چرخهٔ باطل بحران میان افغانستان و پاکستان
چه زمانی افغانستان و پاکستان از این چرخهٔ باطلِ مداخله، نیابت، انتقام و بحران بیرون خواهند آمد و چه زمانی روابط دو کشور، بر پایهٔ احترام متقابل و منافع پایدار استوار خواهد شد؟ 
تاریخ انتشار:   ۱۴:۴۷    ۱۴۰۵/۷/۹ کد خبر: 200995 منبع: پرینت

پس از تجزیهٔ هند و تأسیس کشور پاکستان، به‌عنوان یکی از میراث‌های برجامانده از استعمار بریتانیا در منطقه، بحرانی عمیق و دامنه‌دار در روابط افغانستان و پاکستان پدید آمد. این تنش در مقاطع مختلف، دولت‌های دو کشور را به مداخله در امور یکدیگر و تلاش برای تضعیف طرف مقابل کشانده است. حمایت از مخالفان سیاسی و مسلح و بهره‌بردارى از گروه‌های نیابتی نیز یکی از ابزارهای پیشبرد اهداف سیاسی دو طرف بوده، رویکردی که با اشکال متفاوت تا امروز ادامه یافته است.

در دههٔ پنجاه خورشیدی، سردار محمد داود خان از گروه‌های پشتون و بلوچ مخالف دولت پاکستان حمایت سیاسی می‌کرد و مسالهٔ پشتونستان یکی از محورهای اصلی اختلاف میان کابل و اسلام‌آباد بود. در مقابل، ذوالفقار علی بهتو از شماری از فعالان نهضت جوانان مسلمان، که از مخالفان اسلام‌گرای حکومت داود به‌شمار می‌رفتند، پشتیبانی می‌کرد. این دوره را می‌توان یکی از مراحل مهم آغاز سیاست آشکار و متقابلِ استفاده از مخالفان طرف دیگر دانست.

با کشته‌شدن ذوالفقار علی بهتو در پاکستان و سردار داود خان در افغانستان، و با حاکم‌شدن جنرال ضیاءالحق در پاکستان و روی‌کارآمدن رژیم کمونیستی در افغانستان، مناسبات دو کشور وارد مرحلهٔ تازه و به‌مراتب پیچیده‌تری شد. در چنین فضایی، ضیاءالحق به کابل آمد تا موضع حکومت جدید افغانستان را در قبال مسالهٔ پشتونستان ارزیابی کند. با نوميدى از كابل، پاکستان حمایت خود را از گروه‌های مجاهدین افغانستان که رهبران بسیاری از آنان در پشاور مستقر بودند، گسترش داد. افزون بر این، بخش بزرگی از کمک‌های امریکا، عربستان سعودی و دیگر حامیان مجاهدین از طریق سازمان استخبارات نظامی پاکستان (ISI) مدیریت و توزیع می‌شد.

با ورود نیروهای شوروی به افغانستان در حمایت از حکومت كمونيستى، دامنهٔ جنگ و مداخلات منطقه‌ای و بین‌المللی به‌مراتب گسترده‌تر شد. در سوی مقابل نیز حکومت افغانستان از مخالفان دولت پاکستان، به‌ویژه در مناطق آنسوى ديورند، حمایت می‌کرد و اسلام‌آباد کابل را به تحریک، تمویل و تسلیح مخالفان خود متهم می‌ساخت.
پس از سقوط حکومت کمونیستی و پیروزی مجاهدین، مرحلهٔ دیگری از رقابت و مداخلهٔ پاکستان در افغانستان آغاز شد. شکل‌گیری حکومتی در کابل که بخش مهمی از قدرت آن در اختیار جمعیت اسلامی و فرماندهان عمدتاً تاجیک قرار داشت، با سیاست‌ها و محاسبات منطقه‌ای اسلام‌آباد همخوانی نداشت. در این دوره، گلبدین حکمتیار و حزب اسلامی از مهم‌ترین گروه هاى نيابتى مورد حمایت پاکستان به‌شمار می‌رفتند.

با ناکامی حکمتیار در دستیابی به قدرت در کابل و عدم تحقق اهداف پاكستان در افغانستان، استخبارات پاكستان گروه جديدى را از ويرانه هاى تنظيم هاى جهادى بنام تحريك طالبان ايجاد و وارد صحنه افغانستان نمود. طالبان به‌ تدریج به نیروی اصلی نيابتى مورد حمایت پاکستان تبدیل شدند. طالبان در دو مقطع عمده: نخست در جنگ با دولت مجاهدین و سپس در جنگ با نظام سیاسی پس از کنفرانس بُن به رهبری حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی، از سوی مقام‌های افغانستان به‌عنوان مهم‌ترین نیروی مورد حمایت پاکستان معرفی می‌شدند. شبکهٔ حقانی نیز از جمله گروه‌هایی بود که بارها به داشتن روابط نزدیک با سازمان استخبارات پاکستان متهم شد و سرانجام در ساختار امارت طالبان جای گرفت.

