از بلوغ سیاسی تا هشدار به تریبونهای قومی!
نه مردم پشتون دو سوی تورخم باید قربانی فشار سیاسی پاکستان شوند، نه مردم مناطق همجوار چابهار و واخان قربانی مخالفت کور سیاسی با طالبان 
تاریخ انتشار:   ۲۲:۳۱    ۱۴۰۵/۷/۲۱ کد خبر: 201079 منبع: پرینت

از بلوغ سیاسی پشتونهای تورخم تا هشدار به تریبونهای قومی!
چرا نان مردم و توسعه چابهار و واخان باید قربانی جنگ سیاسی با طالبان شود؟
۱- تورخم، اهرم فشار سیاسی و ازمون بلوغ ملی !
هموطنان گرامی !
پاکستان بارها از بندر تورخم و محدودیتهای مرزی به‌عنوان اهرم فشار سیاسی بر افغانستان استفاده کرده است.
اکنون نیز مسدودشدن و محدودیت این گذرگاه، هزاران خانواده و کسب‌وکار را در دو سوی سرحد، به‌ویژه در میان مردم پشتون، با بحران بسیار جدی معیشتی روبه‌رو ساخته است، مردمی که بسیاری از انان نان روزانه‌شان را از تجارت، ترانسپورت و رفت‌وامد مرزی به دست می‌آوردند.
گزارشهای رسانه‌ای نیز از توقف تجارت، بیکاری و جدایی خانواده‌ها حکایت دارند.
در چنین وضعیتی، بلوغ سیاسی مردم پشتون زمانی اشکار میشود که با وجود تحمل این رنج شدید ، اغلب تریبون های سیاسی و اجتماعی مربوط پشتونهای افغانستان به توسعه راه‌های بدیل و کریدورهای ملی افغانستان مانند چابهار و واخوان را نه تهدید، بلکه فرصت استراتیژیک جهت رهایی اقتصاد کشور از وابستگی به یک مسیر دانسته و حمایت میکنند.
البته باید واضح کنیم که این بلوغ، صرفا دفاع از طالبان نیست، دفاع از حق مردم برای نان، کار و انتخاب راه‌های مستقل تجارت جهت انکشاف اقتصاد ملی است.

۲- هشدار به تریبونهای سیاسی، قومی ضدطالب:
در سوی دیگر، باید از ان تریبونهای قومی و سیاسی ضدطالب پرسید:
اگر مخالفت با طالبان سبب شود که پروژه‌های ملی چون چابهار و واخان نیز صرفا به دلیل نقش طالبان رد یا تخریب شوند، چه کسی زیان می‌بیند؟
بدون شک، نخست، اقتصاد ملی و مردم افغانستان متضرر میگردند، به‌ویژه باشندگان مناطق همجوار این مسیرها که میتوانند از تجارت، کار، سرمایگذاری، زراعت، معادن و ایجاد زنجیره‌های تولید و بازار بهره‌مند شوند.
مخالفت با طالبان یک موضع سیاسی است.
اما مخالفت با توسعه اقتصادی مردم، بدون سنجش پیامدهای ان، با چه معیاری از منافع ملی توجیه میشود جز خیانت ملی ؟
هیچ پروژه ملی نباید ملکیت سیاسی طالبان و مخالفان طالب شمرده شود. همانگونه که هیچ مخالفی حق ندارد به‌نام مبارزه با طالبان، فرصتهای اقتصادی مردم را قربانی کند.
اگر کسی عمدا پروژه‌ای را برای منافع بیرونی سبوتاژ میکند، باید با شواهد و اسناد پاسخگو باشد، نه با اتهامهای واهی و بی‌دلیل.

