| اگر قرار است محفلی به نام تاجیکان برگزار شود، چرا بخش قابل توجهی از تاجیکان از وجود آن بیخبر باشند؟ معیار دعوت چه بوده است؟ | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۵:۱۱ ۱۴۰۵/۷/۵ | کد خبر: 200976 | منبع: |
پرینت
|
|
هرگاه تاجیکان در هر گوشهای از جهان گرد هم میآیند، جشنوارهها و محافلی برپا میکنند، از پیشینه و داشتههای تمدنی و فرهنگی خویش یاد میکنند، درباره وضعیت امروز تاجیکان میاندیشند و برای آینده گفتگو و راهحل جستوجو میکنند، بیتردید باید از آن استقبال کرد. چنین گردهماییهایی میتواند فرصتی ارزشمند برای شناخت بیشتر یکدیگر، تقویت پیوندهای فرهنگی و اجتماعی و ایجاد زمینهای برای همدلی و همکاری میان تاجیکان باشد.
اما در کنار این اصل مثبت، یک نکته اساسی را نیز نباید نادیده گرفت، محافلی که با نام تاجیکان برگزار میشوند، نباید در انحصار افراد، گروهها یا حلقههای خاص قرار گیرند.
اخیراً محفلی در فرانکفورت برگزار شد که شماری از تاجیکان در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی، از جمله من، نهتنها از برگزاری آن اطلاعی نداشتیم، بلکه تا پس از برگزاری نیز روشن نشد که این برنامه با ابتکار چه کسانی، با چه هدفی و بر اساس چه معیارهایی سازماندهی و برای شرکتکنندگان دعوتنامه فرستاده شده است. طبیعی است که چنین وضعیتی برای شماری از دوستان پرسشبرانگیز و حتی ناخوشایند باشد، زیرا وقتی برنامهای با نام و عنوان «تاجیکان» برگزار میشود، انتظار طبیعی این است که روند شکلگیری و مشارکت در آن نیز تا حد امکان روشن، شفاف و فراگیر باشد.
پرسش اینجا است که اگر قرار است محفلی به نام تاجیکان برگزار شود، چرا بخش قابل توجهی از تاجیکان از وجود آن بیخبر باشند؟ معیار دعوت چه بوده است؟ چه کسانی تصمیم گرفتهاند که چه افرادی در این گردهمایی حضور داشته باشند؟ آیا این برنامه یک محفل خصوصی و دوستانه بوده است یا برنامهای عمومی با نام و عنوان تاجیکان؟ اگر خصوصی بوده، طبیعتاً برگزارکنندگان حق دارند میهمانان خود را انتخاب کنند، اما اگر با نام تاجیکان و برای نمایندگی از جامعه تاجیک برگزار شده است، انتظار میرود روند سازماندهی آن شفافتر و فراگیرتر باشد.
این نکته را از سر مخالفت با اصل چنین برنامههایی نمیگویم، برعکس، از برگزاری هر محفلی که به شناخت، همدلی و نزدیکی تاجیکان کمک کند، باید استقبال کرد. نگرانی زمانی آغاز میشود که گردهماییهایی که میتوانند عامل وصل باشند، ناخواسته به عامل فصل تبدیل شوند، زمانی که عدهای احساس کنند از دایره این جمعها کنار گذاشته شدهاند و گروهی محدود درباره مسائلی که به همه مربوط میشود، بدون اطلاع و مشارکت دیگران تصمیم میگیرند.
اگر قرار است از نام «تاجیکان» استفاده شود، این نام باید بیش از هر چیز نماد همدلی، مشارکت، احترام متقابل و فراگیری باشد، نه نشانه انحصار. تاجیکان در کشورهای مختلف زندگی میکنند، دیدگاهها و تجربههای متفاوت دارند و طبیعی است که همه را نمیتوان در یک برنامه گرد هم آورد، اما میتوان دستکم اطلاعرسانی شفاف کرد و فرصت مشارکت را برای همه فراهم ساخت.
به باور من، پیش از برگزاری چنین برنامههایی، بهتر است بهصورت رسمی و عمومی اطلاعرسانی شود، هدف، برنامه، برگزارکنندگان و شیوه مشارکت تا حد امکان روشن باشد و سازوکاری در نظر گرفته شود که افراد بیشتری احساس کنند این محفل متعلق به خود آنان نیز هست.
