| اندیشهٔ پشتونیسم، خواه در سیمای طالبانی یا پشت نقاب نحلههای وارداتی غربی پنهان بماند، در بنیاد خود اندیشهای نژادمحور، تمامیتخواه و سلطهطلب است | ||||
| تاریخ انتشار: ۲۰:۱۹ ۱۴۰۵/۷/۱۷ | کد خبر: 201045 | منبع: |
پرینت
|
|
آیا میدانید چرا پشتونهای پارسیگوی پیوسته دلیل میآورند که «همهٔ پشتونها طالب نیستند»؟ ـ زیرا آنان در گهوارهٔ فرهنگ سترگ پارسی پرورش یافتهاند و اکنون، از سر شرم، ناگزیرند برای ریشهٔ قومی خویش توجیههای مدرن بتراشند!
واقعیت عریان این است که طالب و دیگر نمودهای افغانگراییِ پشتونی، در منطق سلطهجویانهٔ افغانیسم و پشتونیسم، دو روی یک سکهاند. اندیشهٔ پشتونیسم، خواه در سیمای طالبانی آشکار شود و خواه پشت نقاب نحلههای وارداتی غربی پنهان بماند، در بنیاد خود اندیشهای نژادمحور، تمامیتخواه و سلطهطلب است که استعمار داخلی مردمان غیر افغان و حاکمیت انحصاری قبیلهٔ خویش را بر جغرافیای اشغالیِ غیر افغانی، نهتنها حق مسلم خود میپندارد، بلکه به آن میبالد.
بحث پارسیزبانی و اندیشهٔ تکوین ملت پارسیِ ما، نه یک داعیهای نژادپرستانه، بلکه بازگشت آگاهانه به اصالت فرهنگی و هویتی ماست.
ملتهای بزرگی چون آمریکا و کانادا نه بر پایهٔ همخونی/تباری یا نژاد واحد شکل گرفتهاند، بلکه بستر پیوندهای آنها تاریخی، فرهنگی، زبانی و اجتماعی بوده است که اکنون به ملتهایی متمایز مبدل شدهاند. البته، در اینجا بحث من ناظر بر جنایات تاریخی علیه مردمان بومی این سرزمینها نیست و شکلگیری ملتهای جدید را نباید به معنای انکار آن جنایات یا نادیدهگرفتن پیامدهایشان دانست.
پارسیزبانان نیز، برخلاف تصور قوممحورانهای که افغانها را بهمثابهٔ یک هویت تباریِ محدود به خون و تبار تعریف میکند، به یک قومِ محدود به همخونی تعلق ندارند بلکه آنان از ریشهای ژرف و میراثی تمدنی مشترک ایرانی و زبان هویتی پارسی برخوردارند که ظرفیت تاریخی و فرهنگیِ زایش یک ملت واحد را در خود نهفته دارد.
حقیقتی که باید بیپرده و باشهامت بیان شود، این است که اگر ارزشها، سنن، میراث تمدنی ایرانِ تاریخی و زبان پارسی اگر برای لحظهای از زندگی افغانها / پشتونها بیرون شود، بخش بزرگی از هویت فرهنگی آنان فرو خواهد ریخت.
ف. بهرمان.ن
>>> لالام جان افغانستان کشوری است که اساس آن بر دین است از روزی که میرویس حکم جهاد علیه صفویان را گرفت طالبان متولد شد این خطا است که ما طالبان و بنیاد گرایی پشتونیزم را تازه و نو بدانیم اساس حکومت داری پشتون صبغه دینی دارد همین راه را احمد خان ابدالی در جنگ و ریختن خون هندیان و مردمان دیگر رد گرفت در زمان ما حکومت امانی با یک عکس و ادعای مسیحی شدن و بوسیدن دست پاپ به نادری ها رسید حال من نمیخواهم نکبت مجاهدین و جهادیست های نیم سده اخیر را بازگو کنم چون همه میدانیم پشتونیزم اساس دوصد و هفتاد سال حکومت اش را از دین و افراط گرایی اختلاف دینی مذهبی گرفته است ظاهر طالب امروز را دیدن و به عمق تاریخی این موضوع نرفتن خطا در شناسایی این موضوع است