| اگر فرمت مسکو نتواند میان منافع امنیتی کشورهای منطقه و واقعیتهای سیاسی افغانستان توازن منطقی ایجاد کند، اعتبار و کارآمدی آن با چالش جدی مواجه خواهد شد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۰:۵۷ ۱۴۰۵/۷/۱۸ | کد خبر: 201052 | منبع: |
پرینت
|
|
«فرمت مسکو» سازوکار منطقهای است که در سال ۲۰۱۷ به ابتکار روسیه و با هدف کمک به روند آشتی ملی افغانستان و ایجاد هماهنگی میان کشورهای همسایه و منطقه پایهگذاری شد. نشستهای این پلتفرم با حضور نمایندگان ویژه روسیه، افغانستان، ایران، چین، پاکستان، هند و کشورهای آسیای مرکزی برگزار میشود.
هشتمین نشست این فرمت در تاریخ ۱۳ میزان ۱۴۰۵، بدون صدور بیانیه مشترک به پایان رسید. علت اصلی این بنبست، اختلاف شدید میان هیئت طالبان و پاکستان بر سر متن پیشنویس بیانیه پایانی، بهویژه بندهای مربوط به مبارزه با تروریسم، بود.
به گفته ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، اختلاف بر سر موضوع تروریسم عامل اصلی این بنبست بوده است. نماینده طالبان باارائه طرح بندهای مربوط به مبارزه با تروریسم در پیشنویس بیانیه مخالفت کردو این باعث عدم صدور بیانیه مشترک گردید.
شکست نشست مسکو و پیامدهای آن؛
عدم دستیابی به بیانیه مشترک نشاندهنده شکاف جدی میان طالبان و پاکستان و ناتوانی کشورهای منطقه در زمینه دستیابی به یک موضع مشترک درباره تهدیدات امنیتی برخاسته از افغانستان است.
تداوم این اختلافات میتواند به تشدید تنشهای مرزی و افزایش حملات نظامی، راکتی و هوایی میان دو طرف منجر شود؛ وضعیتی که در نهایت بیشترین هزینه آن را مردم افغانستان خواهند پرداخت.
این بنبست همچنین اعتبار و کارآمدی فرمت مسکو را با پرسش مواجه میکند. این پلتفرم قرار بود بستری برای گفتوگو و هماهنگی منطقهای درباره امنیت، مبارزه با تروریسم و مبارزه با مواد مخدر باشد. هنگامی که اعضای آن حتی در مورد تعریف و نحوه مقابله با تهدیدات تروریستی به توافق نمیرسند، ظرفیت این سازوکار برای مدیریت بحران افغانستان محدودتر میشود.
ادامه اختلافات امنیتی و سیاسی میتواند بر همکاریهای منطقهای، توسعه زیرساختها، پروژههای ترانزیتی و مناسبات اقتصادی نیز تأثیر منفی بگذارد و فرصتهای توسعه و پیشرفت افغانستان را بیش از پیش محدود سازد.
سیاست روسیه در قبال طالبان؛
سیاست روسیه در قبال طالبان را نمیتوان صرفاً بر اساس اعتماد یا همسویی ایدئولوژیک توضیح داد. این سیاست بیشتر در چارچوب محاسبات ژئوپلیتیکی و امنیتی مسکو قابل درک است؛ از جمله پیامدهای جنگ اوکراین، نگرانی از گسترش ناامنی در آسیای میانه و تلاش برای مقابله با گروههای تروریستی فعال در منطقه.
روسیه بهویژه نسبت به فعالیت داعش خراسان و القاعده و احتمال گسترش ناامنی از افغانستان به کشورهای آسیای میانه نگران است. از این رو، مسکو تلاش میکند از طریق تعامل با طالبان، تهدیدات امنیتی برخاسته از افغانستان را مدیریت و از تهدیدات به مرزهای جنوبی خود جلوگیری کند.
کمیت قابل توجهی از تسلیحات و تجهیزات نظامی باقیمانده از نیروهای آمریکایی و دولت پیشین افغانستان نیز یکی از نگرانیهای امنیتی روسیه نسبت کشورهای آسیای میانه است. از نگاه مسکو، کنترل وضعیت امنیتی افغانستان بدون نوعی تعامل با طالبان دشوار خواهد بود.
بر همین اساس، حذف نام طالبان از فهرست گروههای تروریستی و حرکت روسیه به سوی شناسایی این گروه را میتوان بخشی از سیاست تعامل و مدیریت تهدید دانست، نه لزوماً نشانه اعتماد کامل به طالبان.
امنیت منطقه و بنبست با طالبان؛
فرمت مسکو بر محورهای امنیت منطقه، مبارزه با تروریسم و مبارزه با مواد مخدر شکل گرفته است. اختلاف اخیر نشان داد که یکی از مهمترین پایههای این سازوکار، یعنی همکاری امنیتی، با چالش جدی روبهرو است.
پاکستان از فعالیت های خرابکارانه تحریک طالبان پاکستان (TTP) آسیب جدی دیده و کشورهای آسیای میانه، بهویژه تاجیکستان، نیز نسبت به گسترش فعالیت گروههای تروریستی از خاک افغانستان نگرانی دارند. بنابراین، مخالفت طالبان با گنجاندن برخی تعهدات امنیتی در بیانیه مشترک، میتواند نگرانی همسایگان افغانستان را افزایش دهد.
از این منظر، شناسایی طالبان از سوی روسیه نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده امنیت منطقه باشد. تعامل سیاسی با طالبان زمانی میتواند به ثبات منجر شود که این تعامل با تعهدات روشن امنیتی، همکاری واقعی در مبارزه با تروریسم و پذیرش مسئولیت در قبال نگرانیهای کشورهای همسایه همراه باشد.
آینده فرمت مسکو؛
بحران اخیر نشان میدهد که سیاست تعامل با طالبان، حتی برای روسیه، با محدودیتها و خطرات جدی روبرو است. طالبان از یک سو خواهان روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای منطقه است و از سوی دیگر نماینده این گروه باصدور بیانیه مشترک نشست مسکو مخالفت نمود ، همین تناقض، روند ایجاد یک سازوکار امنیتی مشترک درباره افغانستان را دشوار ساخته است.
از این رو، شکست در صدور بیانیه مشترک را نباید صرفاً یک اختلاف دیپلماتیک میان طالبان و پاکستان دانست؛ بلکه باید آن را نشانهای از بحران عمیقتر در همکاریهای امنیتی منطقه درباره افغانستان تلقی کرد.
اگر فرمت مسکو نتواند میان منافع امنیتی کشورهای منطقه و واقعیتهای سیاسی افغانستان توازن منطقی ایجاد کند، اعتبار و کارآمدی آن با چالش جدی مواجه خواهد شد. در نهایت، ادامه این بنبستها نهتنها امنیت منطقه را تهدید میکند، بلکه بار اصلی پیامدهای آن بر دوش مردم افغانستان قرار خواهد گرفت.
محمد انور متین