جامعه تاجیک بیش از هر زمان دیگری به اعتماد، گفتوگو، همدلی و همکاری نیاز دارد. هیچ فرد یا گروهی مالک نام «تاجیکان» نیست و هیچ محفلی نیز نباید به گونهای برگزار شود که دیگران احساس کنند از این نام و از این جمع کنار گذاشته شدهاند.
بار دیگر تأکید میکنم، اصل گردهمایی و برگزاری چنین محافلی امری نیک و ارزشمند است، اما ارزش آن زمانی بیشتر میشود که از انحصار بیرون باشد، شفاف برگزار شود و تا حد امکان زمینه حضور و مشارکت همه تاجیکان را فراهم کند.
محفل تاجیکان باید پلی برای نزدیکتر شدن تاجیکان به یکدیگر باشد، نه دیواری میان آنان. اگر هدف ما حفظ فرهنگ، تقویت هویت و ساختن آیندهای بهتر است، باید از هر اقدامی که به اعتماد و همبستگی میافزاید حمایت کنیم و از هر روشی که ناخواسته موجب فاصله و بیاعتمادی میشود، پرهیز نماییم.
دکتر نجیب سلام
>>> افغانستان، تاجکستان و ایران سه کشور جداگانه با زبان و کلتور و فرهنگ جداگانه هستند. حتی نام خوردنی هایش فرق میکند.
در افغانستان کچالو میگویند،در تاجکستان کارتوشکه و در ایران سیب زمینی.
>>> سلام آقای داکتر نجیب سلام نمیدانم شما چکاره و چی صفت و چی وظیفه داری مگر شما این گفتار تان و نبود و نیست و اصل شعار تان این که آزادی برابری بیان آزادی یا نقد رهبران یا سیاسیون یا بزرگان نه خلاف آزادی است نه هم اخلاقی نه هم از قانونی حال خود تو که نکه کدام رهبر استی نه هم کدام ریس حزب نه کدام ریش سفید قوم تو هم مثل هزاران داکتر تو هم مثل هزاران مقاله نویس تو مثلی هزاران یکی از سیاسیون چرا این قدر ایراد چرا این قدر خود بزرگی چرا این قدر خود خواهی چرا این قدر قوم پرستی چرا این قدر قوم به قوم چرا این قدر زبانی چرا ایراد های تو و اشتباهات تو نادانی تو مثل یک آدم کوتاه فکر هیچ از شعارهای تو با یک از گفنارت صدق نمیکند حال با پشتون سازش نداری ترکمن چرا نام نه بردی چرا ازبیک چرا عرب چرا بلوچ چرا هزاره را پس معلوم است که تو و امثال تو قوم های افغانستان را نمی خواهید که ملت شوند و تو و امثال تو از هر قوم و زبان که استین ملت و هر قوم را به این دربدری به این بدبختی به این غربت به این مهاجرت به اوراگی کشانده ای هر چی این افغانستان میکشد از دست شما خود فرست ها برای منافع شخصی تان بارباد دادین در دنیا یک نگاه بیندازید ملت به قهرمانی ملت افغانستان سراغ دارید یا در دنیا است ولی شما غیرت مان استقامت مان عزت مان غرورمان مردانگی مان قهرمانی مان برای منافع شخصی تان به چوب حراج فروختبن پس ما نادان بودیم پس ما ترسو نبودیم پس ما در هیچ سنگر باخت ندادیم ولی شما بی وجدان ها شما از ما سو استفاده کردین و میکنید در جای که منافع تان باشد به یک شب 180 درجه چپ کرد میکنید در این تور جلسه که چند یا استاد و یا شگرد یا چند هوادار یا چند دلسوز ملت یا دلسوز وطن دورهم جمع شدن یک نظر یراهه بیان کند بابت مشکلات افغانستان یا بابت ملت بلخره هرچیز که باشد نباید به تو یا امثال تو جواب پس دهد شما تای پیاز است یا کونی پیاز حال هرچیز بود باید از تو و امثال تو اجازه بگیرد یا تو را یا امثال تو را بیارند بالای جلسه بنشاند که از هیچ خبر ندارید یا تو این تور جلسه را چند تا را بر پا کردین که به تو خبر