| علیرغم تبعیض در برابر مهاجران افغانستانی در ایران، آنها کار خود را خالصانه انجام داده و صادقانه برای ایران خدمت کرده و میکنند | ||||
| تاریخ انتشار: ۱۷:۵۰ ۱۴۰۵/۸/۱۶ | کد خبر: 201249 | منبع: |
پرینت
|
|
دیروز یادداشتی از دوستی درباره مشکلات مهاجران افغانستانی در ایران خواندم که تا حدود زیادی از پس بیان مشکلات برآمده بود. آن یادداشت، انگیزهای شد تا من هم یادداشت زیر را در ارتباط با مشکلات مهاجران افغانستانی در ایران بنویسم. البته شرح و بیان مشکلات مهاجران در ایران چنان فراوان و گسترده است که نه یک یادداست و دو یادداشت از پس بیان آنها برمیآید بلکه مثنوی هفتادمن کاغذ هم نمیتواند، مشکلات مهاجران را در خود بگنجاند اما به قول معروف:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
دشواریها و شداید مهاجران افغانستانی در ایران را کسی درک میکند که ضمن داشتن وجدان بیدار، خودش مدتی در ایران زیسته باشد و مشکلات این قشر مظلوم را با ذره ذره از وجودش حس و لمس کرده باشد. وقتی از مشکلات در ایران صحبت میکنیم، نه آن مشکلات عمومی است که اکنون بر این کشور و ملت آن تحمیل شده است بلکه ما از مشکلاتی حرف میزنیم که به صورت اضافی و مضاعف بر مهاجران افغانستانی در ایران تحمیل شده است. مثلاً از جمع دهها مشکل تحمیل شده بر مهاجران افغانستانی، یکی هم بیمه اجباری به شرط تمدید اقامت است که درصد بالایی از مهاجران، توان پرداخت آن را ندارند. به همین دلیل، هشت ماه از آغاز روند تمدید کارتهای اقامت مهاجران در ایران میگذرد اما این روند تاکنون به پایان نرسیده است زیرا مردم در این وضعیت بد اقتصادی و جنگ، توان پرداخت بیمه را ندارند و دولت هم هیچ کوتاه نمیآید. این نوع بیمه، به بیمه سلامت شهرت دارد که دولت، ایرانیها را رایگان بیمه کرده است اما هر تبعه افغانستانی باید مبلغ نزدیک به ۹ میلیون تومان پرداخت کند تا برای یکسال بیمه و مدارکاش تمدید شود. در ایران، این مبلغ خیلی زیاد است. یک خانواده پنج نفره افغانستانی را در نظر بگیرید که امسال فقط و فقط بابت بیمه سلامت، باید ۴۵ میلیون تومان پرداخت کند. بقیه هزینههای تمدید مدارک، سر جای خود.
مشکل دیگری که امسال برای تمدید مدارک به وجود آوردهاند، شرط تمدید مدرک مهاجر، داشتن کُد رهگیری مسکن است. توضیح این که مالکان ایرانی باید در نهادهای مرتبط با دولت، ثبتنام و تایید کنند که خانه خود را به مهاجر افغانستانی، به کرایه و یا گرو دادهاند تا کُد رهگیری مسکن صادر شود. بنا به دلایلی، بسیاری از مالکان ایرانی این کار را نمیکنند. درعینحال برخی از مهاجران افغانستانی در ایران طی سالها حضور در این کشور، خانه خریدهاند. آنها هم مجبور هستند که برای صدور کُد رهگیری مسکن برای تمدید مدارکشان، خانه خود را به نام ایرانی ثبت کنند. از یکطرف به هر کسی اعتبار نمیشود و از سوی دیگر، پیدا کردن یک تبعه ایرانی و حاضر شدن او برای ثبت خانه پناهجوی افغانستانی به نام خود، دشوار است.
ایجاد محدودیت بر شغل مهاجران، از دیگر مصایب این قشر در ایران است. هر مهاجر برای تمدید مدارک خود باید از اداره کار ایران، مجوز کار دریافت و پولی در قبال آن پرداخت کند. اداره کار، فقط چند شغل محدود مانند فعالیت در مرغداری، گاوداری، ساختمانسازی آن هم به صورت کارگر ساده و شغل نظافتچی را برای افغانستانیها اجازه میدهد. جالب است که در مشهد پایتخت معنوی ایران، حتی یک افغانستانی نمیتواند در شعاع سه کیلومتری حرم امام رضا(ع) هیچ نوع فعالیت اقتصادی داشته باشد. آن عده از مهاجران که در شعاع سه کیلومتری حرم، مشغول به کار هستند، از نگاه اداره کار ایران، تخلف میکنند و در صورت دیده شدن، بر خورد شدی با کارفرمای مهاجر صورت میگیرد.
