تاریخ انتشار:   ۱۸:۱۶    ۱۴۰۵/۶/۲۸ کد خبر: 200928 منبع: پرینت

مرز انتقاد کجا است و تعرض به کرامت انسانی از کجا آغاز می‌شود؟
یکی از بحران‌های عمیق جامعه افغانستان این است که مرز میان «انتقاد» و «تعرض» به‌تدریج درهم ریخته است. انتقاد، اگر با عقل، انصاف و مسوولیت اخلاقی همراه باشد، یکی از مهم‌ترین ابزارهایرشد انسان و اصلاح جامعه است اما آنچه امروز در بسیاری از بحث‌های اجتماعی و سیاسی می‌بینیم، دیگر انتقاد نیست، بلکه حمله به انسان، هویت، خانواده، گذشته و حیثیت اوست. گویی اختلاف نظر بهانه‌ای شده است برای نفی کرامت دیگری.

در یک جامعه متکثر، هویت یک واقعیت انسانی است. انسان‌ها ممکن است خود را با هویت قومی، مذهبی، زبانی، فرهنگی، سیاسی یا تاریخی متفاوت تعریف کنند و هیچ جامعه سالمی نمی‌تواند این واقعیت را نادیده بگیرد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که هویت از یک واقعیت به یک ایدیولوژی مقدس تبدیل شود یعنی فرد نه‌تنها خود را متعلق به یک هویت بداند، بلکه ارزش انسان‌ها را نیز بر اساس همان هویت درجه‌بندی کند. در این مرحله، «من کیستم؟» به «چه کسی از من نیست؟» تبدیل می‌شود و دیگری، دیگر یک انسان برابر نیست، بلکه زنده و مرده آن به موضوع نفرت، تحقیر و حذف تبدیل می‌گردد.

فلسفه اخلاق از اینجا یک پرسش اساسی پیش روی ما می‌گذارد: آیا ارزش انسان پیش از هویت اوست یا بعد از آن؟ اگر کرامت انسانی وابسته به قوم، مذهب، زبان، تبار یا گرایش سیاسی باشد، دیگر سخن گفتن از عدالت و برابری معنای خود را از دست می‌دهد. انسان ابتدا انسان است و سپس دارای هویت‌های گوناگون. هویت بخشی از شخصیت ماست، اما تمام ارزش انسانی ما نیست.

انتقاد با تعرض تفاوت بنیادی دارد. انتقاد متوجه یک اندیشه، رفتار، تصمیم، عملکرد یا ساختار است اما تعرض، خود انسان را هدف می‌گیرد. می‌توان گفت: «این اندیشه نادرست است»، «این تصمیم پیامد زیان‌بار دارد» یا «این عملکرد با عدالت سازگار نیست». اما وقتی به توهین، تحقیر قومی و مذهبی، دشنام، تمسخر خانواده، نفی انسانیت یا حمله به گذشتگان و زنده های یک گروه می‌رسیم، دیگر با نقد مواجه نیستیمبا تعرض به کرامت انسانی مواجهیم.

انتقاد می‌پرسد: چه چیزی نادرست است و چرا؟
تعرض می‌گوید: چه کسی را می‌توان تحقیر کرد؟ انتقاد به استدلال نیاز دارد تعرض به تعصب. انتقاد می‌تواند حتی درباره عزیزترین باورهای ما پرسش کند اما تعرض می‌خواهد صاحب آن باور را بی‌ارزش کند.
از این منظر، آزادی بیان در رسانه های جمعی، نیز به معنای آزادی تحقیر انسان‌ها نیست. آزادی بیان زمانی می‌تواند به رشد جامعه کمک کند که با مسوولیت اخلاقی همراه باشد. اگر هرکس به دلیل تعلق به یک قوم، مذهب حق داشته باشد دیگری را تحقیر کند، در نهایت آزادی بیان به ابزار جنگ همه علیه همه تبدیل می‌شود.

تلخ‌تر آنکه گاهی این رفتار از سوی افراد تحصیل‌کرده و نخبه صورت می‌گیرد کسانی که باید زبان گفت‌وگو، استدلال و نقد عقلانی را نمایندگی کنند، اما خود وارد میدان رقابت هویتی و تحقیر متقابل می‌شوند. در چنین وضعیتی، دانش به جای آنکه تعصب را کاهش دهد، گاهی به ابزار پیچیده‌تر کردن تعصب تبدیل می‌شود. مشکل کمبود اطلاعات نیست مشکل این است که عقل هنوز نتوانسته بر تعصب هویتی غلبه کند. و هنوز نتوانسته مرز انتقاد و تعصب را تفکیک کند.
جامعه افغانستان برای عبور از این وضعیت، بیش از هر چیز به یک قرارداد اخلاقی تازه در گفت‌وگو نیاز دارد: هویت‌های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم، اما ارزش انسان را به هویت او وابسته نکنیم.

احترام به هویت دیگری به معنای پذیرش همه باورها و رفتارهای او نیست. می‌توان با یک عقیده مذهبی مخالف بود، سیاست یک حزب را نقد کرد، عملکرد یک رهبر را به چالش کشید، تاریخ یک جریان را بررسی کرد و حتی درباره خطاهای یک شخصیت تاریخی با صراحت سخن گفت اما در تمام این موارد باید یک مرز روشن وجود داشته باشد: نقد اندیشه و عملکرد، نباید به تحقیر انسان تبدیل شود.
راه نجات جامعه متکثر افغانستان در حذف هویت‌ها نیست در همزیستی هویت‌ها بر پایه کرامت مشترک انسانی است. ما لازم نیست همه شبیه هم باشیم تا بتوانیم با هم زندگی کنیم. عدالت دقیقاً زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان‌ها متفاوت‌اند اما از حقوق و کرامت برابر برخوردارند.

اگر هویت‌های گوناگون افغانستان واقعیتی تاریخی و اجتماعی‌اند، پس راه‌حل، جنگ با هویت‌ها نیست راه‌حل، جلوگیری از تبدیل هویت به ابزار سلطه، نفاق، نفرت و تحقیر است. باید از خود بپرسیم: آیا می‌خواهیم هویت ما وسیله‌ای برای شناخت خود باشد یا سلاحی برای ایدیولوژی و تحقیر دیگری؟
جامعه‌ای رشد می‌کند که در آن بتوانیم شدیدترین انتقادها را مطرح کنیم، بدون آنکه کرامت مخالف خود را نابود کنیم. انتقاد باید اندیشه را به چالش بکشد، نه انسان را . عدالت باید معیار قضاوت باشد، نه هویت و احترام به تفاوت‌ها باید جایگزین تحقیر یکدیگر شود.
در غیر آن، اگر هویت خود را مقدس و حق مطلق و دیگری را شایسته تحقیر بداند، دیگر جامعه‌ای متکثر نداریم میدان نزاع هویت‌ها داریم. و در چنین میدانی، سرانجام همه بازنده‌اند زیرا وقتی کرامت انسان قربانی هویت شود، هیچ هویتی از پیامد آن در امان نخواهد ماند.

محمد ناطقی


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
هویت‌های گوناگون
انتقاد تعرض
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است