|
امروز: جمعه, ۳۰ اسد
ویدیوهای خبری
موضوع هفته
یادداشت و گفتگو
طنز
|
چرا در برخی نظامهای سیاسی، مخالف بهجای آنکه شهروند یا رقیب سیاسی دیده شود، «باطل» دیده میشود؟ حکومت ممکن است با زور به دست آید، اما اعتماد مردم را نمیتوان با زور به دست آورد. افغانستان یک کشور تکصدا و تکرنگ نیست ستم درونیشده با احساس حقارت همراه می شود. آنها اشتباهات یکدیگر را به عنوان دلیلی بر تایید همان کليشههای منفیِ گروه حاکم میبینند تعلل و خود خواهی بیش از این برای نسل جوان و صاحب دغدغه پذیرفتنی نیست؛ هر روز تأخیر، دشمن را قوی تر و مردم را ناامیدتر میکند منطقه که از آشوب غیرقابلکنترل میترسد، طالبان را یک شر مطلق اما قابل تحمل میداند و نمیخواهد با این شر مطلق و قدرت تخریبی مواجه شود هیچ جامعهای را نمیتوان بدون رضایت خود، برای همیشه در ساختاری سیاسی نگه داشت که حق برابری، هویت و مشارکت آن را در تعیین آینده خویش انکار میکند مناسبتها میآیند و میروند؛ اما آنچه باید در زندگی ما باقی بماند و تعیین کننده است، عدالت، صداقت، مهربانی، آزادگی و مبارزه با ستم و تبعیض است اتمر با تضعیف پایههای وحدت ملی و سرکوب نیروهای مردمی، یکی از مسببان اصلی فروپاشی درونی جمهوریتی بود که در نهایت به دست طالبان سقوط کرد افغانستان دیگر ظرفیت آزمون دوباره نسخههای فاقد مطالعات راهبردی و شکست خورده گذشته را ندارد چه کسی قدرت را به طالبان تحویل داد؛ چرا پس از یک قرن، هنوز تصامیمِ اطاق های فکری در لندن، مسکو، واشنگتن و اسلامآباد بیش از ارادهی مردمِ سرنوشتساز است؟! افغانستان نه به جنگ تازه نیاز دارد، نه به تجزیه، نه به داعش و نه به جنگ نیابتی قدرتهای خارجی، افغانستان به دولت ملی متوازن نیاز دارد تمام دنیا از همسایه تا منطقه و کشورهای غربی بسوی افغانستانِ نگاه امنیتی دارند و برخی از اینها منافع اقتصادی و تجارتی خود را با این نگاه افزوده اند نه حاکم، نه یک قوم، نه یک مذهب و نه یک ایدیولوژی؛ افغانستان متعلق به مردم آن است و دولت باید امانتدار حقوق و ثروت آنان باشد در صورت تبدیل اعضای این ایتلاف به مجریان بخشی از راهبرد امنیتی واشنگتن، مفهوم «نیروی نیابتی» نیز معنای گستردهتری پیدا میکند |