|
یادداشت و گفتگو
طنز
|
اگر همه رنجها را به تقدیر نسبت دهیم، چه جایی برای مسوولیت انسان باقی میماند؟ با چه معیاری میتوان ظلم را شناخت و در برابر آن ایستاد؟ ما میان کشتن و آزار دادن، میان اسارت و محروم کردن از آزادی، مرزهایی ساختهایم که بیشتر از آنکه بر رنج و نیاز موجودات استوار باشند مبارزهای نو، با روایتی نو؛ برای آیندهای مشترک. نام کشور، پرچم و روایت هویتی، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را به فردای نامعلوم حواله داد رابطه حکومت ایدیولوژیک با مردم در ظاهر به یک قرارداد الحاقی و مغبونانه شباهت دارد؛ اما در حقیقت، حتی قرارداد الحاقی هم نیست جنگ افغانستان، تنها رویارویی جمهوری دموکراتیک و شوروی با مجاهدین نبود؛ بلکه به میدان رقابتهای استخباراتی، معاملات پنهانی تسلیحاتی و منافع ژیوپولیتیک قدرتهای جهانی تبدیل شده بود آیا کشور های عضو پیمان مکه در لحظه تعارض منافع، تابع اولویت های متحدان خارجی خواهند ماند یا مستقلانه تصمیم خواهند گرفت؟ هویت ملی هزاره را نمیتوان به یک تبار واحد یا انتساب همهٔ هزارهها به یک نیای مشترک فروکاست.... منافع ملی زمانی معنا پیدا میکند که امنیت دیگران را بخشی از امنیت خود، پیشرفت دیگران را فرصتی برای پیشرفت عمومی و حقوق دیگران را بخشی از نظم عادلانه جامعه بدانیم مردم افغانستان به نان، کار، آموزش، درمان، آزادی و حق تعیین سرنوشت نیاز دارند؛ نه به تبلیغاتی از امنیتی که واقعیت تلخ زندگی آنان را پنهان کند در جمهوری فدرال آمریکا، برابری رسمی در برابر قانون با مناسباتی همراه است که در آن صاحبان سرمایه از امکانات گستردهتری برای تأثیرگذاری بر نهادهای حکومتی و جهتگیری سیاستهای عمومی برخوردارند جادهٔ واخان تا زمانی که به شبکهٔ ترانسپورتی چین متصل نشود و توافقهای مرزی و امنیتی لازم فراهم نگردد، یک دهلیز بینالمللی فعال نخواهد بود فقر فقط خالی بودن سفره نیست گاهی خالی شدن فرصت اندیشیدن، انتخاب کردن و ساختن آینده است تمام مردم افغانستان از هر قوم و تباری که هستند محترم و برابر هستند. هرکس حق دارد در این کشور، با احترام خود را پشتون یا ازبیک یا ترکتبار یا ایماق یا تاجیک یا سید یابلوچ بداند گوشی مرا گرفتند. عکسهای شخصی ما را یکییکی میدیدند و به دیگران نشان میدادند. میگفتند: “واه، واه! اینها را ببینید. اینها خراب هستند |