نداده باشد پس مکس مجلس نشوید پس خود را مگس قوم و ملت نکنید هر چی از همه اقوام افغانستان میکشد به خاطر شما نادان ها به خاطر نادانی های از سیاست به خبر به خاطر خو بنی های شما که در اصل همه تان نوکران و جاسوسان و چاپلوسان استخبارات یک کشور آستین ولی این تور کسانی خود را قیوم ما ملت و اقوام میداند ولی حال الحمدالله جوانان این ملت و اقوام افغانستان یک جوان ار افغانستان از خانه قهر میکند قاچاقی میره پاکستان ومیره ایران از ایران میره ترکیه ومیره یونان بعد ش اروپا یا آمریکا با چند سرمایه ثروتمند ش کرایه راه دارد که 20 در صد هم نیست ما باقی که از خانه که حرکت میکند قرض کرده تا پاکستان بعدش ندارد ومیره ایران کار میکند قاچاقی را میدهد برای خانه هم روان میکند بعد ترکیه اروپا هم میره کار میکند خارج خانه را هم روان میکند هر کدامش حدا اقل هرخانوده هفت نفر نان خور دارد آیا وطن داری که 80 درصد جوانان مملکت مهاجرت کردن به شما جوانان در غربت و مسافر و در وطن برگشت از غربت به وطن برگشته مگر کار ما جوانان این نیست من هزاران بار گفتم بلا نصبت آدم زاد خر به چوب بسته باشد وطن مرا جور کند و ابادی بیاره اقتصاد بیاره برای جوانان مملکت ما در وطن کار محیا شود بهتر از پسر کاکای من بهتر است نه احمد و نه محمود درد و غم و مرهم به زخم ما نزد حال که به قول خود تو و امثال تو هرکی حق دارد برای سرنوشت خود تصمیم بگیرد نباید ار احمد و محمود اجازه گرفت پس تو امثال تو هم حق ندارید که به بگوئید یا دیکته کنید نظرتان پس از این ببعد هرکس برای سرنوشت خود و منافع خود و آسایش خود هامون کاری کند که دلش است نه دل جنابعالی یا هم هم فکران جنابعالی که تعدادتان به 10 نفر هم نمیرسه باز اگه جاسوس و نوکر که نباشید نباید نظر تان به دیکته کنید سیل بین جمهوریت و امارت اسلامی افغانستان
>>> ببینید که یک تعداد مهاجر بیچاره با چه دردسر های سردرگم اند
مشکل در اینجاست که تعدادی مهاجر تاجیک وقتی به پاسپورت خود نظر می اندازند و آنرا با تذکره ی خود مقایسه میکنند در شک و تردید می شوند که تاجیک هستند یا افغان؟
یک تعداد نان افغانی میخرند اما شوربای تاجیکی پخته میکنند. شب که چرت میزنند حیران میشوند که چطور شوربا با نان میچسپد.
تعدادی دیگر چند ساعت در مجلس تاجیک ها میروند و افتخار میکنند که تاجیک هستند. اولاد ها را هم تشویق میکنند که خود را تاجیک بگویند اما اولاد ها چون در فهم زبان پدر و مادر مشکل دارند ظاهرا برای دلخوشی والدین خود را تاجیک قلمداد کرده اما حیران مانده اند که فرق تاجیک و افغان در چی است و اگر خود را تاجیک بگویند کدام معادله تغییر خواهد کرد.
اما مرغ نسل اول مهاجرِ تاجیک یک پا دارد.
نسل اول میخواهد تاجیک بمیرد و تاجیک دفن شود. اما حیران میماند که نکیر و منکر را چی بگوید؟ در آن دنیا با چی کسانی محشور خواهد شد. آیا دوزخ و جنت برای تاجیک ها مجزا از دیگر اقوام است؟
نویسنده محترم هم حیران مانده که چرا او را در مجلس تاجیک ها خبر نکرده اند تا کمی غرور تاجیکی اش را پر از هوای تاجیکانه کند و کمی -چستی و تاجیکی کند - نه نرمی و نه افغانی-تا حداقل همان شب که خانه میرود یک خواب تاجیکی ببیند و دنیای تاجیکانه اش گل و گلزار شود.