| سیاست روسیه و چین در قبال طالبان نشان میدهد که منافع امنیتی، اقتصادی و ژیوپلیتیک دولتها نقش تعیینکنندهای در روابط آنها با افغانستان دارد | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۳:۰۵ ۱۴۰۵/۷/۲۶ | کد خبر: 201110 | منبع: |
پرینت
|
|
طالبان؛ بیم و امید روسیه و چین و قربانیشدن مردم افغانستان؛
سیاست روسیه در قبال طالبان بر دو محور استوار است: نگرانی از گسترش تروریسم و ناامنی و مواد مخدر در آسیای مرکزی و تلاش برای افزایش نفوذ سیاسی و امنیتی در منطقه پس از خروج ایالات متحده از افغانستان.
مسکو از یکسو میکوشد تهدید گروههای تروریستی بهویژه داعش خراسان، را مهار کند و از سوی دیگر، با گسترش روابط با طالبان جایگاه خود را در معادلات منطقهای تقویت سازد. بهرسمیتشناختن گروه طالبان از سوی روسیه در ژوئیهٔ ۲۰۲۵، نشانهای از اولویتیافتن این محاسبات بود؛ اما به معنای پایان نگرانیهای امنیتی مسکو نیست.
سفرهای همزمان مقامهای روسیه به پاکستان و کابل؛
در اکتبر ۲۰۲۶، سفر وزیر داخلهٔ روسیه به پاکستان،معاون شورای امنیت به هند و سفر رییس دستگاه اطلاعات خارجی این کشور به کابل، توجهها را به تلاش مسکو برای حفظ ارتباط با طرفین قضیه افعانستان جلب کرد. این دیدارها در شرایط تنش میان پاکستان و طالبان و هند وپاکستان انجام شد و از اهمیت محاسبات امنیتی و منطقهای روسیه سخن میگوید.
هرچند جزئیات کامل مذاکرات علنی نشده است، همزمانی این سفرها را میتوان در چارچوب تلاش روسیه برای گسترش نقش خود در معادلات افغانستان و پاکستان وهند بررسی کرد. بااینحال، اینکه مسکو تا چه اندازه بتواند بر رفتار طرفین تأثیر بگذارد، هنوز روشن نیست.
منافع ملی چین در تقابل با منافع ملی افغانستان؛
سیاست چین در قبال طالبان عمدتاً بر تأمین امنیت، جلوگیری از فعالیت و تهدید گروههای ترورستی از خاک افعانستان و بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی افغانستان استوار است. منابع معدنی، مسیرهای ترانزیتی و موقعیت جغرافیایی افغانستان برای گسترش نفوذ اقتصادی پکن اهمیت دارند.
اما مسالهٔ اساسی این است که چین برای تأمین منافع امنیتی و اقتصادی خود با طالبان تعامل میکند، درحالیکه محرومیت زنان و دختران از آموزش، تبعیض جنسیتی، سرکوب آزادیهای بنیادین و حذف مردم از مشارکت سیاسی و مدنی، چالشها و تهدید های اند که در فراروی زندگی ما مردم شریف افغانستان قرار ارد این چالشها، فرصتی برای کشور چین است، این کشور، دفاع از حقوق مردم افغانستان و حمایت از ایجاد یک نظام سیاسی مشروع و پاسخگو، صدا و جایگاه مطلوب برای کشور مان ندارد و با اتخاذ چنین سیاست، منافع ملی افغانستان را قربانی منافع ملی خود میسازد. مساله این نیست که چین نباید منافع ملی خود را دنبال کند؛ مساله این است که تأمین منافع یک کشور نباید به بهای پایمالشدن حقوق و منافع ملی مردم کشور دیگر تمام شود، روسیه، چین، ایران، پاکستان و قطر از شرکای تداوم وضعیت اسفناک کنونی کشور اند.
تعامل قدرتها با طالبان؛ منافع دولتها یا حقوق مردم؟
روسیه و چین، با وجود تفاوت در اولویتها و محاسبات خود، روابط با طالبان را از منظر منافع ملی خویش دنبال میکنند. روسیه بیشتر بر نگرانیهای امنیتی و نفوذ منطقهای تمرکز دارد؛ چین نیز امنیت سینکیانگ، فرصتهای اقتصادی و دسترسی به منابع افغانستان را در اولویت قرار میدهد که افغانستان فاقد حکومت مبتنی بر قانون وارای مردم و نهاد قانونگذاری و سازوکارهای مؤثر نظارت و پاسخگویی عمومی است.
نتیجهگیری:
مردم افغانستان نباید قربانی رقابت قدرتها شوند.
سیاست روسیه و چین در قبال طالبان نشان میدهد که منافع امنیتی، اقتصادی و ژیوپلیتیک دولتها نقش تعیینکنندهای در روابط آنها با افغانستان دارد. در این میان، منافع مردم افغانستان زمانی به حاشیه رانده میشود که امنیت، منابع طبیعی و گسترش نفوذ خارجی بر حقوق شهروندان و آیندهٔ کشور اولویت پیدا کند.
افغانستان نباید به سپر امنیتی روسیه، فرصت اقتصادی چین یا میدان رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شود. منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی این کشور باید در خدمت توسعه و رفاه مردم آن قرار گیرد، نه اینکه بدون تأمین حقوق و منافع آنان به ابزار معامله منطقوی و قدرتهای بزرگ تبدیل شود.
امنیت پایدار بدون عدالت اجتماعی، رعایت حقوق شهروندان، مشارکت سیاسی مردم و پایاندادن به تبعیض جنسیتی امکانپذیر نیست. معیار ارزیابی سیاست خارجی کشورها در قبال افغانستان نیز باید پیامدهای عملی آن برای مردم باشد.
منافع ملی افغانستان نباید قربانی منافع ملی قدرتهای خارجی شود؛ مردم افغانستان حق دارند دربارهٔ سرنوشت سیاسی، منابع طبیعی و آیندهٔ کشور خود تصمیم بگیرند.
محمد انور متین