۳- چابهار و واخان، فرصت افغانستان در نظم چندقطبی:
چابهار، واخان و مسیرهای اتصال به اسیای مرکزی میتوانند افغانستان را به شبکه‌های بزرگتر تجارت منطقه‌ای پیوند دهند.
ایران و هند به راه‌های بدیل دسترسی به بازارها نیاز دارند. چین و روسیه نیز در چارچوب منافع خود به اتصال زمینی و ثبات منطقه توجه میکنند.
افغانستان میتواند از این رقابت، بجای میدان‌بودن برای دیگران، به سود اقتصاد ملی بهره بگیرد.
تجربه محدودیتهای تورخم نشان داده استکه وابستگی بیش از حد به یک مسیر، هزینه سنگینی بر تاجران، دهقانان، کارگران و مصرف‌کنندگان تحمیل میکند.
تغییر مسیرهای تجارتی به‌سوی ایران و آسیای مرکزی نیز نشان میدهد که تنوع‌بخشیدن به راه‌های ترانزیتی یک نیاز واقعی اقتصاد ملی است.
اما باید اگاه بلشیم که کریدور تنها جاده نیست، باید با امنیت، گمرک کارآمد، سرمایگذاری، زیرساخت انرژی و دیجیتال، تولید داخلی و پیوند با بازارها همراه شود تا برای مردم شغل و درآمد پایدار ایجاد کند.

۴- ثبات منطقه‌ای بدون اصلاح سیاست داخلی پایدار نیست:
قدرتهای منطقه به افغانستان باثبات و قابل پیش‌بینی نیاز دارند، اما ثبات پایدار تنها با جاده و توافق تجارتی ساخته نمیشود.
افغانستان به مشارکت سیاسی فراگیر، حقوق شهروندان، اعتماد عمومی، چارچوب قانونی روشن و حکومتی پاسخگو نیاز دارد.
در این امر باید دقت کنیم که این نیاز منطقه‌ای میتواند فرصتی برای تشویق طالبان به تعدیل سیاست‌ها، گسترش مشارکت ملی و حرکت به‌سوی نظم سیاسی فراگیر باشد، نه بهانه‌ای برای نادیده‌گرفتن حقوق مردم و نه مجوزی برای رد همه پروژه‌ها به‌دلیل انکه طالبان در اجرای آنها نقش دارند.

دیدگاه راهبردی نویسنده:
امروز ازمون ما روشن است:
ایا منافع ملی را از رقابتهای قومی و جنگ سیاسی جدا میکنیم یا نان مردم را قربانی خصومتهای خود میسازیم؟
نه مردم پشتون دو سوی تورخم باید قربانی فشار سیاسی پاکستان شوند، نه مردم مناطق همجوار چابهار و واخان قربانی مخالفت کور سیاسی با طالبان!
بلوغ سیاسی یعنی دفاع از معیشت مردم، پشتیبانی از پروژه‌های ملی و همزمان پافشاری بر حقوق، مشارکت و حکومتداری پاسخگو.
افغانستان زمانی از جغرافیای محصور به چهارراه منطقه تبدیل میشود که مردمش منافع ملی را بر تعصب سیاسی مقدم بدانند و هیچ قدرت بیرونی، حکومت یا تریبون قومی نتواند اینده اقتصادی کشور را گروگان بگیرد.

هموطنان عزیز!
راه حل بحران افغانستان نیز دقیقا در تیاز منطقه به ثبات افغانستان و ثبات افغانستان نیاز به تعدیل طالبان و مشارکت ملی است.
این مقصد نه تنها با جنگ و نا امن سازی بنادر بنفع کشور های متخاصم بلکه با تدوین دکتورین ملی در همسویی با نیاز منطقه به ثبات در افغانستان میسر میگردد.

سید باقرشاه (احمدی)


این خبر را به اشتراک بگذارید
تگ ها:
مردم پشتون
قوم پاکستان
نظرات بینندگان:

ایمیل:
لطفا فارسی تایپ کنید. نوشتن آدرس ایمیل الزامی نیست
میتوانید نام و محل سکونت را همراه نظرتان برای چاپ ارسال نمایید
از نشر نظرات نفاق افکنی و توهین آمیز معذوریم
مطالب خود را برای نشر به ایمیل afghanpaper@gmail.com ارسال فرمایید.
پربیننده ترین اخبار 48 ساعت گذشته
کليه حقوق محفوظ ميباشد.
نقل مطالب با ذکر منبع (شبکه اطلاع رسانی افغانستان) بلامانع است