در این دورهٔ طولانی، احمدشاه مسعود و سپس دولت‌های حامد کرزی و اشرف غنی، بارها پاکستان و به‌ویژه ISI را به مداخلهٔ مستقیم در امور افغانستان و حمایت از طالبان متهم کردند. در مقابل، پاکستان نیز دولت‌های افغانستان را به ارتباط با جریان‌های ناراضی در خیبرپشتونخوا و حمایت از مخالفان اسلام‌آباد متهم می‌کرد. اتهام حمایت کابل از برخی جریان‌های پشتون، از جمله جنبش تحفظ پشتون‌ها به رهبری منظور پشتین، نیز در مقاطعی در فضای سیاسی و رسانه‌ای پاکستان مطرح شد.

با سقوط جمهوریت و بازگشت طالبان به قدرت، مناسبات کابل و اسلام‌آباد وارد مرحله‌ای متفاوت و تا اندازه‌ای متناقض شد. نشانه‌های تنش میان طالبان و پاکستان به‌تدریج آشکار گردید و هر دو طرف، دیگری را به حمایت یا فراهم‌کردن زمینهٔ فعالیت گروه‌های مسلح مخالف خود متهم کردند. مقام‌های طالبان پاکستان را به حمایت یا تسهیل فعالیت داعش خراسان متهم کرده‌اند و پاکستان نیز بارها طالبان افغانستان را به پناه‌دادن و حمایت از تحریک طالبان پاکستان (TTP) متهم ساخته است.
تنش‌ها سرانجام از سطح اتهامات سیاسی فراتر رفت و به برخوردهای نظامی و حملات متقابل انجامید؛ تا جایی که دو طرفی که سال‌های طولانی روابط نزدیک و پیچیده‌ای با یکدیگر داشتند، اکنون در مواردی مستقیماً در برابر هم قرار گرفته‌اند و به همديگر حملات شديدى نمودند.

اکنون که دامنهٔ جنگ و درگیری در امتداد مرز به بخش‌هایی از شرق و شمال‌شرق افغانستان، از جمله کنر، نورستان و بدخشان، کشیده شده است، روابط طالبان و پاکستان وارد مرحله‌ای تازه و پرتنش شده است. برخی سیاستمداران پاکستانی حتی از دشوارشدن ترمیم مناسبات دو طرف سخن گفته‌اند. پاکستان همچنان طالبان را به حمایت از TTP و نزدیکی روزافزون به هند متهم می‌کند و در سوی دیگر، مقام‌های طالبان اتهاماتی دربارهٔ حمایت پاکستان از جبههٔ آزادی و جبههٔ مقاومت را مطرح کرده‌اند.
در صورت اثبات چنین حمایت‌هایی، این وضعیت می‌تواند طنزی تلخ از تکرار تاریخ باشد؛ زیرا جریان‌هایی که سابقهٔ مخالفت جدی با سیاست‌های پاکستان دارند، ممکن است در معادلات تازهٔ منطقه‌ای به ابزار فشار اسلام‌آباد بر حاکمان کابل تبدیل شوند. تجربهٔ چند دههٔ گذشته نشان داده است که قدرت‌های منطقه‌ای بارها از گروه‌های افغان بر اساس نیازهای مقطعی خود بهره گرفته و با تغییر شرایط، روابط و اولویت‌هایشان را نیز تغییر داده‌اند.

تاریخ مناسبات افغانستان و پاکستان مملو از نمونه‌هایی است که در آن، حمایت از مخالفان طرف مقابل شاید در کوتاه‌مدت ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی بوده، اما در درازمدت به گسترش بی‌اعتمادی، خشونت و بی‌ثباتی در هر دو سوی مرز انجامیده است. گروهی که امروز ابزار فشار علیه همسایه است، ممکن است فردا خود به تهدیدی برای حامی دیروزش تبدیل شود.
از همین‌جا است که سوال اساسی همچنان بی‌پاسخ باقی می‌ماند اينكه:
چه زمانی افغانستان و پاکستان از این چرخهٔ باطلِ مداخله، نیابت، انتقام و بحران بیرون خواهند آمد و چه زمانی روابط دو کشور، به‌جای استفاده از مخالفان یکدیگر، بر پایهٔ احترام متقابل و منافع پایدار دو ملت استوار خواهد شد.

محمد عارف منصوری


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
چرخهٔ باطل
افغانستان پاکستان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است