جالب است که هفته گذشته، مجلس ایران قانونی را تصویب کرد که اگر یک تبعه خارجی، خلاف عنوان شغلی خود، فعالیت کند، جریمه شده و سپس از ایران اخراج میشود. مثلاً اداره کار به مهاجر افغانستانی اجازه داده است که در مرغداری و گاوداری کار کند اما اگر این مهاجر اقدام به خیاطی کند و یا در بازار فروشندگی کند، تخلف است و باید جریمه شده و از ایران اخراج شود.
شاید گفته شود که اگر مهاجران افغانستانی با چنین مشکلاتی در ایران زندگی میکنند، چرا این کشور را ترک نمیکنند؟
پاسخ ساده است. آن عده از مهاجران افغانستانی که توان خروج از ایران را داشتند، سالها پیش این کشور را ترک کردند و اکنون مهاجرانی در این کشور باقی ماندهاند که بیشتر آنها ناچار و مجبور هستند.
دیگر این که مهاجرت یک اصل پذیرفته شده در جهان است. در حال حاضر بین شش تا هشت میلیون نفر از اتباع ایران در کشورهای جهان زندگی میکنند و در رشد اقتصادی کشور میزبان، نقش دارند. این اشتباه بزرگی است که پدیده مهاجرت را تهدید امنیتی و اقتصادی بدانیم زیرا اگر کشورهای صنعتی و پیشرفته، مهاجرت و مهاجر را تهدید میدانستند، به رشد اقتصادی و پیشرفت نمیرسیدند. یک اصلی در اقتصاد به اسم سرانه تولید ناخالص داخلی وجود دارد که متکی به نیروی کار است. هر فردی که در جغرافیای یک کشور فعالیت میکند، در تولید ناخالص داخلی همان کشور هم سهم دارد. رشد اقتصادی و شکوفایی یک کشور نیز به مقدار و میزان تولید ناخالص داخلی همان کشور بستگی دارد. تعریف معروفی از رابطه بین رشد جمعیت از طریق مهاجرت و رشد تولید ناخالص وجود دارد که میگوید:
"رشد جمعیت از طریق مهاجرت گسترده میتواند مصرف و تقاضا برای خدمات عمومی را افزایش دهد و در نتیجه به رشد تولید ناخالص داخلی کمک کند."
لذا همانطور که میلیونها شهروند ایرانی در تولید ناخالص داخلی کشورهای جهان سهم دارند، شهروندان افغانستان هم در تولید ناخالص داخلی ایران نقش دارند.
ایران به نیرو و جمعیت افغانستانیهای این کشور بیشتر از جهان به نیروی کار ایرانی نیاز دارد زیرا ایران از یک دهه پیش وارد سیاهچاله جمعیتی شده است. مثلاً یک زوج ایرانی در دهه شصت، به صورت میانگین، چهار فرزند میآوردند اما اکنون به دو فرزند هم نمیرسد. به همین دلیل، دولت ایران سازمان ملی جوانی جمعیت را تاسیس کرد تا مادران و پدران ایرانی را به فرزندآوری بیشتر تشویق کند که تاکنون این طرح موفق نبوده است. بارها با مسوولان ایرانی صحبت کردهام که اگر فرزندان مهاجران را فرزندان خود بدانید و دیوارهای تبعیض را فروبریزید، آنها اگر بیشتر از یک ایرانی به ایران خدمت نکنند، کمتر هم خدمت نخواهند کرد. تجربه این را ثابت کرده است که علیرغم تبعیض در برابر مهاجران افغانستانی در ایران، آنها کار خود را خالصانه انجام داده و صادقانه برای ایران خدمت کرده و میکنند.
این سخن مبالغه نیست و یک حقیقت است که هیچ نقطهای از پیشرفت در ایران نیست که یک افغانستانی در آن حضور نداشته باشد. شاید ذهن، بیشتر به ساختوساز برود که درست است اما افغانستانیها با وجود محدودیتهای شدید بر فعالیتهای آنها، در تمام سطوح خدماتی ایران ولو غیررسمی از بهداشت و پزشکی و مهندسی گرفته تا تجارت و امور فرهنگی و حتی تامین امنیت ایران، حضور دارند.
این شرح بسیار بسیار ناچیزی از مشکلات مهاجران افغانستانی آن هم مهاجران قانونی و مجاز در ایران بود و اگر خواسته باشید که به بخش دیگری از مشکلات مهاجران پی ببرید، به یادداشت دوستی که در اول اشاره کردم، در اولین کامنت همین یادداشت مراجعه کنید.
مرادی